۱.در سمع قلب خانم باردار ۲۷ هفته، کدام یافته پاتولوژیک مى‌‏باشد؟ (پیش‏‌کارورزى شهریور ۱۴۰۱)

الف) Increased Second Heart Sound Split With Inspiration

ب) Low Grade Systolic Ejection Murmurs

ج) Diastolic Murmurs

د) Tird Heart Sound

در حاملگى سیستم قلبى عروقى در وضعیت هیپردینامیک قرار دارد و در معاینه طبیعى موارد زیر طبیعى به شمار مى‌‏روند:

۱ـ افزایش Splitting صداى دوم قلب در هنگام دم؛

۲ـ اتساع وریدهاى گردنى؛

۳ـ سمع سوفل سیستولى جهشى درجه پائین که احتمالاً ناشى از افزایش جریان خون از دریچه‏‌هاى آئورت و پولمونر است.

نکته: در بسیارى از زنان حامله (بعد از اواسط حاملگى) در حالت طبیعى S3 سمع مى‌‏شود.

نکته: سوفل‏هاى دیاستولى در حاملگى طبیعى نیستند. (گزینه ج)

۲ـ خانم ۳۰ ساله‏اى با سن باردارى ۲۸ هفته جهت مراقبت باردارى به درمانگاه مراجعه نموده است. کدامیک از تغییرات زیر نیاز به پیگیرى دارد؟ (دستیارى اردیبهشت ۱۴۰۲)

الف) کراتینین سرم mg/dL1

ب) گلوکزاورى Trace

ج) دفع پروتئین ادرار ۲۴ ساعته mg150

د) هموگلوبین g/dL5/12

در دوران حاملگى در ارزیابى ادرار با Dipstick، مقدار کم گلوکز در ادرار مى‏‌تواند طبیعى باشد و نشان‏دهنده گلوکوزورى نیست، اما وجود گلوکز در اندازه‏گیرى‏هاى پیاپى مى‏‌تواند نشان‏دهنده گلوکوزورى باشد و اهمیت دارد. در حاملگى طبیعى سطح سرمى کراتینین و BUNکاهش دارد. کلیرنس کراتینین ۳۰% بالاتر از مقدار دوران قبل از حاملگى مى‌‏شود و کراتینین سرم از mg/dL8/0 در زن غیر حامله به mg/dL6/0-5/0 در زن حامله در زمان ترم مى‏‌رسد. همچنین BUN هم در دوران حاملگى ۲۵% کاهش مى‌یابد و به mg/dL10-8 در انتهاى سه ماهه اول مى‏‌رسد و در همین سطح در ادامه حاملگى باقى مى‌‏ماند. در دوران حاملگى دفع پروتئین در ادرار تغییر نمى‌‏کند و در حد ۱۰۰ تا ۳۰۰ میلى‏‌گرم در هر ۲۴ ساعت باقى مى‌‏ماند. از هفته ۶ حاملگى حجم پلاسما شروع به افزایش مى‌‏کند و در هفته‏‌هاى ۳۰ تا ۳۴ به حداکثر مقدار خود مى‏‌رسد. در حاملگى‏‌هاى تک قلو، حجم پلاسما ۵۰% افزایش مى‌یابد. در دوران حاملگى حجم توده گلبول‏هاى قرمز هم افزایش پیدا مى‌‏کند، اما مقدار این افزایش کمتر از حجم پلاسما است و به سبب افزایش نامتناسب حجم پلاسما و توده گلبول‏هاى قرمز غلظت هموگلوبین و هماتوکریت کاهش مى‌یابد (آنمى فیزیولوژیک). (گزینه الف)

۳ـ در خانمى با باردارى تک قلو، سى هفته و هموگلوبین ۱۲ گرم در دسى‌‏لیتر، چه میزان آهن المنتال روزانه باید تجویز شود؟ (پیش‏‌کارورزى اسفند ۹۷)

الف) ۱۰۰ میلى‏‌گرم

ب) نیاز به آهن مکمل ندارد.

ج) ۶۰ میلى‏‌گرم

د) ۳۰ میلى‏‌گرم

باید آهن کافى براى افزایش حجم توده گلبول‏هاى قرمز در دوران حاملگى وجود داشته باشد. در حالت طبیعى زن حامله نیاز به ۱۰۰۰ میلى‏‌گرم آهن اضافى دارد و از این مقدار ۵۰۰ میلى‏‌گرم صرف افزایش حجم توده گلبول‏هاى قرمز مى‌‏شود، ۳۰۰ میلى‏‌گرم براى انتقال به جنین و ۲۰۰ میلى‏‌گرم جبران دفع طبیعى آهن بکار مى‏‌رود. بنابراین آهن مکمل در حاملگى براى پیشگیرى از ایجاد فقر آهن تجویز مى‌‏شود. براى تأمین آهن مورد نیاز مادر در زنى که دچار آنمى نیست، باید روزانه ۶۰ میلى‏‌گرم آهن المنتال تجویز شود. در جاى دیگر کتاب مقدار آهن مورد نیاز روزانه ۲۷ میلى‏‌گرم ذکر شده است. (گزینه د)

۴. در خانم باردار گروه خون B منفى و همسر AB مثبت که در اولین ویزیت باردارى آزمایش کومبس غیرمستقیم منفى داشته است، در چه زمانى این تست باید تکرار شود؟ (پیش‏‌کارورزى اسفند ۹۷)

الف) ۳۶-۳۴

ب) ۲۰-۱۸

ج) ۲۸-۲۶

د) ۲۴-۲۲

تمام زنانى که Rh-هستند و در ابتداى حاملگى حساس نشده‌‏اند باید در هفته‏‌هاى ۲۶ تا ۲۸ از نظر آنتى‌‏بادى‏‌هاى Rhمورد غربالگرى قرار گیرند. (گزینه ج)

۵. خانم حامله‌‏اى با ۷/۶/۹۸ = LMP مراجعه کرده و تاریخ احتمالى زایمان (EDC) وى بر اساس قانون نیگل، کدامیک از موارد زیر است؟ (پیش‏‌کارورزى شهریور ۹۹)

الف) ۳۰/۲/۹۹

ب) ۱۴/۳/۹۹

ج) ۱۷/۳/۹۹

د) ۲۷/۲/۹۹

سن باردارى یا Gestational Age بر اساس تعداد هفته‏‌هایى که از اولین روز LMP (و نه زمان لقاح) گذشته است، محاسبه مى‌‏شود. تعیین سن باردارى و تاریخ تخمینى وضع‏‌حمل یا EDD از جمله اقدامات مهم در اولین ویزیت پره‌‏ناتال است. قانون نایجل روش آسانى براى محاسبه EDD به شمار مى‏‌رود: ۷ روز به اولین روز آخرین قاعدگى طبیعى اضافه مى‌‏شود و ۳ ماه از آن کم مى‌‏شود. در خانمى که دوره قاعدگى ۲۸ روزه دارد، تخمک‏گذارى در روز ۱۴ اتفاق مى‏افتد؛ بنابراین بر اساس زمان لقاح، طول مدت حاملگى ۳۸ هفته است. اما از اولین روز LMP براى تعیین سن باردارى استفاده مى‌‏شود و به همین دلیل بر این اساس سن باردارى ۲-/+۴۰ هفته محاسبه مى‌‏شود. (گزینه ب)

۶. خانمى در هفته ۳۶ اولین باردارى خود با شکایت درد زایمانى و پارگى کیسه آب مراجعه کرده است. نتیجه کشت اخیر رکتوم و واژن از نظر استرپتوکک گروه B مثبت است. تجویز مناسب کدام است؟ (دستیارى اردیبهشت ۱۴۰۱)

الف) آنتى‏‌بیوتیک پیشگیرانه علیه استرپتوکک گروه B

ب) درمان استرپتوکک گروه B در صورت بروز تب

ج) آنتى‏‌بیوتیک با پوشش استرپتوکک گروه B پس از زایمان

د) نیاز به پیشگیرى یا درمان با آنتى‏‌بیوتیک ندارد

استرپتوکک گروه B از جمله علل مهم عفونت پرى‌‏ناتال است. تا ۳۰% از زنان حامله ممکن است دچار کلنیزاسیون بدون علامت بخش تحتانى دستگاه ژنیتال با این باکترى شوند، اما حتى در یک بیمار، ممکن است کشت بخش تحتانى دستگاه ژنیتال تنها بطور متناوب مثبت شود. در حدود ۵۰% از شیرخوارانى که با این باکترى (در بخش تحتانى دستگاه ژنیتال مادر) تماس پیدا مى‏‌کنند، دچار کلنیزاسیون مى‏‌شوند و در بیشتر موارد این کلنیزاسیون مشکلى بوجود نمى‌‏آید، اما در هر حال بدون درمان‏هاى پیشگیرى کننده، ممکن است سپسیس ناشى از GBS ایجاد شود. بنابراین توصیه مى‌‏شود تمامى زنان باردار بین هفته‏‌هاى ۳۵ تا ۳۷ باردارى از نظر GBS مورد غربالگرى قرار بگیرند:

۱ـ اگر کشت رکتوواژینال از نظر GBS مثبت باشد، باید پروفیلاکسى آنتى‏‌بیوتیکى در زمان زایمان یا پارگى پرده‏‌ها تجویز شود.

۲ـ اگر وضعیت کشت بیمار نامشخص باشد، پروفیلاکسى زمانى تجویز مى‌‏شود که هر کدام از شرایط زیر وجود داشته باشند:

ـ زایمان پره‏‌ترم (کمتر از ۳۷ هفته حاملگى)؛

ـ PROM (کمتر از ۳۷ هفته حاملگى)؛

ـ پارگى پرده‏‌ها براى ۱۸ ساعت یا بیشتر؛

ـ تب مادر در حین زایمان (۳۸ درجه سانتی‌گراد یا بیشتر).

۳ـ زنانى که دچار باکتریورى GBS در همین حاملگى بوده‏‌اند یا زنانى که سابقه تولد شیرخوارى را دارند که مبتلا به سپسیس زودرس GBS شده است، نیز کاندیداى دریافت پروفیلاکسى GBS در حین زایمان هستند. (گزینه الف)

۷. خانم باردار ۲۴ هفته تقاضاى مشاوره جهت مسافرت هوایى دارد. کدامیک از اظهارات زیر صحیح است؟ (پیش‏‌کارورزى شهریور ۱۴۰۱)

الف) در صورت دیابت تحت کنترل با انسولین، سفر هوایى توصیه نمى‌‏شود.

ب) کمربند براى محافظت از رحم در محاذات ناف قرار بگیرد.

ج) در صورت ابتلا به آنمى داسى‌‏شکل، سفر هوایى به دلیل ریسک جنینى توصیه نمى‌‏شود.

د) جهت پیشگیرى از بى‏‌حرکتى طولانى مدت، هر ۲-۱ ساعت راه برود.

بیشتر خطوط هوایى اجازه مسافرت هوایى به زنان حامله تا ۳۶ هفتگى را مى‌‏دهند. در خانم حامله‌‏اى دچار عوارض طبى یا مامایى است (اختلال هیپرتانسیونى که بخوبى کنترل نشده است، دیابت ملیتوس کنترل نشده یا بیمارى سیکل‏‌سل) توصیه نمى‌‏شود. و این توصیه به سبب خطرى که متوجه مادر یا جنین است، انجام نمى‌‏شود، بلکه بخاطر شروع زایمان است. در طول سفر توصیه مى‌‏شود که زن حامله مدت طولانى بى‏‌حرکت نباشد (به عنوان مثال در حالت نشسته) و هر ۱ تا ۲ ساعت راه برود (حتى براى مدتى کوتاه). (گزینه د)

۸. غربالگرى کدامیک از موارد زیر براى همه زنان باردار در اولین ویزیت پره‌‏ناتال توصیه نمى‌‏شود؟ (پیش‏‌کارورزى اسفند ۱۴۰۱)

الف) هپاتیت C

ب) سیفیلیس

ج) استرپتوکک گروه B

د) هپاتیت B

بر اساس آنچه در ضمیمه کتاب بکمن ذکر شده است، در اولین ویزیت پره‌‏ناتال باید آزمایش‏هاى زیر انجام شوند:

۱ـ آزمون‏هاى خونى:

* CBC شامل هموگلوبین و هماتوکریت، MCV، شمارش پلاکت‏ها؛

* گروه خونى و Rh و اسکرین آنتى‏بادى؛

* آزمون سرولوژیک براى سیفیلیس ( VDRLیا RPR)؛

* تیتر آنتى بادى ضد سرخجه؛

* بررسى از نظر HBsAg؛

* بررسى از نظر HIV.

۲ـ کشت ادرار براى غربالگرى؛

۳ـ بررسى از نظر کلامیدیا و گونوره‌‏آ در صورتى اندیکاسیون داشته باشد. (گزینه ج)

۹.ـ خانم ۲۰ ساله با سابقه تشنج از کودکى و تحت درمان دارویى، جهت مراقبت‏ها قبل از باردارى مراجعه کرده است. در مورد تجویز روزانه اسید فولیک براى این خانم، مناسب‏ترین توصیه کدام است؟ (دستیارى اردیبهشت ۱۴۰۲)

الف) mg4 چند ماه قبل از باردارى

ب) mg3 بعد از تأئید باردارى

ج) mg2 چند ماه قبل از باردارى

د) mg1 بعد از تأئید باردارى

زنانى که مى‏‌خواهند حامله شوند، براى پیشگیرى از NTDباید روزانه ۴/۰ میلى‏‌گرم اسید فولیک مصرف کنند و این مقدار را در سه ماهه اول باردارى ادامه بدهند. زنانى که سابقه NTD در حاملگى‏‌هاى قبلى دارند یا از داروهایى استفاده مى‏‌کنند که با متابولیسم فولات تداخل دارد باید روزانه ۴ میلى‏‌گرم اسید فولیک از قبل از حاملگى دریافت کنند. در کل در موارد کم خطر مقدار توصیه شده مصرف اسید فولیک در حاملگى ۴۰۰ میکروگرم روزانه و در موارد پر خطر ۴ میلى‏‌گرم روزانه است. (گزینه الف)

۱۰. در کدامیک از موارد زیر ورزش آیروبیک براى مادر کنترا‌اندیکاسیون مطلق مى‌‏باشد؟ (پیش‏‌کارورزى شهریور ۱۴۰۲)

الف) برونشیت مزمن

ب) BMI مادر کمتر از ۱۲

ج) نارسایى سرویکس

د) محدودیت رشد جنین

از جمله کنترا‌اندیکاسیون‏هاى مطلق ورزش کردن آئروبیک در دوران باردارى مى‌‏توان به موارد زیر اشاره کرد:

۱ـ بیمارى قلبى که از نظر همودینامیک قابل توجه است؛

۲ـ بیمارى محدود کننده ریه؛

۳ـ نارسایى سرویکس؛

۴ـ حاملگى چند قلو در خطر زایمان زودرس؛

۵ـ خونریزى مداوم در سه ماهه دوم یا سوم؛

۶ـ جفت سرراهى بعد از ۲۶ هفته باردارى؛

۷ـ زایمان زودرس؛

۸ـ پارگى پرده‏‌ها؛

۹ـ هیپرتانسیون باردارى / پره‌‏اکلامپسى؛

۱۰ـ آنمى شدید.

از جمله کنترا‌اندیکاسیون‏هاى نسبى ورزش کردن آئروبیک در دوران باردارى مى‌‏توان به موارد زیر اشاره کرد:

۱ـ آنمى؛

۲ـ آریتمى ارزیابى نشده مادر؛

۳ـ دیابت نوع ۱ با کنترل نامناسب؛

۴ـ چاقى شدید؛

۵ـ کاهش وزن بسیار شدید (BMI زیر ۱۲)؛

۶ـ سابقه زندگى بشدت ساکن؛

۷ـ IUGR؛

۸ـ هیپرتانسیون با کنترل نامناسب؛

۹ـ محدودیت‏هاى ارتوپدى؛

۱۰ـ اختلال تشنجى با کنترل نامناسب؛

۱۱ـ هیپرتیروئیدیسم یا کنترل نامناسب؛

۱۲ـ سیگار کشیدن شدید. (گزینه ج)

۱۱. در خانم باردار ۳۲ ساله مبتلا به روماتوئید آرتریت، کدام داروى زیر منع مصرف دارد؟ (پیش‏‌کارورزى شهریور ۹۵)

الف) متوترکسات

ب) پردنیزولون

ج) هیدروکسى کلروکین

د) آسپیرین

متوترکسات متابولیسم اسید فولیک را تغییر مى‏‌دهد و در صورتى که در حاملگى با دوز بالا مصرف شود، مى‏‌تواند سبب اختلال رشد، اختلالات شدید اندام‏ها، چرخش گوش‏ها به عقب، میکروگناتى و هیپوپلازى ستیغ‌‏هاى سوپرا اربیتال شود. (گزینه الف)

۱۲. مصرف کدامیک از داروهاى زیر در حاملگى ممنوع است؟ (پیش‏‌کارورزى اسفند ۹۵)

الف) مترونیدازول

ب) کاربامازپین

ج) سیکلوفسفامید

د) متوکلوپرامید

مصرف سیکلوفسفامید در سه ماهه اول حاملگى با عدم ایجاد یا هیپوپلازى بندهاى انگشتان دست و پاى جنین همراه است. در سه ماهه دوم اختلالى ایجاد نمى‌‏کند. تماس با مترونیدازول در سه ماهه اول حاملگى براى جنین تراتوژن نیست. (گزینه ج)

۱۳. مصرف کدام دارو در تمام طول باردارى مجاز است؟ (دستیارى اردیبهشت ۹۶)

الف) ترى متوپریم سولفامتاکسازول

ب) نیتروفورانتوئین

ج) سیپروفلوکساسین

د) آسیکلوویر

آسیکلوویر بر روى جنین عارضه سوئى ندارد. کینولون‏ها (مانند سیپروفلوکساسین) در حیوانات مى‌‏توانند سبب ایجاد آرتروپاتى‏هاى غیر قابل برگشت و اروزیون غضروف شوند. تجویز نیتروفورانتوئین در شیرخوارانى که کمتر از ۱ ماه سن دارند و در کمبود G6PD کنترا‌اندیکه است، چرا که مى‏‌تواند سبب ایجاد همولیز شود. همچنین از تجویز سولفونامیدها در نزدیک زمان وضع‏‌حمل باید خوددارى کرد، چرا که مى‌‏توانند خطر هیپربیلى‏روبینمى را افزایش بدهند (بیلى‏روبین را از محل‏هاى اتصال به پروتئین جدا مى‏‌کنند). (گزینه د)

۱۴. مصرف کدام دارو در درمان میگرن در زنان باردار مجاز نیست؟ (دستیارى اسفند ۹۷)

الف) Chlorpromazin

ب) Sumatriptan succinate

ج) Ergotamine

د) Combination of aspirin, acetaminophen and caffeine

در حاملگى درمان اولیه میگرن با استامینوفن به تنهایى یا در ترکیب با کدئین، متوکلوپرامید یا بوتالبیتال ـ کافئین انجام مى‌‏شود. در صورت امکان باید از مصرف طولانى مدت نارکوتیک‏ها خوددارى شود تا عوارضى نظیر سردردهاى ناشى از مصرف بیش از حد دارو، اعتیاد و سندرم محرومیت نوزاد ایجاد نشوند. تریپتان‏ها بطور اختصاصى عروق مغز را منقبض مى‏‌کنند، اما در حاملگى عموما مورد استفاده قرار نمى‌‏گیرند، زیرا از نظر تئورى با خطر انقباض عروق رحمى و افزایش انقباضات رحمى همراه هستند. اما در بیمارانى که دچار علایم شدید هستند و به دیگر داروها پاسخ نمى‌‏دهند، مى‌‏توان سوماتریپتان را امتحان کرد. نباید از ارگوتامین در دوران حاملگى استفاده کرد. گاه براى علایم شدید گوارشى میگرن از اندانسترون و متوکلوپرامید استفاده مى‌‏شود. ممکن است نیاز به پروفیلاکسى با داروهایى نظیر بتابلوکرها و منیزیوم خوراکى (و دیگر داروها) باشد. (گزینه ج)

۱۵. خانم ۳۰ ساله G1 مبتلا به آسم، با حاملگى ۱۵ هفته و مصرف اسپرى بکلومتازون جهت مشاوره مراجعه کرده است. کدام مورد پیرامون عوارض دارو صحیح است؟ (دستیارى اسفند ۹۷)

الف) شکاف کام افزایش مى‌یابد

ب) ریسک شکاف لب دارد

ج) اثرات تراتوژن دیده نشده است

د) هیپوپلازى بینى ایجاد مى‌‏کند

استروئیدهاى استنشاقى (بویژه بودزوناید) درمان کنترل کننده خط اول براى آسم پایدار در دوران حاملگى است. آلبوترول استنشاقى درمان حاد توصیه شده به شمار مى‏‌رود. (گزینه ج)

۱۶. تجویز کدامیک از داروهاى ضدتشنج زیر در باردارى ارجح است؟ (پیش‏‌کارورزى شهریور ۹۸)

الف) کاربامازپین

ب) لاموتریژین

ج) والپروئیک اسید

د) فنى توئین

تمامى داروهاى ضد تشنجى که بطور شایع مورد استفاده قرار مى‌‏گیرند، خطر ایجاد آنومالى‏هاى مادرزادى را از ۳-۲% به ۶-۴% افزایش مى‌‏دهند. والپورات بیشترین خطر ایجاد مالفورماسیون‏ها (بویژه نقایص لوله عصبى) را دارد و باید از مصرف آن‏ها خوددارى کرد، مگر آن که بطور قطع نیاز شود. خطر داروهاى دیگر نظیر فنى‏توئین، کاربامازپین، توپیرامات و فنوباربیتال کمتر است، اما هیچ نوع توصیه خاصى براى انتخاب دارو نمى‌‏شود. برخى از داروهاى جدیدتر نظیر گاباپنتین، لاموتریژین و لوتیراستام وقتى بصورت مونوتراپى بکار مى‌‏روند، کمتر مى‌‏توانند منجر به آنومالى‏هاى شدید جنین شوند. (گزینه ب)

۱۷. مصرف کدامیک از داروهاى زیر در سه ماه اول حاملگى ایمن‏تر است؟ (دستیارى اردیبهشت ۱۴۰۱)

الف) وارفارین

ب) لوزارتان

ج) ایزوترتینوئین

د) مترونیدازول

گزینه‏ها را بررسى مى‏‌کنیم:

گزینه الف: وارفارین براحتى مى‏‌تواند از جفت عبور کند و بشدت تراتوژن است. اگر جنین در هفته‏‌هاى ۶ تا ۱۲ با وارفارین تماس داشته باشد، خطر ایجاد نوعى امبریوپاتى وارفارینى وجود دارد که با هیپوپلازى بینى و قسمت میانى صورت و لغزش مهره‏ها و اپى‏فیز فمور مشخص مى‌‏شود. اگر جنین در مراحل بعد با وارفارین تماس داشته باشد، اختلالات مرتبط با خونریزى نظیر هیدروسفالى در او افزایش مى‌یابد.

گزینه ب: مصرف مهار کننده‏‌هاى آنزیم مبدل آنژیوتانسین یا ACEIsدر دوران حاملگى مى‏‌تواند با ایجاد آنومالى‏هاى مختلف جنینى از جمله محدودیت رشد، و کنتراکچورهاى اندام همراه باشد. لوزارتان مهار کننده گیرنده آنژیوتانسین است و نباید در حاملگى مصرف شود.

گزینه ج: ایزوترتینوئین تراتوژنى قوى است و استفاده آن در سه ماهه اول حاملگى با خطر قابل توجه از دست رفتن جنین و ایجاد مالفورماسیون همراه است.

گزینه د: تماس با مترونیدازول در سه ماهه اول حاملگى براى جنین تراتوژن نیست. (گزینه د)

۱۸. خانم باردارى روز گذشته زایمان طبیعى داشته است. نوزاد وى به دلیل خروج روده‏‌ها از دیواره شکم در محل بند ناف در بخش NICU بسترى شده است. مصرف کدامیک از داروهاى زیر در تریمستر اول باردارى مى‏‌تواند علت بروز این عارضه باشد؟ (پیش‏‌کارورزى شهریور ۱۴۰۱)

الف) دانازول

ب) ایندومتاسین

ج) پسودوافدرین

د) لیتیوم

جنین دچار امفالوسل است (گاستروشزى نقص در دیواره شکم در سمت راست ناف است)، پسودوافدرین مى‏‌تواند سبب گاستروشزى شود و به همین دلیل نباید در سه ماهه اول حاملگى مصرف شود. (گزینه ج)

۱۹. خانم باردار ۴۰ ساله با سن حاملگى ۱۲ هفته، جهت سندرم داون تحت بررسى غربالگرى مرحله اول قرار مى‌‏گیرد که مثبت گزارش شده است. اقدام بعدى چیست؟ (دستیارى اسفند ۹۷)

الف) بیوپسى پرز کوریونى

ب) آمنیوسنتز

ج) انجام تست چهار گانه

د) سونوگرافى آنومالى اسکن

براى آنالیز DNA جنین قبل از زایمان نیاز به سلول‏هاى هسته‏‌دار جنین است که به کمک آمنیوسنتز، CVS یا نمونه‏‌گیرى از خون بند ناف از راه پوست (PUBS) بدست مى‌‏آیند. به نکات زیر توجه کنید:

۱ـ اگر در غربالگرى سه ماهه اول افزایش خطر ابتلا جنین به آنوپلوئیدى تشخیص داده شود، باید مشاوره ژنتیک انجام شود و در سه ماهه دوم آزمون تشخیصى به کمک نمونه‏‌گیرى از پرزهاى کوریونى ((CVS) یا آمنیوسنتز صورت بگیرد.

۲ـ اگر در سونوگرافى جنین، افزایش Nuchal Translucency، آنومالى آشکار یا سیستیک هیگروما دیده شود، باید مشاوره ژنتیک، آزمون تشخیصى مربوط به آنوپلوئیدى و سونوگرافى براى پیگیرى انجام شوند. (گزینه الف)

۲۰ـ خانمى ۳۶ ساله شکم اول با سن حاملگى ۱۲ هفته مراجعه کرده است. کدام یک از آزمایشات زیر را در این سن باردارى به ایشان پیشنهاد مى‏‌کنید؟ (پیش‏‌کارورزى شهریور ۹۸)

الف) سونوگرافى NT همراه با آزمایشات PAPP-A و BHCG آزاد

ب) سونوگرافى NT همراه با آزمایشات استریول غیر کنژوگه و اینهیبین A

ج) سونوگرافى آنومالى اسکن همراه با تست چهارگانه

د) سونوگرافى آنومالى اسکن همراه با PAPP-A و BHCG آزاد

به کمک غربالگرى مرکب در سه ماهه اول (سونوگرافى از نظر ترانس‏لوسنسى گردن جنین، شاخص‏هاى سرمى مادر، پروتئین پلاسمایى مرتبط با حاملگى A و بتا hCG به همراه سن مادر) مى‌‏توان ۸۵% از سندرم‏هاى داون را تشخیص داد (مثبت کاذب ۵%). (گزینه الف)

۲۱. به منظور کاهش ریسک نقایص لوله عصبى در جنین، کدامیک از موارد زیر تجویز مى‌‏شود؟ (پیش‏‌کارورزى شهریور ۱۴۰۲)

الف) آهن

ب) اسید فولیک

ج) ویتامین C

د) کلسیم

زنانى که مى‏‌خواهند حامله شوند، براى پیشگیرى از NTDباید روزانه ۴/۰ میلى‏‌گرم اسید فولیک مصرف کنند و این مقدار را در سه ماهه اول باردارى ادامه بدهند. زنانى که سابقه NTD در حاملگى‏‌هاى قبلى دارند یا از داروهایى استفاده مى‏‌کنند که با متابولیسم فولات تداخل دارد باید روزانه ۴ میلى‏‌گرم اسید فولیک از قبل از حاملگى دریافت کنند. در کل در موارد کم خطر مقدار توصیه شده مصرف اسید فولیک در حاملگى ۴۰۰ میکروگرم روزانه و در موارد پر خطر ۴ میلى‏‌گرم روزانه است. (گزینه ب)

۲۲ـ خانم ۳۵ ساله G1 با سن حاملگى ۴۰ هفته و ۵ روز، با آبریزش واضح و درد زایمانى مراجعه کرده است در معاینه جنین سفالیک و دیلاتاسیون سرویکس ۸ سانتى‌‏متر و Stationسر در +۱ مى‌‏باشد سوچورهاى سر جنین به علت مولدینگ لمس نمى‌‏شود و ادم در پوست سر جنین مشهود است. اقدام مناسب در این مرحله کدام است؟ (دستیارى تیر ۱۴۰۰)

الف) استفاده از اپى‏زیوتومى بزرگ

ب) توجه به سیر زایمان و نزول جنین

ج) سزارین اورژانسى

د) تشویق به زور زدن مادر

بیمار در مرحله اول زایمان است. در مرحله اول زایمان با مجموعه‏‌اى از معاینه‏‌هاى لگنى پیشرفت زایمان ارزیابى مى‌‏شود و در هر بار معاینه از لوبریکال استریل استفاده مى‏گردد. در هر معاینه باید دیلاتاسیون و افاسمان سرویکس، پوزیسیون عضو نما، Station و وضعیت پرده‏‌ها بررسى شود. در بخش‏هاى بعدى مرحله اول زایمان ممکن است بیمار اظهار کند که احساس مى‌‏کند باید زور بزند! این احساس نشان‏دهنده نزول قابل توجه سر جنین و فشار آن بر روى پرینه است. در این زمان باید مانع زور زدن مادر شد تا در اثر فشار سر جنین بر روى سرویکسى که دیلاتاسیون کامل ندارد، سرویکس متورم نشود.

الف) اگر سرویکس متورم شود، پیش از کامل شدن دیلاتاسیون نیاز به زمانى بیشتر براى برطرف شدن ادم خواهد بود. در این هنگام ممکن است نیاز به معاینات واژینال بیشترى باشد.

ب) همچنین اگر Decelerationهاى قابل توجه FHR وجود داشته باشد، باید معاینه‏‌هاى بیشترى انجام شود تا مشخص شود که آیا بند ناف پرولاپس کرده است و یا آیا وضع‏‌حمل قریب‏‌الوقوع است؟

اگر روند زایمان پیشرفت طبیعى داشته باشد و شواهد موجود نشان بدهد که جنین زایمان را تحمل مى‌‏کند، نیاز به آمنیوتومى روتین نیست.

در مرحله دوم زایمان ممکن است سر جنین دچار تغییراتى شود.

الف) Molding به معناى تغییر در ارتباط بین استخوان‏هاى جمجمه جنین است که حتى مى‏‌تواند سبب روى هم رفتن استخوان‏هاى پاریتال هم شود. با تطبیق سر با بخش استخوانى لگن، بطور شایع Molding روى مى‏‌دهد و هر چقدر عدم تطابق سر جنین با لگن استخوانى بیشتر باشد، Molding بیشترى روى مى‏‌دهد.

ب) کاپوت سوکسدانئوم ادم پوست سر جنین در اثر فشارى است که سرویکس بر سر جنین مى‌‏آورد.

Molding و کاپوت سوکسدانئوم دو علت شایع تخمین بیش از اندازه مقدار نزول جنین ( Stationعضو نما) هستند. Molding و کاپوت سوکسدانئوم در چند روز اول بعد از تولد برطرف مى‏‌شوند.

در دو مورد زیر ممکن است انجام اپى‏زیوتومى اندیکاسیون داشته باشد:

الف) وضع‏‌حمل با وسائل؛

ب) توقف نزول یا طولانى شدن نزول.

در شیرخوارى که اندازه طبیعى دارد، با کنترل سر و بدن جنین در زمان وضع‏‌حمل، خطر ایجاد پارگى‏‌هاى مامایى کم است و نیاز به اپى‏زیوتومى به حداقل مى‏‌رسد. در صورت نیاز به انجام اپى‏زیوتومى، تنها بعد از آن پرینه توسط نزول سر جنین نازک شد، باید برش داده شود. همچنین انسیزیون باید در سمت مخاط طویل‏تر از سمت پرینه باشد. کالج زنان و زایمان آمریکا ذکر که نیازى به انجام روتین اپى‏زیوتومى نیست و اپى‏زیوتومى مى‏‌تواند سبب افزایش خطر پارگى‏‌هاى درجه ۳ و ۴ پرینه و تأخیر در شروع آمیزش جنسى طبیعى زن شود. اپى‏زیوتومى تنها باید اندیکاسیون خاص طبى انجام شود. در اپى‏زیوتومى مدیان احتمال آسیب‏دیدگى اسفنکتر مقعد و رکتوم بیشتر است و در موارد خاص انجام اپى‏زیوتومى مدیولترال ارجح مى‌‏باشد. در این تست به نظر مى‏‌رسد که زایمان سیر طبیعى داشته باشد و باید سیر زایمان بررسى شود. (گزینه ب)

۲۳ـ ۲۰ دقیقه از زایمان نوزاد گذشته و هنوز جفت خارج نشده است. خونریزى فعال وجود ندارد. اقدام مناسب چیست؟ (پیش‏‌کارورزى شهریور ۱۴۰۰)

الف) کورتاژ دستى جفت

ب) هیستروتومى

ج) درمان انتظارى

د) انتقال به اتاق عمل جهت خروج واژینال جفت

سه نشانه کلاسیک جدا شدن جفت عبارتند از: الف) بالا رفتن رحم در شکم؛ ب) گرد و مدور شدن رحم؛ ج) خروج خون یا طویل شدن بند ناف. نباید با کشیدن شدید بند ناف، سعى در بیرون کشیدن جفت از رحم کرد. بکار بردن نیروى نامناسب براى خارج کردن جفت مى‏‌تواند سبب اینورسیون رحم شود که نوعى اورژانس مامایى است و با خونریزى شدید و شوک همراه مى‌‏باشد. در عوض باید منتظر خروج خودبخود جفت بود که گاهى تا ۳۰ دقیقه هم طول مى‏کشد. زمانى که جفت وارد سگمان تحتانى رحم شد (رحم بالا مى‏‌رود و گرد و کروى مى‌‏شود)، بند ناف به ملایمت کشیده مى‌‏شود. در این هنگام دستى که روى شکم قرار دارد، به سمت خلف و بالا (در جهت مقابل) فشارى ملایم وارد مى‌‏کند تا فوندوس رحم را در حمل خود ثابت نگه دارد و مانع اینورسیون رحم شود. (گزینه ج)

۲۴ـ کدامیک از معیارهاى زیر از مشخصات انقباضات Braxton Hicks مى‌‏باشد؟ (پیش‏‌کارورزى شهریور ۱۴۰۱)

الف) همراهى با اتساع سرویکس

ب) شدت و تعداد فزاینده

ج) برطرف شدن با راه رفتن مادر

د) همراهى با Bloody Show

با نزدیک شدن به ترم، انقباضات رحمى مربوط به زایمان ایجاد مى‏‌شوند و بر فرکانس و قدرت آن‏ها افزوده مى‌‏شود. البته انقباضات خودبخود رحمى که توسط بیمار احساس نمى‏‌شوند، در تمام طول حاملگى وجود دارند. در انتهاى حاملگى این انقباضات قوى‏تر و مکررتر مى‏‌شوند و بیمار احساس ناراحتى مى‌‏کند. این انقباضات را براکستون هیکس (زایمان کاذب) مى‏نامند و با دیلاتاسیون سرویکس همراه نیستند و با تعریف زایمان مطابقت ندارند:

۱ـ انقباضات براکستون هیکس در مقایسه با انقباضات رحمى مربوط به زایمان حقیقى مدت کوتاه‏ترى و شدت کمترى دارند و ناراحتى ناشى از آن‏ها در پائین شکم و کشاله ران احساس مى‌‏شود و با راه رفتن، هیدراسیون یا مصرف مسکن ممکن است از بین بروند.

۲ـ درد ناشى از انقباضات حقیقى زایمان بر روى فوندوس رحم احساس مى‌‏شود و به کمر و پائین شکم انتشار مى‌یابد. این انقباضات با گذشت زمان قوى‏تر و مکررتر مى‏‌شوند. (گزینه ج)

۲۵ـ خانم ۲۵ ساله G2L1 با سن باردارى ۳۸ هفته با دردهاى زایمانى و معاینه دیلاتاسیون سرویکال ۷ سانتى‌‏متر بسترى شده است. ۲ ساعت بعد، در معاینه مجدد دیلاتاسیون سرویکس ۸ سانتى‌‏متر مى‌‏باشد. کدام اختلال مطرح است؟ (پیش‏‌کارورزى اسفند ۱۴۰۱)

الف) Protraction Disorder of Latent Phase

ب) Arrest Disorder of Active Phase

ج) Protraction Disorder of Active Phase

د) Arrest Disorder of Latent Phase

زایمان غیر طبیعى یا دیستوشى با پیشرفت غیرطبیعى زایمان مشخص مى‌‏شود. در آمریکا دیستوشى علت اصلى انجام سزارین است. اختلالات زایمان را به دو دسته اصلى تقسیم مى‏‌کنند:

۱ـ Protarction Disorders: زایمان به آهستگى پیشرفت مى‌‏کند.

۲ـ Arrest Disorders: زایمان متوقف مى‌‏شود.

آهسته شدن زایمان هم در فاز نهفته و هم در فاز فعال زایمان روى مى‏‌دهد، در حالى توقف زایمان تنها در فاز فعال مشاهده مى‌‏شود.

بنابراین در کل الگوهاى غیر طبیعى بودن زایمان را بصورت زیر بررسى مى‏‌کنیم:

۱ـ اختلالات مربوط به مرحله اول زایمان:

ـ Protarction Disorders:

فاز نهفته: طولانى شدن فاز نهفته بیش از ۲۰ ساعت در زنان نولى‏پار و بیش از ۱۴ ساعت در زنان مولتى‏پار؛

فاز فعال: سرعت دیلاتاسیون سرویکس کمتر از ۱ سانتى‌‏متر در ساعت در زنان نولى‏پار و کمتر از ۵/۱-۲/۱ سانتى‌‏متر در ساعت در زنان مولتى‏پار؛

ـ Arrest Disorders: در فاز فعال بصورت عدم دیلاتاسیون سرویکس براى بیش از ۲ ساعت در زنان مولتى‏پار و نولى‏پار تعریف مى‌‏شود. همچنین اگر آنستزى منطقه‏اى بکار رفته باشد، بصورت عدم دیلاتاسیون سرویکس براى بیش از ۴ ساعت تعریف مى‏گردد.

۲ـ اختلالات مربوط به مرحله دوم زایمان:

ـ Protarction Disorders:

با آنستزى منطقه‏اى (در زنان مولتى‏پار و نولى‏پار): مدت بیش از ۳ ساعت؛

بدون آنستزى منطقه‏اى: مدت بیش از ۲ ساعت اگر جنین با سرعت کمتر از ۱ سانتى‌‏متر در ساعت نزول کند.

ـ Arrest Disorders: عدم نزول جنین بعد از ۱ ساعت زور زدن مادر.

پس بطور خلاصه زمانى فاز نهفته طولانى در نظر گرفته مى‌‏شود که بیش از ۲۰ ساعت در زنان نولى‏پار و بیش از ۱۴ ساعت در زنان مولتى‏پار طول کشیده باشد. یادتان باشد که طولانى بودن فاز نهفته الزاما به معناى غیر طبیعى بودن مرحله فعال زایمان نیست. (گزینه ج)

۲۶ـ در خانمى ۲۵ ساله G1 با سن باردارى ۳۸ هفته، دردهاى زایمانى از حدود ۶ ساعت قبل شروع شده است. در معاینه دیلاتاسیون ۲ سانتى‌‏متر و افاسمان ۵۰% داشته است و سر در موقعیت قدامى و FHR=130-140/min مى‌‏باشد. مناسب‏ترین اقدام کدام است؟ (دستیارى اردیبهشت ۱۴۰۲)

الف) تقویت انقباضات رحمى با انفوزیون اکسى‌‏توسین

ب) تحت نظر گرفتن با تجویز مسکن و کنترل FHR

ج) آماده‏سازى براى سزارین

د) انجام آمنیوتومى

براى درمان طولانى شدن مرحله اول زایمان مى‌‏توان روش‏هاى مختلفى را در پیش گرفت: تحت نظر قرار دادن بیمار، تحریک زایمان با آمنیوتومى یا اکسى‌‏توسین و تداوم درمان حمایتى. فاز نهفته طولانى یعنى طولانى شدن فاز نهفته بیش از ۲۰ ساعت در زنان نولى‏پار و بیش از ۱۴ ساعت در زنان مولتى‏پار. به نظر نمى‏‌رسد که در بیمار این تست هنوز فاز نهفته طولانى شده باشد. (گزینه ب)

۲۷ـ در NST انجام شده براى خانم ۳۲ ساله مبتلا به دیابت باردارى تحت درمان با انسولین در هفته ۳۴ حاملگى طى ۲۰ دقیقه دو افزایش سرعت ضربان قلب جنین به مدت ۱۵ و ۲۵ ثانیه به میزان ۲۰ و ۲۵ ضربه در دقیقه به دنبال حرکت جنین وجود داشته است. تفسیر شما چیست؟ (پیش‏‌کارورزى اسفند ۹۴)

الف) تست Non Reactive و نیاز به OCT

ب) نارسایى گردش خون جفتى

ج) تست نامشخص و نیاز به تکرار تست بعد از ۶ ساعت

د) تست Reactive

در این تست نتیجه NST بیمار واکنشى است. در Nonstress Test به کمک نوعى مبدل خارجى، تعداد ضربان قلب جنین، الگوى ضربان قلب جدید و Accelerationهاى آن، براى حداقل ۲۰ دقیقه اندازه‏گیرى شده، مونیتور مى‏‌شوند. از بیمار خواسته مى‌‏شود تا در صورتى که جنین حرکت کرد، دکمه‏اى را فشار بدهد که سبب مى‌‏شود نشانه‏اى بر روى نوار مونیتور ثبت شود. بعد نوار ثبت شده از نظر Acceleration ضربان قلب جنین بررسى مى‌‏شود:

۱ـ نتیجه واکنشى (یا اطمینان‏‌بخش): اگر دو یا تعداد بیشترى Acceleration ضربان قلب جنین (۱۵ ضربان بالاتر سطح پایه و به مدت ۱۵ ثانیه) در مدت ۲۰ دقیقه با یا بدون وجود حرکت جنین، وجود داشته باشد نتیجه واکنشى است.

۲ـ نتیجه غیر واکنشى (یا غیر اطمینان‏‌بخش): Acceleration ضربان قلب جنین در مدت ۴۰ دقیقه در حد کفایت نیست. در صورت مشاهده نتیجه غیر واکنشى باید جنین بیشتر ارزیابى شود (گزینه د)

۲۸ـ در خانم با حاملگى ۳۴ هفته مبتلا به دیابت باردارى، تست Nonstress (NST) انجام شده و افزایش ضربان قلب مشاهده نشده است. بیوفیزیکال پروفایل انجام شده، ۳ بار حرکت جنین و ۲ بار باز و بسته شدن دست، مشاهده شده. تنفس در جنین مشاهده نگردیده و مایع آمنیوتیک پاکه ۵ سانتى‌‏متر داشته است. محاسبه اسکور بیوفیزیکال وى چقدر است؟ (دستیارى تیر ۱۴۰۰)

الف) ۲ از ۱۰

ب) ۴ از ۱۰

ج) ۶ از ۱۰

د) ۸ از ۱۰

بیوفیزیکال پروفایل یا BPP مجموعه‏‌اى از ۵ ارزیابى سلامت جنین است که به هر کدام نمره صفر (در صورت عدم وجود) یا ۲ (در صورت وجود) داده مى‌‏شود:

۱ـ NST: از آن‏جا که احتمال سالم بودن جنین در نمره‏‌هاى ۱۰ (از ۱۰) و ۸ (از ۱۰) یکسان است، اگر ۴ آزمون دیگر طبیعى باشند، مى‌‏توان از NST صرف‏نظر کرد.

۲ـ حرکات تنفسى جنین: وجود حداقل یک یا تعداد بیشترى اپى‏زود تنفس ریتمیک جنین با مدت بیش از ۳۰ ثانیه یا بیشتر در طول ۳۰ دقیقه؛

۳ـ حرکات جنین: وجود ۳ یا تعداد بیشترى حرکت مشخص بدن یا اندام در مدت ۳۰ دقیقه؛

۴ـ تون جنین: وجود یک یا تعداد بیشترى اکستانسیون اندام جنین با برگشت به حالت فلکسیون (یا باز و بسته کردن دست) در مدت ۳۰ دقیقه؛

۵ـ حجم مایع آمنیون: وجود یک پاکه مایع آمنیونى که حداقل ۲ سانتى‌‏متر در دو سطح عمود بر هم اندازه داشته باشد.

اگر نمره BPP 8 (از ۱۰) باشد، وضعیت اطمینان‏‌بخش است. نمره ۶ مشکوک تلقى مى‌‏شود و اگر بیمار در ابتداى ترم یا بعد از آن باشد، نیاز به ارزیابى سریع یا وضع‏‌حمل دارد. اگر بیمار پره‏‌ترم باشد، آزمون در مدت ۲۴ ساعت تکرار مى‌‏شود. نمره ۴ یا کمتر غیر اطمینان‏‌بخش است و معمولاً نیاز به وضع‏‌حمل را نشان مى‏‌دهد، البته در حاملگى‏‌هایى که کمتر از ۷/۰ ۳۲ هفته سن دارند، ممکن است ارزیابى بیشتر روش مناسب‏ترى باشد. بدون در نظر گرفتن نمره BPP، در صورت وجود الیگوهیدرآمنیوس ممکن است نیاز به انجام دفعات بیشتر BPP یا وضع‏‌حمل باشد.

وجود حجم کافى مایع آمنیونى اهمیت زیادى دارد و کاهش مایع آمنیونى مى‏‌تواند نشان‏دهنده کاهش جریان ادرار جنین در اثر استرس مزمن و شانت خون از کلیه‌‏ها باشد. بنابراین در بین ۵ عامل فوق، حجم مایع آمنیونى وضعیت دراز مدت جنین را نشان مى‏‌دهد.

توجه داشته باشید که در این تست بیوفیزیکال جنین براى حرکات، باز و بسته شدن دست و قطر پاکه مایع آمنیونى هر کدام ۲ امتیاز مى‌‏گیرد که در مجموع مى‌‏شود ۶ امتیاز! (گزینه ج)

۲۹ـ در خانم گراوید ۱ با سن باردارى ۳۸ هفته که به علت کاهش حرکت جنین از ۲ روز قبل مراجعه کرده، بیوفیزیکال پروفایل انجام مى‌‏شود که اسکور آن ۶ است. حجم مایع آمنیوتیک نرمال است. توصیه مناسب چیست؟ (پیش‏‌کارورزى شهریور ۱۴۰۰)

الف) ختم باردارى

ب) Oxytocin challenge test (OCT)

ج) تکرار بیوفیزیکال پروفایل ۳ روز بعد

د) تکرار بیوفیزیکال پروفایل ۱۴-۱۲ ساعت بعد

اگر نمره BPP 8 (از ۱۰) باشد، وضعیت اطمینان‏‌بخش است. نمره ۶ مشکوک تلقى مى‌‏شود و اگر بیمار در ابتداى ترم یا بعد از آن باشد، نیاز به ارزیابى سریع یا وضع‏‌حمل دارد. اگر بیمار پره‏‌ترم باشد، آزمون در مدت ۲۴ ساعت تکرار مى‌‏شود. نمره ۴ یا کمتر غیر اطمینان‏‌بخش است و معمولاً نیاز به وضع‏‌حمل را نشان مى‏‌دهد، البته در حاملگى‏‌هایى که کمتر از ۷/۰ ۳۲ هفته سن دارند، ممکن است ارزیابى بیشتر روش مناسب‏ترى باشد. (گزینه الف)

۳۰ـ خانم باردارى با سن حاملگى ۳۸ هفته با شکایت دردهاى زایمانى مراجعه نموده است. حین مونیتورینگ قلب جنین، تعداد ضربانات قلب جنین همزمان با هر انقباض رحمى از ۱۴۰ به ۱۲۰ افت کرده و طى ۳۰ ثانیه همزمان با رفع انقباض به وضعیت پایه بر مى‏گردد. در معاینه واژینال، دیلاتاسیون ۷ سانتى‌‏متر دهانه رحم دارد و سر جنین Float مى‌‏باشد. اقدام مناسب کدام است؟ (دستیارى اردیبهشت ۱۴۰۱)

الف) سزارین اورژانس

ب) تجویز اکسى‌‏توسین براى تسریع زایمان

ج) ادامه مونیتورینگ جنین

د) اقدام به زایمان با واکیوم

تشخیص Early Deceleration است که با انقباضات رحمى همراه مى‌‏باشد. بیشترین مقدار Deceleration مطابق با حداکثر انقباض رحم است و در حقیقت Decelerationتصویر منحنى انقباض رحم در آینه است. Early Deceleration در اثر فشار بر روى سر جنین در کانال زایمان، معاینه با انگشت یا استفاده از فورسپس ایجاد مى‌‏شود: این موارد نوعى واکنش رفلکسى از طریق عصب واگ ایجاد مى‏‌کنند که سبب رها شدن استیل کولین در گره SA قلب جنین مى‌‏شود و در نتیجه تعداد ضربان قلب جنین کاهش مى‌یابد. با استفاده از داروهاى واگولیتیک مانند آتروپین مى‌‏توان این پاسخ را مهار کرد. Early Deceleration فیزیولوژیک است و نگرانى بوجود نمى‌‏آورد. (گزینه ج)

۳۰ـ خانمى ۲۸ ساله با حاملگى ترم، با درد زایمان به زایشگاه مراجعه کرده است. در مونیتورینگ قلب جنین، تراسه زیر مشاهده مى‌‏شود. علت چیست؟ (پیش‏‌کارورزى شهریور ۱۴۰۱)

الف) بند ناف گردنى

ب) نارسایى جفتى

ج) معاینه واژینال

د) الیگوهیدرآمنیوس

بیمار دچار Deceleration دیررس است. به کاهش قابل مشاهده FHR از سطح پایه، Decelerationمى‏‌گویند:

۱ـ Early Deceleration: با انقباضات رحمى همراه است. بیشترین مقدار Deceleration مطابق با حداکثر انقباض رحم است و در حقیقت Deceleration تصویر منحنى انقباض رحم در آینه است. Early Deceleration در اثر فشار بر روى سر جنین در کانال زایمان، معاینه با انگشت یا استفاده از فورسپس ایجاد مى‌‏شود: این موارد نوعى واکنش رفلکسى از طریق عصب واگ ایجاد مى‏‌کنند که سبب رها شدن استیل کولین در گره SA قلب جنین مى‌‏شود و در نتیجه تعداد ضربان قلب جنین کاهش مى‌یابد. با استفاده از داروهاى واگولیتیک مانند آتروپین مى‌‏توان این پاسخ را مهار کرد. Early Deceleration فیزیولوژیک است و نگرانى بوجود نمى‌‏آورد.

۲ـ Late Deceleration: در این نوع Decelerationکاهش FHR از سطح پایه در هنگام انقباضات روى مى‏‌دهد، اما شروع، پائین‏ترین نقطه و بازگشت منحنى Decelerationبترتیب بعد از شروع، قله و انتهاى منحنى انقباض رحم قرار دارد. وجود Late Deceleration بویژه اگر تکرار شونده و با کاهش تغییرپذیرى ضربان به ضربان قلب جنین همراه باشد، نگران کننده است. Late Deceleration تکرار شونده به دنبال ۵۰% یا بیشتر از انقباضات رحمى در مدت ۲۰ دقیقه روى مى‏‌دهد. Late Deceleration با نارسایى جفتى رحمى در نتیجه کاهش خونرسانى رحم یا کاهش عملکرد جفت و بنابراین کاهش تبادل اکسیژن و دى‏اکسید کربن در پرزهاى جفت و در نهایت هیپوکسى و اسیدمى جنین همراه است.

۳ـ Variable Deceleration: نوعى کاهش ناگهانى و قابل مشاهده FHR از سطح پایه است و مى‏‌تواند قبل، در حین یا بعد از انقباض رحمى ایجاد شود (و به همین دلیل متغیر نامیده مى‌‏شود) و معمولاً با تحت فشار قرار گرفتن بند ناف همراهى دارد. (گزینه ب)

۳۱. خانمى ۲۰ ساله با سن باردارى ۴۰ هفته به دلیل درد زایمان بسترى شده است. بروز کدام حالت در تراسه قلب جنین نشان‏دهنده آسفیکسى قریب‏‌الوقوع است؟ (پیش‏‌کارورزى اسفند ۱۴۰۲)

الف) تاکى‏‌کاردى

ب) افت متغیر اورشوت

ج) افت قلب طول کشیده

د) الگوى سینوزوئیدال

الگوهایى که مى‌‏توانند نشان‏دهنده آسفیکسى جنینى قریب الوقوع یا در جریان باشند (دسته ۳) شامل این موارد مى‏‌شوند:

۱ـ فقدان تغییرپذیرى FHR؛

۲ـ Decelerationهاى دیررس مکرر؛

۳ـ Deceleration متغیر شدید و مکرر؛

۴ـ برادى‏کاردى مداوم؛

۵ـ الگوى سینوزوئیدال. (گزینه د)

۳۲. خانمى ۶ ساعت بعد از زایمان واژینال قادر به ادرار کردن نمى‌‏باشد، اقدام مناسب چیست؟ (پیش‏‌کارورزى شهریور ۱۴۰۰)

الف) معاینه از نظر وجود هماتوم در واژن و اطراف یورترا

ب) تخلیه ادرار بصورت متناوب با سوند ادرار

ج) تجویز داروهاى آنتى‏کولینرژیک

د) سونوگرافى کلیه و مجارى ادرار و مثانه

ممکن است در اثر تروماى ناشى از وضع‏‌حمل هماتوم در هر کجا از وولو تا قسمت فوقانى واژن ایجاد شود. همچنین ممکن است هماتوم در محل اپى‏زیوتومى یا پارگى پرینه هم بوجود بیاید. امکان دارد هماتوم بدون از هم گسیختگى مخاط واژن ایجاد شود (زمانى که جنین یا فورسپس سبب جدا شدن بافت‏هاى زیر مخاطى بدون پارگى مخاط مى‌‏شود). هماتوم‏هاى وولو یا واژن با درد شدید با همراهى یا بدون همراهى با نشانه‏‌هاى شوک خود را نشان مى‌‏دهند.

۱ـ مى‌‏توان آن دسته از هماتوم‏هایى که برابر یا کمتر از ۵ سانتى‌‏متر قطر دارند و بزرگ نمى‏‌شوند را بصورت انتظارى و با ارزیابى مکرر اندازه هماتوم و مونیتورینگ دقیق علایم حیاتى و برون‏ده ادرار درمان کرد. استفاده از کیسه یخ هم مى‏‌تواند مؤثر باشد.

۲ـ هماتوم‏هاى بزرگ‏تر و هماتوم‏هاى بزرگ شونده باید با جراحى درمان شوند. (گزینه الف)

۳۳. خانمى به دنبال زایمان واژینال در روز گذشته، دچار احتباس ادرارى شده است که در دو نوبت با سوند نلاتون تخلیه شده است. اکنون دوباره دچار علایم احتباس ادرارى است. اقدام مناسب کدام است؟ (دستیارى اسفند ۱۴۰۱)

الف) فیکس کردن کاتتر فولى براى یک تا دو روز

ب) کاتتریزاسیون متناوب در منزل با سوند نلاتون

ج) درخواست آزمایش و کشت ادرار و شروع آنتى‏‌بیوتیک

د) تشویق بیمار به ادرار کردن و عدم استفاده از کاتتریزاسیون

ممکن است بعد از وضع‏‌حمل واژینال به سبب ادم اطراف اورترا، احتباس موقتى ادرار ایجاد شود. در ۲۴ ساعت اول بعد از زایمان باید برون‏ده ادرارى بیمار مونیتور شود. اگر نیاز به بیش از ۲ بار کاتتریزاسیون در ۲۴ ساعت اول باشد، توصیه مى‌‏شود نوعى کاتتر ماندگار براى ۲-۱ روز کار گذاشته شود. (گزینه الف)

۳۴. عارضه کلامپ تأخیرى بند ناف در نوزاد ترم کدامیک از موارد زیر مى‌‏باشد؟ (پیش‏‌کارورزى اسفند ۱۴۰۰)

الف) انتروکولیت نکروزان

ب) هیپربیلى‏روبینمى

ج) خونریزى داخل بطنى

د) هیپوتانسیون

در شیرخوارانى که نیاز به احیاء ندارند، کلامپ کردن بند ناف با تأخیر با کاهش احتمال خونریزى داخل بطنى، بالاتر رفتن فشار و حجم خون و نیاز کمتر به ترانسفوزیون بعد از تولد و احتمال کمتر انتروکولیت نکروزان همراه است. تنها عارضه این کار افزایش مختصر سطح بیلى‏روبین در شیرخواران ترم است که با نیاز بیشتر به فتوتراپى همراه مى‌‏باشد. (گزینه ب)

۳۵. نوزاد متولد شده در دقیقه اول پس از تولد داراى تون عضلانى شُل بوده و با تحریک، تنها درهم کشیدن صورت را نشان مى‏‌دهد. تنفس نوزاد بصورت گریه ضعیف مى‌‏باشد. اولین اقدام کدام است؟ (دستیارى اردیبهشت ۱۴۰۱)

الف) گرم کردن و خشک کردن نوزاد

ب) تجویز اکسیژن با فشار مثبت

ج) اینتوباسیون سریع تراشه

د) تجویز اپى‏نفرین وریدى

به الگوریتم احیاى نوزاد مراجعه کنید. (گزینه الف)

۳۶. در کدامیک از گزینه‏‌هاى زیر مادر مجاز به شیردهى مى‌‏باشد؟ (پیش‏‌کارورزى اسفند ۱۴۰۱)

الف) مادر مبتلا به HIV

ب) نوزاد با گالاکتوزمى

ج) ماستیت بعد از زایمان

د) مصرف لیتیوم کربنات توسط مادر

کنترا‌اندیکاسیون‏هاى کمى براى شیردهى وجود دارد:

۱ـ به سبب خطر انتقال عمودى، زنان مبتلا به HIV نباید به فرزندان خود شیر بدهند.

۲ـ زنانى مبتلا به سل فعال و درمان نشده هستند، نباید با فرزند شیرخوار خود تماس نزدیک داشته باشند (تا زمانى که درمان شوند و غیر عفونى باشد). بجز در مواردى که بیمار دچار ماستیت سلى باشد، مى‌‏توان شیر را از پستان‏آن‏ها دوشید و به شیرخوار داد.

۳ـ زنانى که شیمى‏‌درمانى مى‏‌شوند، داروهاى آنتى‏‌متابولیت یا مواد رادیواکتیو دریافت مى‏‌کنند، نباید تا زمانى که شیر آن‏ها از این مواد پاک نشده است، به فرزندان خود شیر بدهند.

۴ـ شیرخواران مبتلا به گالاکتوزمى نباید شیر بخورند.

۵ـ زنانى که با وجود دریافت آگونیست اپیوئیدى وضعیت پایدارى دارند، مى‌‏توان شیر بدهند، اما در زنانى که از داروهاى غیر قانونى استفاده مى‏‌کنند، شیردهى ممنوع است.

۶ـ از جمله داروهایى که در هنگام مصرف آن‏ها شیردهى کنترا‌اندیکه است، مى‌‏توان به کربنات لیتیوم، تتراسیکلین، بروموکریپتین، متوترکسات و هر نوع ماده رادیواکتیو اشاره کرد. مواد مخدر (آمفتامین، کوکائین، هروئین، مارى‏جوانا و فن‏سیکلیدین) هم در این دسته قرار مى‌‏گیرند. (گزینه ج)

۳۷. تمام گزینه‏ها در مورد شیر مادر صحیح هستند، بجز؟ (پیش‏‌کارورزى شهریور ۱۴۰۲)

الف) در کلستروم قند بیشتر و مواد معدنى کمتر است.

ب) کلستروم حاوى IgA است.

ج) ۱% دوز کلى هر دارو در شیر ترشح مى‌‏شود.

د) مصرف کربنات لیتیوم در شیردهى ممنوع است.

کلستروم در ۵ روز اول بعد از زایمان تولید مى‌‏شود و در مقایسه با شیر مادر املاح و پروتئین بیشتر و چربى و قند کمترى دارد. این ماده حاوى IgA است که مى‏‌تواند نقش محافظتى در برابر پاتوژن‏هاى روده‏اى داشته باشد. (گزینه الف)

۳۸. خانم ۲۵ ساله G1، به روش طبیعى و با اپى‏زیوتومى زایمان نموده است. پس از انتقال به بخش، در حدود ۱ لیتر خونریزى واژینال پیدا مى‌‏کند. اولین اقدام در بیمار فوق کدام است؟ (دستیارى اردیبهشت ۹۷)

الف) بررسى وضعیت انعقادى

ب) معاینه کانال سرویکس و واژن

ج) بررسى تونیسیته رحم

د) بررسى جفت و پرده‏‌هاى جنینى

در حالت معمول، بلافاصله بعد از خروج جفت رحم منقبض مى‌‏شود و عروق اسپیرال را در بستر جفت تحت فشار قرار داده، مانع خونریزى بیش از حد مى‌‏شود. این انقباض عضلانى بیشتر از سیستم انعقادى مانع خونریزى بیش از حد از محل جفت مى‏گردد. اگر انقباض رحم در حد انتظار نباشد، آتونى رحم و در نتیجه خونریزى بعد از زایمان ایجاد مى‌‏شود. از جمله عوامل مساعد کننده براى آتونى رحم مى‌‏توان به موارد زیر اشاره کرد:

۱ـ بزرگى بیش از اندازه رحم (هیدرآمنیوس، حاملگى چند قلو)؛

۲ـ زایمان غیرطبیعى (زایمان سریع یا طولانى یا تحریک زایمان با اکسى‌‏توسین)؛

۳ـ شرایط مختل کننده انقباض رحم (لیومیوم رحم، مصرف سولفات منیزیوم).

تشخیص آتونى رحم عمدتا بر اساس معاینه تون عضلانى رحم در لمس داده مى‌‏شود. در آتونى، بجاى آن که رحم سفت و منقبض باشد، نرم و انعطاف‏پذیر است. معمولاً سرویکس باز است و اغلب وقتى رحم ماساژ داده مى‌‏شود، انقباض کوتاه مدتى دارد و بعد با قطع ماساژ مجددا شُل مى‌‏شود. اگر با وجود خونریزى رحم سفت باشد، باید به فکر علل دیگر خونریزى بعد از زایمان بود. ماساژ دو دستى رحم به تنهایى اغلب مى‏‌تواند سبب ایجاد انقباضات رحمى باشد و در حالى که اقدامات لازم براى دیگر درمان‏ها (درمان‏هاى طبى و جراحى) در حال انجام است، باید ماساژ دو دستى داده شود.

آتونى رحم شایعترین علت خونریزى بعد از زایمان است و ۸۰% موارد را شامل مى‌‏شود از جمله دیگر علل خونریزى بعد از زایمان مى‌‏توان به باقى ماندن جفت، لاسراسیون‏هاى مجراى ژنیتال و اختلالات انعقادى اشاره کرد. (گزینه ج)

۳۹. در کنترل خونریزى پست پارتوم در بیمار پرایمى پار، به دنبال زایمان طبیعى، به دلیل آتونى علیرغم انجام ماساژ رحمى و دریافت داروهاى یوتروتونیک، همچنان رحم شل مى‌‏باشد. اقدام مناسب بعدى کدام است؟ (دستیارى تیر ۱۴۰۰)

الف) امبولیزاسیون شریان رحمى دو طرفه

ب) تعبیه سوند رحمى (Bakri)

ج) بستن شریان‏هاى رحمى دو طرفه

د) انجام سوچورهاى (B-Lynch)

گاه با ماساژ رحمى و تجویز داروهاى اوتروتونیک نمى‌‏توان رحمى را که دچرا آتونى شده است و خونریزى مى‌‏کند، وادار به انقباض کرد و باید به سراغ کارهاى دیگر رفت. برخى از پزشکان با جایگذارى نوعى بالون فشارى (Bakri، BT-Cath و کاتتر فولى) یا پک کردن رحم از داخل فشار به رحم وارد مى‏‌کنند تا خونریزى متوقف شود و بتوان رحم را حفظ کرد. (گزینه ب)

۴۰. خانمى ۳۶ ساله به دلیل پره‌‏اکلامپسى شدید ختم باردارى داده مى‌‏شود. بعد از زایمان بیمار دچار خونریزى شدید واژینال شده است و در معاینه رحم کاملاً شُل و آتونیک مى‌‏باشد. کدامیک از اقدامات زیر براى کنترل خونریزى در مورد این بیمار اندیکاسیون ندارد؟ (پیش‏‌کارورزى اسفند ۱۴۰۰)

الف) استفاده از میزوپروستول

ب) استفاده از متیل‏ارگونووین

ج) استفاده از دینوپروستون

د) پک کردن رحمى با بالون

براى درمان خونریزى ناشى از آتونى رحم مى‌‏توان از داروهاى منقبض کننده رحم (اوتروتونیک) استفاده کرد:

۱ـ متیل ارگونووین مالئات: منقبض کننده قوى رحم است و مى‏‌تواند در مدت چندین دقیقه سبب ایجاد انقباضات رحمى شود. این دارو همیشه بصورت داخل عضلانى تجویز مى‌‏شود، زیرا تزریق سریع داخل وریدى آن مى‏‌تواند منجر به هیپرتانسیون خطرناک شود. از این دارو نباید در بیماران مبتلا به هیپرتانسیون استفاده شود (مورد این تست) و همچنین در بیماران مبتلا به بیمارى‏هاى قلبى، ریوى، کبدى یا کلیوى هم بهتر است استفاده نشود یا با احتیاط زیاد بکار برود.

۲ـ ۱۵ متیل پروستاگلاندین F2a: این دارو را مى‌‏توان بصورت داخل عضلانى و یا مستقیما به داخل میومتر تزریق کرد.

۳ـ دینوپروستون (آنالوگ پروستاگلاندین E2): این دارو بصورت شیاف رکتال تجویز مى‌‏شود.

۴ـ میزوپروستول (آنالوگ پروستاگلاندین E1): بتازگى از میزوپروستول براى درمان و پیشگیرى خونریزى بعد از زایماناستفاده شده است.

پروستاگلاندین‏ها سبب انقباضات قوى رحم مى‏‌شوند.

معمولاً اکسى‌‏توسین براى پیشگیرى از آتونى تجویز مى‌‏شود و اگر آتونى ایجاد شود، سرعت انفوزیون آن افزایش داده شده، بترتیب از داروهاى دیگر هم استفاده مى‌‏شود. داروهاى اوتروتونیک تنها براى آتونى رحمى مؤثر واقع مى‏‌شوند و اگر رحم سفت باشد، نیازى به تجویز این داروها نیست و باید به دنبال دیگر علل خونریزى بعد از زایمان بود. (گزینه ب)

۴۱. خانم ۲۵ ساله P1L1 با شکایت خونریزى واژینال شدید از دو روز قبل مراجعه نموده است. ایشان ۲۰ روز قبل زایمان طبیعى انجام داده است. در مدیریت این بیمار، کدامیک از گزینه‏‌هاى زیر در اولویت نیست؟ (پیش‏‌کارورزى شهریور ۱۴۰۱)

الف) تجویز اکسى‌‏توسین

ب) انجام سونوگرافى رحم

ج) تجویز آنتى‏‌بیوتیک

د) انجام کورتاژ شارپ

خونریزى بعد از زایمان را به دو دسته تقسیم مى‏‌کنند:

۱ـ اولیه: زودرس یا فورى هم نامیده مى‌‏شود و در ۲۴ ساعت اول بعد از وضع‏‌حمل روى مى‏‌دهد.

۲ـ ثانویه: دیررس یا تأخیرى هم نامیده مى‌‏شود و بین ۲۴ ساعت تا ۱۲ هفته بعد از وضع‏‌حمل روى مى‏‌دهد.

نوع اولیه اهمیت بیشتر دارد، چرا که نوع ثانویه شیوع و شدت کمترى دارد.

در این تست خونریزى ثانویه روى داده است و ممکن است علت آن باقى ماندن جفت باشد. توجه داشته باشید که کورتاژ شدید مى‏‌تواند سبب سندرم آشرمن شود. در این حالت چسبندگى‏هاى داخل رحمى بوجود مى‌‏آیند و عوارضى نظیر بى‏نظمى قاعدگى، نابارورى و سقط را سبب مى‏‌شوند. (گزینه د)

۴۲. خانم ۳۶ ساله G3P3 یک ساعت قبل زایمان واژینال کرده است. در معاینه از روى شکم، رحم نرم و خونریزى واژینال بیشتر از حد نرمال است. فشار خون وى mmHg100/140 است. تجویز کدامیک از داروهاى زیر در این بیمار کنترا‌اندیکاسیون دارد؟ (پیش‏‌کارورزى اسفند ۱۴۰۱)

الف) اکسى‌‏توسین

ب) میزوپروستول

ج) متیل ارگونووین

د) دینوپروستون

متیل ارگونووین مالئات منقبض کننده قوى رحم است و مى‏‌تواند در مدت چندین دقیقه سبب ایجاد انقباضات رحمى شود. این دارو همیشه بصورت داخل عضلانى تجویز مى‌‏شود، زیرا تزریق سریع داخل وریدى آن مى‏‌تواند منجر به هیپرتانسیون خطرناک شود. از این دارو نباید در بیماران مبتلا به هیپرتانسیون استفاده شود (مورد این تست) و همچنین در بیماران مبتلا به بیمارى‏هاى قلبى، ریوى، کبدى یا کلیوى هم بهتر است استفاده نشود یا با احتیاط زیاد بکار برود. (گزینه ج)

۴۳. در بیمارى با خونریزى پست‏‌پارتوم، تلاش براى کنترل خونریزى از لاسراسیون عمیق واژن بى‏‌فایده بوده است. در مرحله بعد بستن کدام شریان باید مد نظر قرار بگیرد؟ (دستیارى اردیبهشت ۱۴۰۲)

الف) Hypogastric

ب) Uterine

ج) Ext Iliac

د) Femoral

خونرسانى اصلى واژن توسط شریان واژینال صورت مى‌‏گیرد که شاخه‏اى از شریان هیپوگاستریک است. (گزینه الف)

۴۴. یک بیمار ۲۸ ساله دومین فرزند ترم خود را پس از یک زایمان طولانى به دنیا مى‌‏آورد. وزن نوزاد ۲۵۰۰ گرم مى‌‏باشد. بلافاصله بعد از زایمان، خونریزى شدید ناگهانى مشاهده مى‌‏شود. کدام ویژگى در این بیمار مى‏‌تواند به عنوان عامل خطر براى خونریزى پس از زایمان در نظر گرفته شود؟ (پیش‏‌کارورزى شهریور ۱۴۰۲)

الف) زایمان طولانى مدت

ب) ماکروزومى

ج) سن مادر

د) باردارى تک قلو

از جمله عوامل خطرساز براى خونریزى بعد از زایمان مى‌‏توان به موارد زیر اشاره کرد:

۱ـ زایمان طولانى؛

۲ـ تحریک زایمان؛

۳ـ زایمان سریع؛

۴ـ سابقه خونریزى بعد از زایمان؛

۵ـ اپى‏زیوتومى، بویژه اپى‏زیوتومى مدیولترال؛

۶ـ پره‌‏اکلامپسى؛

۷ـ اتساع بیش از حد رحم (ماکروزومى، حاملگى چندقلو، هیدرآمنیوس)؛

۸ـ سابقه جراحى رحمى و دیگر عوامل خطرساز براى جایگزینى غیر طبیعى جفت؛

۹ـ وضع‏‌حمل جراحى؛

۱۰ـ نژاد آسیایى یا Hispanic؛

۱۱ـ کوریوآمنیونیت. (گزینه الف)

۴۵. خانم ۳۹ ساله گراوید ۱ حاملگى دو قلویى، دى کوریون دى آمنیون، در سن حاملگى ۲۰ هفته با طول سرویکس ۲۵ میلى‏متر در سونوگرافى، مراجعه کرده است. جهت جلوگیرى از زایمان زودرس چه اقدامى انجام شود؟ (دستیارى تیر ۱۴۰۰)

الف) سرکلاژ

ب) گذاشتن پسارى

ج) تجویز شیاف پروژسترون

د) توصیه به استراحت نسبى

در حاملگى‏‌هاى چند قلو خطر زایمان پره‏‌ترم افزایش دارد و به همین دلیل تشخیص انقباضات رحمى بسیار مهم است و باید به بیمار در مورد علایم و نشانه‏‌هاى زایمان پره‏‌ترم (درد شکم، کمر درد، ایجاد یا افزایش ترشحات رقیق واژن و خونریزى واژینال) هشدار داد. اگر علایم زایمان زودرس وجود داشته باشند، باید معاینه سرویکس انجام شود. در مورد استفاده از سونوگرافى ترانس‏واژینال براى غربالگرى طول سرویکس اختلاف نظر وجود دارد، زیرا اگر طول سرویکس کم باشد، سودمندى مداخلات براى جلوگیرى از زایمان پره‏‌ترم ثابت نشده است:

۱ـ سرکلاژ سرویکس براى کوتاهى طول سرویکس در حاملگى‏‌هاى دوقلو با افزایش خطر زایمان پره‏‌ترم همراه بوده است و توصیه نمى‌‏شود.

۲ـ به نظر نمى‏‌رسد که درمان با پروژسترون خطر حاملگى پره‏‌ترم را در حاملگى‏‌هاى دو قلو یا سه قلو (بجز در موارد خاص) کاهش بدهد و به همین دلیل توصیه نمى‌‏شود.

۳ـ وجود سرویکس کوتاه در حاملگى چند قلو مى‏‌تواند اندیکاسیونى براى تعدیل کار یا فعال (و اما نه استراحت کامل در بستر) باشد.

تجویز پروفیلاکتیک توکولیتیک‏ها در حاملگى‏‌هاى چند قلو مؤثر نیست. همچنین زنانى که حاملگى چند قلوى بدون عارضه دارند، از استراحت در بستر بطور روتین (با یا بدون بسترى در بیمارستان) سودى نمى‏برند و استراحت در بستر توصیه هم نمى‌‏شود، چرا که مى‏‌تواند خطر ترومبوز را افزایش بدهد. (گزینه د)

۴۶. خانم ۲۵ ساله G1P1 با حاملگى دوقلویى منوکوریون و ۲۹ هفته، با شکایت عدم احساس حرکات یکى از قل‏ها، مراجعه کرده است. در سونوگرافى انجام شده، یکى از قل‏ها زنده است و قل دیگر بدون ضربان قلب گزارش مى‌‏شود. مناسب‏ترین اقدام کدام است؟ (دستیارى اردیبهشت ۱۴۰۲)

الف) ختم حاملگى بطور اورژانس

ب) ادامه حاملگى و تحت نظر داشتن

ج) کورتون با دوز بالا و سپس ختم حاملگى

د) سولفات منیزیوم و کورتون و سپس ختم حاملگى

در حاملگى‏‌هاى چند قلو (بویژه حاملگى‏‌هاى که قل بیشترى دارند)، خطر از بین رفتن یک یا چند جنین با فاصله از زمان وضع‏‌حمل بیشتر است و هیچ نوع برنامه‏اى براى مونیتورینگ جنین براى پیش‏بینى بیشتر موارد مرگ وجود ندارد. دشوارترین موارد مربوط به مواردى مى‏‌شوند که یکى از دو قل منوکوریونى از دست مى‏‌رود. ۱۰۰% جفت‏هاى منوکوریونى داراى آناستوموزهاى عروقى هستند که گردش خون دو جنین را به هم ارتباط مى‌‏دهند و به همین دلیل به دنبال مرگ یک جنین، قلى که زنده مى‌‏ماند به سبب هیپوتانسیون شدید، ناگهانى و طولانى مدتى که در اثر مرگ قل دیگر بوجود مى‌‏آید، در خطر آسیب مداوم قرار مى‌‏گیرد. زمانى که تشخیص مرگ یکى از دو قل داده مى‌‏شود، قل دیگر بیشترین آسیب را دیده است و ممکن است وضع‏‌حمل سریع فایده‏اى نداشته باشد، بویژه اگر قل باقیمانده بسیار پره‏‌ترم باشد. در این موارد ادامه دادن حاملگى بهترین کار است. (گزینه ب)

۴۷. در یک باردارى با تشخیص عقب‏ماندگى رشد جنین (IUGR)، سن ۳۵ هفته و الیگوهیدرآمنیوس و نوار قلب جنین غیر واکنشى، چه اقدامى توصیه مى‌‏شود؟ (پیش‏‌کارورزى اسفند ۱۴۰۰)

الف) انجام تست بیوفیزیکال پروفایل

ب) بررسى بلوغ ریه جنین

ج) داپلر شریان رحمى

د) ختم باردارى

هدف از درمان جنینى که دچار اختلال رشد است، به دنیا آوردن شیرخوارى با سالم‏ترین وضعیت در زمان مناسب مى‌‏باشد. تداوم حاملگى همراه با IUGR بستگى به نتایج آزمون‏هاى جنینى دارد. باید هر ۴-۳ هفته آزمون‏هاى مربوط به بیومترى جنین انجام شوند تا شدت اختلال رشد مشخص باشد. ارزیابى سلامت جنین نیز اهمیت دارد و شامل بررسى حرکات جنین و انجام NST و بیوفیزیکال پروفایل و ارزیابى شریان نافى با سونوگرافى دوپلر مى‏باشند. زمانى باید وضع‏‌حمل انجام شود که خطر مرگ جنین از خطر مرگ نوزاد بیشتر باشد، هرچند در بسیارى از موارد ارزیابى چنین خطراتى مشکل است. به عنوان مثال در جنینى که دچار IUGR است، اما آناتومى طبیعى دارد و حجم مایع آمنیونى و سونوگرافى دوپلر و NST وى طبیعى هستند، احتمالاً وضع‏‌حمل زودهنگام مفید نیست. برعکس اگر در جنین مبتلا به IUGR اندازه‏گیرى‏هاى بیومتریک پیاپى کاهش سرعت رشد را نشان بدهند و یا سونوگرافى دوپلر در حد خفیف غیرطبیعى باشد، ممکن است وضع‏‌حمل بهتر باشد. بعد از تشخیص IUGR در مورد وضع‏‌حمل بهتر است از توصیه‏‌هاى زیر پیروى کرد:

۱ـ وضع‏‌حمل در هفته‏‌هاى ۷/۰ ۳۸ تا ۷/۶ ۳۹ در موارد IUGR به تنهایى؛

۲ـ وضع‏‌حمل در هفته‏‌هاى ۷/۰ ۳۴ تا ۷/۶ ۳۷ در موارد IUGR به همراه عوامل خطرساز دیگر (انواع شدیدتر IUGR، الیگوهیدرآمنیوس، اختلال ولوسیمترى دوپلر شریان نافى و بیمارى‏هاى همزمان مادر). (گزینه د)

۴۸. در سونوگرافى ۱۸ هفتگى، خانم ۲۵ ساله G1P1، طول سرویکس mm20 گزارش شده است. جهت جلوگیرى از زایمان زودرس، کدام اقدام زیر ارجح است؟ (دستیارى اردیبهشت ۱۴۰۲)

الف) استراحت در بستر

ب) انجام سرکلاژ

ج) داروهاى توکولیتیک و مسکن

د) شیاف پروژسترون

مى‌‏توان از طول سرویکس به عنوان شاخصى براى تشخیص خطر زایمان پره‏‌ترم استفاده کرد. با کاهش طول سرویکس در اواسط حاملگى، خطر زایمان پره‏‌ترم بصورت مداوم افزایش مى‌یابد. توجه داشته باشید که مداخلاتى نظیر انجام سرکلاژ پروفیلاکتیک سرویکس، در زنان کم‏خطرى که بر اساس سونوگرافى طول سرویکس کوتاه (کمتر از ۵/۲ سانتى‌‏متر) دارند، در پیش‌‏آگهى تاثیرى نداشته است، اما در زنان پرخطر (سابقه زایمان زودرس)، اگر طول سرویکس کوتاه باشد، سرکلاژ مى‏‌تواند مفید واقع شود. نشان داده شده است که در زنانى که بر اساس سونوگرافى سرویکس کوتاه دارند، تجویز شیاف واژینال پروژسترون مى‏‌تواند مفید باشد. (گزینه د)

۴۹. خانمى ۲۶ ساله با سن باردارى ۲۰ هفته، با سونوگرافى مبنى بر طول سرویکس mm20 با سابقه زایمان زودرس بدون شکایت مامایى مراجعه مى‌‏کند. در بیمار فوق، کدام اقدام براى پیشگیرى از زایمان زودرس مناسب مى‌‏باشد؟ (پیش‏‌کارورزى اسفند ۱۴۰۲)

الف) سرکلاژ

ب) هیدراسیون

ج) استراحت در بستر

د) تجویز توکولیتیک

به سؤال قبل مراجعه کنید. (گزینه الف)

۵۰. خانمى در هفته ۳۴ باردارى، با شکایت احساس خیس شدن مراجعه کرده است. کاغذ نیترازین در مواجهه با ترشحات واژن به رنگ آبى در آمده است. درجه حرارت مادر ۵/۳۸ درجه سانتی‌گراد و تعداد ضربان قلب جنین ۱۶۵ در دقیقه مى‌‏باشد. ضمن شروع آنتى‏‌بیوتیک، اقدام مناسب کدام است؟ (دستیارى اردیبهشت ۱۴۰۱)

الف) ختم باردارى

ب) آمنیوسنتز جهت بررسى بلوغ ریه

ج) بسترى و پایش مادر از نظر پاسخ به آنتى‏‌بیوتیک

د) تزریق کورتیکواستروئید و ختم باردارى ۴۸ ساعت بعد

در این بیمار با توجه به تب و تاکى‏‌کاردى (جنین) کوریوآمنیونیت مطرح است. عفونت پرده‏‌هاى جنین و مایع آمنیونى خطر مهمى براى مادر و جنین است. سپسیس جنین با افزایش خطر موربیدیته، بویژه اختلالات عصبى (لوکومالاسى پرى‏ونتریکولر و فلج مغزى) همراه است. کوریوآمنیونیت با تب بالا، تاکى‏‌کاردى (مادر و جنین) و تندرنس رحم مشخص مى‌‏شود. ترشحات چرکى سرویکس یافته‏اى بسیار دیررس است. عموما شمارش WBC مادر افزایش دارد، اما این یافته غیراختصاصى است و مى‏‌تواند در دوران حاملگى گمراه کننده باشد؛ همچنین افزایش شمارش WBCها مى‏‌تواند از تزریق کورتیکواستروئید ناشى شده است. بیماران مبتلا به کوریوآمنیونیت اغلب وارد زایمان خودبخود و اغلب دیسفونکسیونل مى‏‌شوند. بعد از تأئید تشخیص کوریوآمنیونیت، درمان شامل تجویز آنتى‏‌بیوتیک داخل وریدى و اقدام به وضع‏‌حمل است. وجود عفونت داخل آمنیونى به تنهایى اندیکاسیونى براى وضع‏‌حمل اورژانس نیست و در بیشتر موارد روش وضع‏‌حمل بر اساس اندیکاسیون‏هاى استاندارد حاملگى مشخص مى‌‏شود. به عبارت دیگر عفونت داخل آمنیونى به تنهایى بندرت اندیکاسیونى براى وضع‏‌حمل سزارین است. (گزینه الف)

۵۱. خانم باردار با سن حاملگى ۲۹ هفته با شکایت از آبریزش که از ۲ ساعت قبل شروع شده است، به اتاق زایمان مراجعه کرده است. در معاینه، درد زایمانى، تندرنس رحمى و تب ندارد. ضربان قلب جنین ۱۴۰ در دقیقه مى‌‏باشد. همه اقدامات زیر صحیح است، بجز؟ (پیش‏‌کارورزى اسفند ۱۴۰۱)

الف) تجویز یک دوره کورتیکواستروئید

ب) تجویز پروفیلاکسى برى استرپتوکک گروه B

ج) تجویز سولفات منیزیوم براى نوروپروتکشن در مواردى که زایمان قریب‏‌الوقوع مى‌‏باشد.

د) شروع اینداکشن با اکسى‌‏توسین

درمان PROM بر اساس سن باردارى صورت مى‌‏گیرد.

۱ـ ترم (۳۷ هفته یا بیشتر): اگر مدت کوتاهى بعد از پارگى پرده‏‌ها زایمان خودبخود شروع نشود، باید با تحریک زایمان اقدام به وضع‏‌حمل کرد. پروفیلاکسى بر علیه استرپتوکک گروه B اندیکاسیون دارد.

۲ـ Late پره‏‌ترم (۳۴ هفته تا ۳۶ هفته کامل): مانند حاملگى ترم؛ اگر کورتیکواستروئید تزریق نشده باشد، باید به فکر تجویز آن بود.

۳ـ پره‏‌ترم (۳۲ هفته تا ۳۳ هفته کامل): درمان بشرح زیر انجام مى‌‏شود:

ـ درمان انتظارى، مگر آن که تکامل ریه جنین ثابت شده باشد؛

ـ پروفیلاکسى بر علیه استرپتوکک گروه B؛

ـ تجویز یک دوره کورتیکواستروئید؛

ـ تجویز آنتى‏‌بیوتیک (در صورت عدم وجود کنترا‌اندیکاسیون) براى طولانى کردن Latency (فاصله زمانى بین PROM و زایمان).

۴ـ پره‏‌ترم (۲۴ هفته تا ۳۱ هفته کامل): درمان بشرح زیر انجام مى‌‏شود:

ـ درمان انتظارى؛

ـ پروفیلاکسى بر علیه استرپتوکک گروه B؛

ـ تجویز یک دوره کورتیکواستروئید؛

ـ تجویز توکولیتیک (فایده آن ثابت نشده است)؛

ـ تجویز سولفات منیزیوم براى محافظت عصبى از جنین، در صورتى که زایمان قریب‏‌الوقوع باشد؛

ـ تجویز آنتى‏‌بیوتیک (در صورت عدم وجود کنترا‌اندیکاسیون) براى طولانى کردن Latency (فاصله زمانى بین و زایمان).

۵ـ کمتر از ۲۴ هفته: درمان بشرح زیر انجام مى‌‏شود:

ـ مشورت کردن با خود بیمار؛

ـ درمان انتظارى یا تحریک زایمان؛

ـ پیش از قابل حیات بودن جنین، تجویز پروفیلاکسى بر علیه استرپتوکک گروه B، توکولیتیک، سولفات منیزیوم و کورتیکواستروئید توصیه نمى‌‏شود.

ـ تجویز آنتى‏‌بیوتیک را از هفته (۷/۰)۲۰ باید در نظر داشت. (گزینه د)

۵۲. بیمارى در هفته ۳۱ حاملگى با شکایت خروج مایع از واژن خود مراجعه مى‌‏کند. در معاینه، علایم حیاتى مادر و جنین طبیعى بوده و رحم انقباض ندارد. اولین قدم شما در ارزیابى بیمارى جهت تشخیص پارگى زودرس پرده‏‌هاى جنینى (PROM) چیست؟ (پیش‏‌کارورزى شهریور ۱۴۰۲)

الف) معاینه با اسپکولوم استریل و مشاهده مستقیم خروج مایع

ب) تست فرن (Fern)

ج) تست نیترازین

د) سونوگرافى جهت بررسى اندکس مایع آمنیوتیک (AFI)

در زن حامله، مایعى که از واژن خارج مى‌‏شود، باید مایع آمنیون در نظر گرفته شود، مگر آن که خلاف آن ثابت شود. بیشتر موارد PROM را مى‌‏توان بر اساس شرح‏حال و معاینه بالینى تشخیص داد. باید معاینه بالینى طورى انجام شود که خطر ایجاد عفونت به حداقل برسد. در کل براى تشخیص PROM از روش‏هاى زیر استفاده مى‌‏شود:

۱ـ تست نیترازین: در این تست با استفاده از pH، مایع آمنیونى از ترشحات واژن و ادرار تشخیص داده مى‌‏شود. مایع آمنیونى قلیایى است و pH آن بالاتر از ۱/۷ مى‌‏باشد. pHترشحات واژن بین ۵/۴ تا ۶ و pH ادرار برابر یا کمتر از ۶ است. براى انجام تست نیترازین، با استفاده از اسپکولوم نمونه‏اى از مایع از واژن برداشته شده، با کاغذ یا سواب آغشته به نیترازین تماس داده مى‌‏شود. اگر pH 1/7 تا ۳/۷ باشد (یعنى نمونه برداشته شده، مایع آمنیون باشد)، کاغذ یا سواب به رنگ آبى تیره در مى‌‏آیند. از جمله علل مثبت کاذب این تست مى‌‏توان به موکوس سرویکس، خون و منى اشاره کرد.

۲ـ تست فِرن: از این تست براى افتراق مایع آمنیونى از دیگر مایعات استفاده مى‌‏شود. اگر مایع مورد نظر مایع آمنیونى باشد، بعد از قرار دادن بر روى لام و خشک شدن آن در هواى اتاق، در زیر میکروسکوپ نمایى شاخه شاخه دیده مى‌‏شود. این نما شبیه به برگ‏هاى درخت فِرن است و در اثر وجود کلرید سدیم در مایع آمنیون ایجاد مى‌‏شود. موکوس سرویکس فرنینگ ندارد و اگر هم داشته باشد، نماى آن ظریف نیست و شاخه‏‌هاى کمترى دارد. این تست بهتر از تست نیترازین پارگى پرده‏‌ها نشان مى‏‌دهد، اما ۱۰۰% قابل اطمینان نیست.

۳ـ سونوگرافى: سونوگرافى مى‏‌تواند به ارزیابى پارگى پرده‏‌ها کمک کند. اگر مقدار کافى مایع آمنیون دور جنین باشد، تشخیص PROM زیر سؤال مى‏‌رود. البته اگر مقدار نشت مایع آمنیونى کم باشد، ممکن است مایع به مقدار کافى در اطراف جنین دیده شود.

در بیمارى که دچار PROM شده است، به سبب خطر عفونت، بهتر است تا زمانى که بیمار به مرحله فعال زایمان نرسیده است و یا تصمیم به وضع‏‌حمل سریع گرفته نشده است، معاینه با انگشت باید به حداقل برسد (و بهتر است اصلاً انجام نشود). معاینه با اسپکولوم استریل انجام مى‌‏شود تا احتمال عفونت واژن بررسى گردد و نمونه کشت از سرویکس یا واژن براى گنوکک، کلامیدیا تراکوماتیس و استرپتوکک گروه B تهیه شود. در همین زمان سرویکس از نظر مقدار دیلاتاسیون و نیز وجود جریان مایع آمنیونى مشاهده مى‌‏شود و مایع از قله واژن براى تست نیترازین یا فِرن برداشته مى‌‏شود. (گزینه الف)

۵۳. خانم باردارى با سن حاملگى ۴۰ هفته جهت مراقبت پره‌‏ناتال مراجعه کرده است. از حرکات جنین رضایت دارد و در سونوگرافى EFW:3200gr و AFI: 4cm و BPP:8/8گزارش شده است و NST:Reactive مى‌‏باشد. کدام اقدام صحیح است؟ (پیش‏‌کارورزى اسفند ۱۴۰۱)

الف) ختم حاملگى

ب) بسترى و BPP روزانه

ج) تصمیم‏گیرى بر اساس سونوگرافى داپلر

د) تصمیم‏گیرى بر اساس معاینه سرویکس

تشخیص حاملگى پُست‏ترم بر اساس تعیین صحیح سن حاملگى داده مى‌‏شود. در صورت شک به حاملگى پُست‏ترم، اولین اقدام ارزیابى مجدد و دقیق معیارهاى لازم براى تعیین سن حاملگى است و شایع‏ترین اطلاعات موجود براى تعیین سن حاملگى، LMPذکر شده توسط بیمار و سونوگرافى سه ماهه اول حاملگى هستند. اگر سن حاملگى بر اساس سونوگرافى در فاصله بین هفته‏‌هاى ۷/۰ ۱۴ و ۷/۶ ۱۵ با سن حاملگى بر اساس LMP بیش از ۷ روز اختلاف داشته باشد، یا اگر سن حاملگى بر اساس سونوگرافى در فاصله بین هفته‏‌هاى ۷/۰ ۱۶ و ۷/۶ ۲۱ با سن حاملگى بر اساس LMP بیش از ۱۰ روز اختلاف داشته باشد، باید EDD بر اساس سونوگرافى در نظر گرفته شود. بعد از این که بر اساس سن حاملگى با اطمینان بالا مشخص شد که بیمار به هفته ۴۱ حاملگى نزدیک مى‌‏شود، مى‌‏توان یکى از دو کار زیر را انتخاب کرد:

۱ـ تحریک زایمان؛

۲ـ ارزیابى وضعیت سلامت جنین قبل از زایمان: تا زمانى ادامه مى‌یابد که زایمان خودبخود شروع شود یا سن باردارى به هفته ۴۲ برسد.

در این تست با توجه به پائین بودن AFI خاتمه دادن به باردارى اقدامى منطقى به نظر مى‏‌رسد. (گزینه الف)

۵۴. شایع‏ترین علت باردارى بعد از ترم (Post-Term Pregnancy) چیست؟ (پیش‏‌کارورزى شهریور ۱۴۰۲)

الف) حاملگى خارج رحمى

ب) تخمین نادرست سن حاملگى

ج) آننسفالى جنینى

د) هیپوپلازى آدرنال جنین

تخمین اشتباه سن حاملگى شایع‏ترین علت حاملگى پست‏ترم است. از جمله دیگر علل حاملگى پست‏ترم مى‌‏توان به موارد زیر اشاره کرد:

۱ـ آننسفالى؛

۲ـ تخمک‏گذارى نامنظم: تغییر در طول فاز فولیکولر؛

۳ـ هیپوپلازى آدرنال جنین؛

۴ـ کمبود سولفاتاز جفتى؛

۵ـ حاملگى خارج رحمى. (گزینه ب)

۵۵. خانم باردار ۲۶ هفته با شکایت خونریزى شدید واژینال بدون درد مراجعه کرده و تاکنون مراقبت باردارى مناسب نداشته است. علائم حیاتى مادر پایدار بوده و تعداد ضربان قلب جنین ۱۸۰ در دقیقه است. در حال حاضر خونریزى قطع شده است. اقدام ارجح کدام است؟ (پیش‏‌کارورزى شهریور ۹۸)

الف) سزارین اورژانس

ب) معاینه انگشتى واژینال

ج) معاینه با اسپکولوم

د) سونوگرافى باردارى

با توجه به ایجاد خونریزى بدون درد واژینال، احتمالاً تشخیص جفت سرراهى است (خونریزى قرمز روشن بدون درد و بدون انقباض رحمى و بدون دیسترس جنین = جفت سرراهى).

جفت سرراهى جفتى است که بر روى دهانه داخلى سرویکس یا نزدیک به آن قرار دارد. جفت سرراهى با افزایش خطر زایمان پره‏‌ترم و مرگ و میر و موربیدیته پرى‌‏ناتال همراه است و به انواع زیر تقسیم مى‌‏شود (به شکل نگاه کنید):

۱ـ کامل: جفت بطور کامل دهانه داخلى سرویکس را مى‏پوشاند؛

۲ـ ناکامل: جفت بخشى از دهانه داخلى سرویکس را مى‏پوشاند.

۳ـ مارژینال: لبه جفت در فاصله ۲ سانتى‌‏مترى از دهانه داخلى سرویکس قرار دارد، بدون آن که روى آن را بپوشاند.

۴ـ Low Lying: جفت تا سگمان تحتانى رحم گسترش پیدا کرده است، اما بیش از ۲ سانتى‌‏متر با دهانه داخلى سرویکس فاصله دارد.

بطور کلاسیک خونریزى بدون درد در سه ماهه سوم باردارى به جفت سرراهى مربوط مى‌‏شود و در بسیارى از موارد پیش از ایجاد اپى‏زود شدید خونریزى، ممکن است خونریزى‏هاى اندک روى بدهد. در حدود ۷۵% از زنان مبتلا به جفت سرراهى حداقل یک اپى‏زود خونریزى را تجربه مى‏‌کنند. جفت سرراهى کامل بندرت خودبخود برطرف مى‌‏شود، اما جفت سرراهى ناکامل و جفت Low Lyingاغلب در هفته‏‌هاى ۳۲ تا ۳۵ باردارى برطرف مى‏‌شوند. براى تشخیص جفت سرراهى سونوگرافى ترانس‏واژینال دقیق‏تر از سونوگرافى شکمى است.

در جفت سرراهى اولین اپى‏زود خونریزى (اگر آن‏قدر شدید نباشد که به وضع‏‌حمل بیانجامد)، معمولاً در مدت ۲-۱ ساعت برطرف مى‌‏شود. اگر جنین تکامل پیدا نکرده باشد و خونریزى شدید نباشد، مداخلات درمانى شامل موارد زیر مى‏‌شوند:

۱ـ تحت نظر قرار دادن بیمار؛

۲ـ اندازه‏گیرى مکرر فشار خون؛

۳ـ تجویز مایعات؛

۴ـ استراحت در بستر؛

۵ـ تجویز استروئید براى تکامل ریه جنین.

اگر وضعیت بیمار پایدار باشد، وضع‏‌حمل سزارین بین هفته‏‌هاى ۷/۰ ۳۶ و ۷/۶ ۳۷ اندیکاسیون دارد. وضع‏‌حمل بصورت سزارین انجام مى‌‏شود، مگر آن که وضع‏‌حمل در ابتداى باردارى (هفته ۲۰) انجام شود. (گزینه د)

۵۶. مصرف کدام یک از داروهاى زیر در دوران باردارى با افزایش خطر دکولمان جفت همراه است؟ (دستیارى مرداد ۹۹)

الف) آمفتامین

ب) لیتیوم

ج) هالوپریدول

د) کوکائین

از جمله عوامل خطرساز براى دکولمان جفت مى‌‏توان به هیپرتانسیون مزمن، پره‌‏اکلامپسى، حاملگى چندقلو، بالا بودن سن مادر، مولتى‏پار بودن، سیگار کشیدن، مصرف کوکائین و کوریوآمنیونیت اشاره کرد. (گزینه د)

۵۷. تظاهر بالینى شایع در دکولمان کدام گزینه است؟ (پیش‏‌کارورزى اسفند ۱۴۰۱)

الف) خونریزى واژینال بدون درد در سه ماهه سوم حاملگى

ب) انقباضات رحمى دردناک در سه ماهه سوم حاملگى

ج) خونریزى واژینال همراه با درد شکمى در سه ماهه سوم حاملگى

د) آبریزش همراه با انقباضات رحمى در سه ماهه سوم حاملگى

Placental Abruption به جدا شدن غیر طبیعى و زودهنگام جفتى گفته مى‌‏شود که بطور طبیعى در رحم کاشته شده است. Abruption جفت انواع مختلفى دارد:

۱ـ کامل: تمام جفت جدا مى‌‏شود.

۲ـ ناکامل: بخشى از جفت از دیواره رحم جدا مى‌‏شود.

۳ـ مارژینال: لبه جفت جدا مى‌‏شود.

تظاهر کلاسیک Abruption جفت خونریزى واژینال به همراه درد شکم است. ممکن است Abruptionهاى کوچک‏تر یا مارژینال تنها با خونریزى خودشان را نشان بدهند. همچنین ممکن است خونریزى مخفى ایجاد شود. در این حالت خون پشت جفت به دام مى‏افتد و نمى‏‌تواند خارج شود. اگر Abruption مخفى جفت شدید باشد، ممکن است بیمار تنها دچار انقباضات دردناک رحم، اختلالات قابل توجه FHR و حتى مرگ جنین شود. Abruption جفت اغلب به کمک معاینه بالینى تشخیص داده مى‌‏شود، البته در موارد کمتر شدید که نیاز به وضع‏‌حمل سریع نیست، سونوگرافى مى‏‌تواند به تشخیص کمک کند. هرچند ممکن است در سونوگرافى یافته‏اى مشاهده نشود. (گزینه ج)

۵۸. خانم ۳۲ ساله G3L2در سن حاملگى ۳۶ هفته، با سابقه سزارین به علت خونریزى شدید واژینال بسترى شد. در سونوگرافى، جفت سرراهى با تهاجم به سروز مثانه، AFI=12سانتى‌‏متر و جنین با نماى سفالیک و وزن مناسب گزارش شده است. NST رضایت‏بخش است. بهترین روش براى مدیریت بیمار چیست؟ (پیش‏‌کارورزى شهریور ۱۴۰۲)

الف) انجام آمنیوسنتز جهت اثبات بلوغ ریه جنین و سپس ختم حاملگى

ب) تجویز کورتون و ختم حاملگى بعد از ۴۸ ساعت

ج) اینداکشن جهت زایمان واژینال

د) سزارین اورژانسى با آمادگى براى هیسترکتومى

در جفت سرراهى اولین اپى‏زود خونریزى (اگر آن‏قدر شدید نباشد که به وضع‏‌حمل بیانجامد)، معمولاً در مدت ۲-۱ ساعت برطرف مى‌‏شود. اگر جنین تکامل پیدا نکرده باشد و خونریزى شدید نباشد، مداخلات درمانى شامل موارد زیر مى‏‌شوند:

۱ـ تحت نظر قرار دادن بیمار؛

۲ـ اندازه‏گیرى مکرر فشار خون؛

۳ـ تجویز مایعات؛

۴ـ استراحت در بستر؛

۵ـ تجویز استروئید براى تکامل ریه جنین.

اگر وضعیت بیمار پایدار باشد، وضع‏‌حمل سزارین بین هفته‏‌هاى ۷/۰ ۳۶ و ۷/۶ ۳۷ اندیکاسیون دارد. وضع‏‌حمل بصورت سزارین انجام مى‌‏شود، مگر آن که وضع‏‌حمل در ابتداى باردارى (هفته ۲۰) انجام شود.

از جمله عوارض جفت سرراهى مى‌‏توان به اتصال غیر طبیعى جفت به دیواره رحم اشاره کرد که مى‏‌تواند بصورت‏هاى زیر باشد:

۱ـ جفت اکرتا: بافت جفت تا لایه‏‌هاى سطحى میومتر ادامه پیدا کرده است.

۲ـ جفت اینکرتا: بافت جفت تا عمق بیشترى در میومتر گسترش پیدا کرده است.

۳ـ جفت پره‏کرتا: بافت جفت بطور کامل از میومتر عبور کرده است و تا سروز و برخى مواقع تا اعضاى مجاور مانند مثانه ادامه یافته است.

میزان بروز جفت اکرتا در زنانى که سابقه وضع‏‌حمل سزارین یا جراحى رحمى دارند، افزایش مى‌یابد. خطر هیسترکتومى Emergent در بیماران مبتلا به جفت اکرتا افزایش دارد. در صورت شک به جفت اکرتا، توصیه مى‌‏شود درمان بصورت سزارین هیسترکتومى پره‏‌ترم برنامه‏ریزى شده انجام شود و جفت در محل خود باقى گذاشته شود، زیرا برداشتن جفت با خونریزى قابل توجه همراه است. (گزینه د)

۵۹. خانم ۲۱ ساله متعاقب ۱۰ روز تاخیر قاعدگى با لکه‏بینى و درد شانه به اورژانس مراجعه کرده است. در معاینه شکم تندرنس دارد. PR=130 و ملتحمه Pale مى‌‏باشد. اقدام مناسب چیست؟ (پیش‏‌کارورزى اسفند ۹۹)

الف) تحت نظر گرفتن + تجویز سرم و خون + انجام آزمایشات

ب) لاپاراتومى اورژانس

ج) سونوگرافى رحم و ضمایم + مشاوره جراحى

د) درمان طبى با متوتروکسات

تشخیص حاملگى اکتوپیک است. با در اختیار داشتن تست‏هاى حاملگى که حاملگى را در مراحل ابتدایى تشخیص مى‌‏دهند، تشخیص EP قبل از پارگى لوله و حتى قبل از ایجاد علایم نامعمول نیست. از جمله علایم کلاسیک EPمى‌‏توان به آمنوره اشاره کرد که به دنبال آن خونریزى واژینال و درد شکم (در سمت درگیر) آغاز مى‌‏شود؛ البته مجموعه‏‌اى از علایم که براى EP تشخیصى باشد، وجود ندارد. از جمله علایمى که خبر از وخیم‏تر بودن اوضاع مى‌‏دهند، مى‌‏توان به موارد زیر اشاره کرد:

۱ـ درد شانه که با دم تشدید مى‌‏شود و از تحریک عصب فرنیک در اثر تجمع خون زیر دیافراگم ناشى مى‌‏شود.

۲ـ اختلالات وازوموتور مثل سرگیجه و سنکوپ که مربوط به خونریزى و هیپوولمى است. (گزینه ب)

۶۰. خانم ۲۲ ساله‏اى که سال گذشته فرزند اولش را به دنیا آورده، على‏رغم شیردهى منظم با تست باردارى مثبت مراجعه کرده است و با تشخیص حاملگى خارج رحمى در بخش بسترى مى‌‏باشد. -hCG Titer=4200 است. توده ۱ در ۲ سانتى‌‏مترى در آدنکس راست رویت شده، اما خون و مایع آزاد در حفره شکم و لگن گزارش نشده است. علایم حیاتى پایدار است. توصیه مناسب کدام است؟ (پیش‏‌کارورزى شهریور ۱۴۰۰)

الف) چک سریال -hCG Titer

ب) کورتاژ آندومتر

ج) تجویز متوترکسات

د) لاپاراسکوپى

تشخیص حاملگى اکتوپیک است. نتیجه درمان طبى یا جراحى در EP در آن دسته از زنانى که همودینامیک پایدار دارند و قطر EP کم است و جنین فعالیت قلب ندارد و سطح سرمى -hCG کمتر از ۵۰۰۰ مى‌‏باشد، یکسان است. در این تست قطر حاملگى اکتوپیک کم است و به سبب شیردهى، درمان با متوترکسات کنترا‌اندیکاسیون نسبى دارد و بهتر است اقدام به درمان جراحى کرد. با استفاده از درمان‏هاى جراحى محافظه‏کارانه، احتمال حفظ لوله فالوپ به بیشترین حد رسیده است. اگر بتوان با کمک لاپاروسکوپ حاملگى اکتوپیک را خارج کرد، گذشته از این که تشخیص قطعى و درمان همزمان انجام مى‌‏شود، کمترین مقدار موربیدیته، هزینه و بسترى در بیمارستان به بیمار تحمیل مى‌‏شود. همچنین بیاد داشته باشید که دقیق‏ترین روش براى تشخیص EP مشاهده مستقیم است که اغلب از طریق لاپاروسکوپى انجام مى‌‏شود. حتى لاپاروسکوپى هم ۵-۲% خطا دارد. (گزینه د)

۶۱. خانم ۲۸ ساله متأهلى به علت درد حاد شکمى مراجعه کرده است. در شرح‏حال، سابقه ۱۰ روز عقب‏افتادگى قاعدگى را ذکر مى‌‏کند و از لکه‏بینى مختصر نیز شکایت دارد. در آزمایشات -hCG=2800 IU/ml و در سونوگرافى ضخامت اندومتر ۱۴ میلى‏متر بدون ساک حاملگى رویت شد و در آدنکس‏ها هم توده‏اى گزارش نشد. اقدام بعدى کدام است؟ (دستیارى اردیبهشت ۱۴۰۱)

الف) تکرار -hCG دو روز بعد

ب) سونوگرافى ترانس‏واژینال

ج) انجام کورتاژ رحمى

د) لاپاروسکوپى تشخیصى

تشخیص حاملگى اکتوپیک مى‏‌تواند مطرح باشد. از جمله علایم کلاسیک EPمى‌‏توان به آمنوره اشاره کرد که به دنبال آن خونریزى واژینال و درد شکم (در سمت درگیر) آغاز مى‌‏شود؛ البته مجموعه‏‌اى از علایم که براى EP تشخیصى باشد، وجود ندارد. در این تست، -hCG بحد مرزى یعنى ۲۰۰۰-۱۰۰۰ رسیده است که قاعدتا باید بتوان با کمک سونوگرافى ترانس‏واژینال حاملگى داخل رحمى را مشاهده کرد. (گزینه ب)

۶۲. خانمى ۲۳ ساله با درد شکمى مختصر، از دو روز قبل در ناحیه Left Lower Quadrant مراجعه کرده است. علایم حیاتى پایدار و BP:120/72 و PR:76 و T:37C و آخرین پریود وى ۶ هفته قبل مى‌‏باشد. معاینه شکم، نکته قابل توجهى ندارد. سونوگرافى واژینال نرمال بوده و ساک باردارى داخل رحمى و خارجى رحمى رویت نمى‌‏شود. تیتراژ hCG:900IU/Lمى‌‏باشد. اقدام مناسب کدام است؟ (پیش‏‌کارورزى شهریور ۱۴۰۱)

الف) تکرار تیتراژ ۴۸ ساعت بعد

ب) کورتاژ آندومتر

ج) کلدوسنتز

د) لاپاروسکوپى

تشخیص سریع و دقیق EP براى کاستن از خطر مرگ یا عوارض شدید ضرورى است. بنابراین در هر زنى که از نظر جنسى فعال است و در سنین بارورى بسر مى‏برد و دچار درد، بى‏نظمى خونریزى و یا آمنوره شده است، باید به فکر EP بود. در صورت شک به EP، اندازه‏گیرى پیاپى بتا-hCG و TVSارزشمندترین روش‏هاى تشخیصى براى تأئید تشخیص هستند. اگر وضعیت همودینامیک بیمار پایدار باشد، اولین اقدام، انجام تست حاملگى است. منفى بودن تست حاملگى احتمال EP را رد مى‌‏کند. اگر با وجود شک به EP تست حاملگى مثبت شود، ارزیابى‏هاى بعدى بر قابل حیات بودن و محل حاملگى متمرکز مى‏گردد. در حاملگى‏‌هاى طبیعى بتا-hCG سرم بصورت خطى لگاریتمى تا ۶۰ تا ۸۰ روز بعد از آخرین قاعدگى افزایش مى‌یابد و بعد به حد ثابتى در حد ۱۰۰۰۰۰ مى‏‌رسد. در این مرحله ابتدایى باردارى باید هر ۴۸ ساعت مقدار بتا-hCG 53% یا بیشتر افزایش پیدا کند. اگر سطح بتا-hCG کمتر از این مقدار افزایش داشته باشد، احتمالاً حاملگى (اکتوپیک یا داخل رحمى) غیر طبیعى است. توجه داشته باشید هرچند افزایش نامناسب سطح بتا-hCG وجود حاملگى غیرطبیعى را مطرح (و نه تأئید!) مى‌‏کند، اما نمى‏‌تواند محل حاملگى را نشان بدهد. بنابراین TVSمى‏‌تواند روش کمکى مهمى براى اندازه‏گیرى کمى سطح بتا-hCG باشد. با استفاده از TVS معمولاً ساک حاملگى بین هفته‏‌هاى ۵/۴ تا ۵ بعد از LMP قابل مشاهده است. در هر مرکزى باید مقدار مرزى یا مقدار تعیین کننده بتا-hCG را مشخص کرد: یعنى پائین‏ترین سطح hCG سرم که با وجود آن TVS مى‏‌تواند با اطمینان حاملگى را نشان بدهد. معمولاً وقتى سطح بتا-hCG 2000-1000 است، TVS مى‏‌تواند حاملگى داخل رحمى را نشان بدهد. سونوگرافى زمانى مى‏‌تواند حاملگى داخل رحمى را نشان بدهد که سطح hCGبه ۶۰۰۰-۵۰۰۰ برسد. بنابراین عدم مشاهده حاملگى داخل رحمى زمانى که سطح بتا-hCG بالاتر از مقدار مرزى است، نشان‏دهنده غیر طبیعى بودن حاملگى است (یعنى یا حاملگى اکتوپیک است و یا سقط ناکامل و یا سقط کامل صورت گرفته است). در این تست هنوز تیتر بتا-hCG بحدى نرسیده است که بشود با سونوگرافى ترانس‏واژینال بطور قطع حاملگى داخل رحمى را تشخیص داد. بنابراین هر ۴۸ ساعت تیتر بتا-hCGرا اندازه مى‌‏گیریم و وقتى به حد مرزى یعنى ۲۰۰۰-۱۰۰۰ رسید آن وقت سونوگرافى ترانس‏واژینال انجام مى‏دهیم. اگر جنین در داخل رحم نباشد، حاملگى اکتوپیک مطرح مى‌‏شود. (گزینه الف)

۶۳. خانم ۲۸ ساله به علت حاملگى خارج رحمى با تیتراژ hCGبه میزان mIU/mL2770 و توده ۳ سانتى‌‏مترى در آدنکس راست تحت درمان با MTX قرار گرفت. طبق توصیه پزشک با جواب تیتراژ hCG روز چهارم بعد از تجویز دارو به میزان mIU/mL3650 و روز هفتم، به میزان mIU/mL2900 مراجعه کرده است. کدام اقدام براى بیمار مناسب‏تر است؟ (پیش‏‌کارورزى اسفند ۱۴۰۱)

الف) جراحى

ب) تکرار hCG 48 ساعت بعد

ج) تکرار hCG یک هفته بعد

د) تزریق دوز دوم MTX

درمان EP مى‏‌تواند طبى یا جراحى باشد. در شرایط مناسب، درمان طبى بر درمان جراحى ارجح است. معمولاً در EP از متوترکسات به عنوان جایگزین درمان جراحى استفاده مى‌‏شود. این دارو آنتاگونیست اسید فولیک است و بطور رقابتى اتصال دى‏هیدروفولیک اسید به دى‏هیدروفولات ردوکتاز را مهار مى‌‏کند و به این ترتیب سبب کاهش مقدار متابولیت فعال داخل سلولى یعنى فولینیک اسید مى‌‏شود و در نتیجه رشد را در سلول‏هایى که سریع تقسیم مى‏‌شوند (جفت، رویان و جنین) متوقف مى‏سازد. کاندیداى مناسب براى درمان طبى، زنى بدون علامت است که تمایل به درمان طبى دارد و مى‌‏توان او را مورد پیگیرى قرار داد. از جمله کنترا‌اندیکاسیون‏هاى درمان طبى مى‌‏توان به موارد زیر اشاره کرد:

۱ـ کنترا‌اندیکاسیون‏هاى مطلق:

ـ شیردهى؛

ـ حساسیت به متوترکسات؛

ـ بیمارى ریوى فعال؛

ـ بیمارى زخم پپتیک؛

ـ اختلال عملکرد کبد، کلیه، ریه یا سیستم هماتولوژیک؛

ـ عدم توانایى تطابق با پروتوکل درمانى.

۲ـ کنترا‌اندیکاسیون‏هاى نسبى:

ـ ساک حاملگى بزرگ‏تر از ۳ سانتى‌‏متر؛

ـ فعالیت قلب رویان؛

ـ وجود مایع آزاد در پریتوان (احتمال هموپریتوان).

عوامل زیر مى‌‏توانند موفقیت درمان طبى را پیش‏گویى کنند:

۱ـ سطح بتا-hCG اولیه: بهترین شاخص موفقیت درمان طبى در زنانى است که با پروتوکل تک دوز متوترکسات درمان مى‏‌شوند. اگر سطح سرمى اولیه بتا-hCG کمتر از ۵۰۰۰ باشد، احتمال موفقیت ۹۲% و اگر بیش از ۱۵۰۰۰ باشد، احتمال موفقیت ۶۸% خواهد بود.

۲ـ اندازه حاملگى اکتوپیک: اگر توده اکتوپیک کمتر از ۵/۳ سانتى‌‏متر اندازه داشته باشد، احتمال موفقیت به ۹۳% مى‏‌رسد.

۳ـ وجود فعالیت قلب جنین: در صورتى که قلب جنین فعالیت داشته باشد، احتمال موفقیت درمان طبى کم مى‌‏شود.

تزریق داخل عضلانى متوترکسات بصورت تک دوز شایع‏ترین درمان طبى براى حاملگى اکتوپیک است. از روش چند دوزى تجویز متوترکسات هم با موفقیت استفاده شده است، اما به نظر مى‏‌رسد در روش تک دوز، عوارض کمتر و احتمال موفقیت مشابه روش چند دوز است. (گزینه ج)

۶۴. خانم ۲۵ ساله شیرده به دلیل درد شدید شکم که با معاینه سرویکس بدتر مى‌‏شود و لکه‏بینى، مراجعه کرده است. در معاینه، علایم حیاتى پایدار مى‌‏باشد. در آزمایشات، تیتر بتا-hCG بیمار ۳۷۰۰ است و هموگلوبین نرمال مى‌‏باشد. در سونوگرافى ضخامت اندومتر حدود ۵ میلى‏متر است و یک توده هتروژن به ابعاد ۴۰×۳۰ میلى‏متر در کنار تخمدان راست به همراه مقدارى مایع آزاد در کلدوساک گزارش شده است. مناسب‏ترین اقدام کدام است؟ (دستیارى اردیبهشت ۱۴۰۲)

الف) بسترى در بخش و تکرار تیتر بتا-hCG، ۴۸ ساعت بعد

ب) بسترى در بخش و تجویز متوترکسات با رژیم مولتى دوز

ج) تکرار سونوگرافى واژینال ۴۸ ساعت بعد

د) آماده‏سازى جهت انجام لاپاروسکوپى اورژانس

تشخیص حاملگى اکتوپیک است. توجه داشته باشید از جمله کنترا‌اندیکاسیون درمان طبى مى‌‏توان به موارد زیر اشاره کرد:

۱ـ کنترا‌اندیکاسیون‏هاى مطلق:

ـ شیردهى؛

ـ حساسیت به متوترکسات؛

ـ بیمارى ریوى فعال؛

ـ بیمارى زخم پپتیک؛

ـ اختلال عملکرد کبد، کلیه، ریه یا سیستم هماتولوژیک؛

ـ عدم توانایى تطابق با پروتوکل درمانى.

۲ـ کنترا‌اندیکاسیون‏هاى نسبى: ساک حاملگى بزرگ‏تر از ۳ سانتى‌‏متر؛ فعالیت قلب رویان؛ وجود مایع آزاد در پریتوان (احتمال هموپریتوان).

نتیجه درمان طبى یا جراحى در EP در آن دسته از زنانى که همودینامیک پایدار دارند و قطر EP کم است و جنین فعالیت قلب ندارد و سطح سرمى بتا-hCG کمتر از ۵۰۰۰ مى‌‏باشد، یکسان است. با استفاده از درمان‏هاى جراحى محافظه‏کارانه، احتمال حفظ لوله فالوپ به بیشترین حد رسیده است. اگر بتوان با کمک لاپاروسکوپ حاملگى اکتوپیک را خارج کرد، گذشته از این که تشخیص قطعى و درمان همزمان انجام مى‌‏شود، کمترین مقدار موربیدیته، هزینه و بسترى در بیمارستان به بیمار تحمیل مى‌‏شود. (گزینه د)

۶۴. خانمى ۲۸ ساله به دلیل درد شکم و خونریزى واژینال به دنبال ۱ ماه تاخیر قاعدگى مراجعه نموده است. بتا-hCG=2500Iu/Lit و در سونوگرافى واژینال، یک ساک تک لایه‏اى در مرکز حفره رحم گزارش مى‌‏شود. در بیمار فوق اقدام مناسب کدام است؟ (پیش‏‌کارورزى اسفند ۱۴۰۲)

الف) کلدوسنتز

ب) لاپاروسکوپى

ج) تکرار سونوگرافى

د) سنجش پروژسترون سرم

تشخیص سریع و دقیق EP براى کاستن از خطر مرگ یا عوارض شدید ضرورى است. بنابراین در هر زنى که از نظر جنسى فعال است و در سنین بارورى بسر مى‏برد و دچار درد، بى‏نظمى خونریزى و یا آمنوره شده است، باید به فکر EP بود. در صورت شک به EP، اندازه‏گیرى پیاپى بتا-hCG و TVSارزشمندترین روش‏هاى تشخیصى براى تأئید تشخیص هستند. اگر وضعیت همودینامیک بیمار پایدار باشد، اولین اقدام، انجام تست حاملگى است. منفى بودن تست حاملگى احتمال EP را رد مى‌‏کند. دقیق‏ترین روش براى تشخیص EP مشاهده مستقیم است که اغلب از طریق لاپاروسکوپى انجام مى‌‏شود. حتى لاپاروسکوپى هم ۵-۲% خطا دارد. (گزینه ب)

۶۵. خانم ۳۰ ساله با سن باردارى ۱۰ هفته براساس سونوگرافى و خونریزى مختصر واژینال و درد هیپوگاستر مراجعه کرده است. در معاینه با اسپکولوم خونریزى و دیلاتاسیون ۲ سانتى‌‏متر مشهود است. تشخیص کدام نوع سقط است؟ (دستیارى اردیبهشت ۹۷)

الف) اجتناب ناپذیر

ب) ناقص

ج) کامل

د) فراموش شده

تشخیص سقط اجتناب‏ناپذیر است. سقط اجتناب‏ناپذیر بصورت خونریزى واژینال و یا پارگى آشکار پرده‏‌ها در حضور دیلاتاسیون سرویکس تعریف مى‌‏شود. در این حالت معمولاً انقباضات رحمى بسرعت شروع مى‏‌شوند و به دفع محصولات حاملگى مى‏انجامند. متوقف شدن سقط اجتناب‏ناپذیر نامعمول است و در این حالت حاملگى تا زمانى که جنین قابلیت حیات داشته باشد، ادامه نمى‌یابد. در این نوع سقط درمان محافظه‏کارانه (عدم مداخله به منظور طولانى کردن روند حاملگى) خطر عفونت را در مادر افزایش مى‏‌دهد. در کل در سقط‏هاى اجتناب‏ناپذیر، ناکامل یا فراموش شده مى‌‏توان درمان انتظارى، طبى یا جراحى را انتخاب کرد. درمان جراحى قطعى است و نتیجه‏اى قابل پیش‏بینى دارد، اما تهاجمى است و در تمام بیماران ضرورى نیست. با استفاده از درمان‏هاى انتظارى و طبى (پروستاگلاندین‏ها) مى‌‏توان کورتاژ انجام نداد، اما هر دوى این درمان‏ها با مى‌‏توانند با خونریزى غیر قابل پیش‏بینى همراه باشد و در ضمن برخى از زنان نیاز به جراحى براى تخلیه رحم پیدا مى‏‌کنند. در کل در سقط، در صورت وجود درد یا خونریزى شدید یا عفونت، باید بسرعت روند سقط را تمام کرد. در این موارد کارهایى که باید بسرعت انجام شوند، عبارتند از:

۱ـ کنترل خونریزى؛

۲ـ پیشگیرى از عفونت؛

۳ـ برطرف کردن درد؛

۴ـ حمایت روحى.

خونریزى وقتى کنترل مى‌‏شود که رحم بطور کامل تخلیه شده باشد. با استفاده از سونوگرافى براى ارزیابى رحم مى‌‏توان مشخص کرد که آیا نیاز به مداخله جراحى مى‌‏باشد یا خیر؟ اگر بافتى در داخل رحم باقى مانده باشد، از کورتاژ براى خارج کردن آن استفاده مى‌‏شود. با تجویز متیل‏ارگونووین خوراکى و تحریک انقباضات رحمى مى‌‏توان هموستاز را تقویت کرد. با خارج کردن محتویات رحم و استراحت دادن به واژن (عدم استفاده از تامپون، دوش واژینال یا آمیزش) مى‌‏توان از ایجاد عفونت جلوگیرى نمود. ممکن است بیمار نیاز به مسکن ضعیفى داشته باشد. بط‏ور خلاصه در سقط اجتناب‏ناپذیر درمان شامل تخلیه رحم است. (گزینه الف)

۶۶. خانم ۲۵ ساله‏اى دو هفته قبل با تشخیص Missed abortion که ۱۲ هفته بوده با تجویز میزوپروستول و بعد کورتاژ ختم باردارى داشته است. بعد از عمل لکه بینى و درد زیر دل دارد. در سونوگرافى آندومتر ضخیم همراه با اکوى هتروژن گزارش شده است. مناسب‏ترین اقدام بعدى کدام است؟ (پیش‏‌کارورزى شهریور ۹۸)

الف) آنتى بیوتیک تراپى

ب) بسترى و کورتاژ

ج) تجویز یوتروتونین

د) تجویز OCP و پیگیرى ßHCG

در سقط‏هاى اجتناب‏ناپذیر، ناکامل یا فراموش شده (مورد همین تست) مى‌‏توان درمان انتظارى، طبى یا جراحى را انتخاب کرد. درمان جراحى قطعى است و نتیجه‏اى قابل پیش‏بینى دارد، اما تهاجمى است و در تمام بیماران ضرورى نیست. با استفاده از درمان‏هاى انتظارى و طبى (پروستاگلاندین‏ها) مى‌‏توان کورتاژ انجام نداد، اما هر دوى این درمان‏ها با مى‌‏توانند با خونریزى غیر قابل پیش‏بینى همراه باشد و در ضمن برخى از زنان نیاز به جراحى براى تخلیه رحم پیدا مى‏‌کنند. در کل در سقط، در صورت وجود درد یا خونریزى شدید یا عفونت، باید بسرعت روند سقط را تمام کرد. خونریزى وقتى کنترل مى‌‏شود که رحم بطور کامل تخلیه شده باشد. با استفاده از سونوگرافى براى ارزیابى رحم مى‌‏توان مشخص کرد که آیا نیاز به مداخله جراحى مى‌‏باشد یا خیر؟ اگر بافتى در داخل رحم باقى مانده باشد (مورد همین تست)، از کورتاژ براى خارج کردن آن استفاده مى‌‏شود. (گزینه ب)

۶۷ـ خانم جوانى با سن باردارى ۱۴ هفته با شکایت از درد شکمى و خونریزى واژینال مراجعه کرده است. در معاینه سرویکس بسته است و در سونوگرافى فعالیت قلب جنین مشاهده مى‌‏شود. کدام تشخیص مطرح است؟ (دستیارى مرداد ۹۹)

الف) سقط اجتناب ناپذیر

ب) سقط ناقص

ج) تهدید به سقط

د) سقط فراموش شده

بیمار دچار تهدید به سقط شده است. تهدید به سقط یعنى خونریزى در اولین سه ماهه حاملگى بدون دفع مایع یا بافت. در نیمى از موارد، تهدید به سقط به سقط خودبخود مى‏انجامد. اگر به دنبال تهدید به سقط حاملگى به مرحله‏اى برسد که جنین قابلیت حیات داشته باشد، خطر زایمان پره‏‌ترم و LBW بودن نوزاد افزایش مى‌یابد. البته به نظر نمى‏‌رسد که در نوزادان متولد شده خطر مالفورماسیون مادرزادى افزایش داشته باشد. در جریان Miscarriageمعمولاً اول خونریزى شروع مى‌‏شود و در مدت چند ساعت تا چندین روز، درد کرامپى شکم آغاز مى‏گردد. این درد مى‏‌تواند بصورت کرامپ‏هاى ریتمیک در قدام شکم، کمردرد مداوم، احساس فشار در لگن یا احساس ناراحتى مبهم در خط وسط و در ناحیه سوپراپوبیک باشد. ترکیب تداوم درد و خونریزى معمولاً نشانه پیش‌‏آگهى نامطلوبى براى حاملگى است. همیشه باید در تشخیص افتراقى تهدید به سقط، حاملگى اکتوپیک را در نظر داشت. در بیمارى که دچار تهدید به سقط شده است، حتى اگر خونریزى با درد و کرامپ پائین شکم همراه باشد، نیاز به مداخله نیست. اگر در سونوگرافى اختلالى شدید دیده نشود و محصول حاملگى سالم باشد، مى‌‏توان به بیمار اطمینان داد و اجازه داد که به فعالیت‏هاى طبیعى خود ادامه بدهد.(گزینه ج)

۶۸. بیمارى که به دلیل حاملگى ۶ هفته و بصورت غیر قانونى عمل کورتاژ انجام داده، با تب ۳۹ درجه و ترشحات چرکى واژینال بدبو به اورژانس مراجعه کرده است. کدامیک از اقدامات زیر در این بیمار اندیکاسیون ندارد؟

الف) آنتى‏‌بیوتیک وسیع‏الطیف

ب) مایع درمانى وریدى

ج) ارزیابى دقیق از نظر آسیب ارگان‏هاى داخل شکمى

د) تخلیه رحمى ۲۴ ساعت بعد از افت تب

تشخیص سقط سپتیک است. سقط کامل یا ناکامل عفونى را سقط سپتیک مى‏نامند. این نوع سقط مى‏‌تواند بصورت سپسیس، شوک، خونریزى و احتمالاً نارسایى کلیوى خود را نشان بدهد. بندرت سقط سپتیک عارضه‏اى از سقط تحریک شده‏اى است که توسط فردى آموزش دیده انجام مى‌‏شود. در سقط سپتیک تجویز آنتى‏‌بیوتیک‏هاى وسیع‏الطیف بصورت تزریقى، درمان با مایعات تزریقى و تخلیه سریع رحم اندیکاسیون دارند. باید ارزیابى دقیق براى تروما از جمله پرفوراسیون رحم، واژن و یا اعضاى داخل شکمى انجام شود. در این بیمار با توجه به وجود هواى آزاد در شکم، پرفوراسیون رحم مطرح است و لاپاراتومى باید انجام شود. (گزینه د)

۶۹. خانمى ۲۱ ساله به علت درد کرامپى شکم و خونریزى واژینال به دنبال سقط ۸ هفته، مراجعه کرده است. در معاینه، دهانه رحم باز و خونریزى دارد و رحم نرم و بزرگ‏تر از حد انتظار مى‌‏باشد. مناسب‏ترین اقدام کدام است؟ (دستیارى اردیبهشت ۱۴۰۱)

الف) ساکشن کورتاژ رحم

ب) تجویز پروستاگلاندین واژینال

ج) تجویز آنتى‏‌بیوتیک وسیع‏الطیف

د) گذاشتن سوند فولى در رحم

تشخیص سندرم بعد از سقط یا سقط ناکامل است. سندرم بعد از سقط زمانى ایجاد مى‌‏شود که رحم نمى‏‌تواند بعد از سقط منقبض شود. بیمار دچار درد کرامپى و یا خونریزى مى‌‏شود و سرویکس باز دارد. رحم نرم‏تر از حد انتظار است (در نتیجه تجمع خون یا هماتومترا). معمولاً تظاهرات بالینى از سقط ناکامل قابل تشخیص نیست. در هر صورت ساکشن کورتاژ درمان هر دو مورد است. (گزینه الف)

۷۰. خانمى ۲۰ ساله با سن باردارى ۱۲ هفته به دلیل بیمارى قلبى مادرف کاندیداى سقط القایى قانونى قرار گرفتهع است. جهت سقط القایى در مادر، تمام موارد ذکر شده را مى‌‏توان به کار برد، بجز؟ (پیش‏‌کارورزى اسفند ۱۴۰۲)

الف) میزوپروستول

ب) میفپریستون

ج) متوترکسات

د) متیل‏ارگوونوین

براى سقط القایى سه ماهه اول، از سه دارو استفاده مى‌‏شود: ۱ـ میفپریستون (آنتى‏پروژسترون)؛

۲ـ متوترکسات (آنتى‏‌متابولیت)؛

۳ـ میزوپروستول (پروستاگلاندین).

شایع‏ترین روش مورد استفاده، رژیم ترکیب میفپریستون ـ میزوپروستول است. البته سقط با روش طبى همیشه کامل انجام نمى‌‏شود و بیمار باید آگاه باشد که ممکن است نیاز به ساکشن کورتاژ شود. (گزینه د)

۷۱. کدامیک از موارد زیر فاکتور خطر دیابت باردارى مى‌‏باشد؟ (پیش‏‌کارورزى اسفند ۹۷)

الف) مولتى‏پاریتى

ب) BMI=23

ج) سقط خودبخود مکرر

د) سابقه تولد نوزاد ۳۸۰۰ گرم

سؤال تغییر داده شده است با تا بکمن همخوانى داشته باشد. دیابت باردارى یا GDM 7% شیوع دارد و با شیوع بیشتر چاقى این مقدار افزایش هم مى‌یابد. از جمله عوامل خطرساز براى ایجاد GDM مى‌‏توان به موارد زیر اشاره کرد:

۱ـ سن؛

۲ـ نژاد؛

۳ـ سابقه مامایى:

ـ دیابت باردارى در حاملگى قبلى؛

ـ سابقه تولد فرزند با وزن بیش از ۴۰۰۰ گرم؛

ـ سقط‏هاى خودبخود مکرر؛

ـ سابقه مرده‏زایى بدون دلیل؛

۴ـ سابقه خانوادگى قوى دیابت؛

۵ـ چاقى.

البته ۵۰% از بیماران مبتلا به دیابت باردارى عوامل خطرساز فوق را ندارند. (گزینه ج)

۷۲. خانم ۲۴ ساله در سن باردارى ۱۴ هفته با جواب آزمایش GCT=120 به درمانگاه مراجعه کرده است. اقدام بعدى چیست؟ (پیش‏‌کارورزى اسفند ۱۴۰۰)

الف) انجام تست GTT صد گرمى خوراکى

ب) سنجش چهار نوبته قند خون

ج) تکرار تست یک ماه بعد

د) تکرار تست در هفته ۲۸-۲۴ حاملگى

غربالگرى دیابت باردارى بسیار مهم است. شایع‏ترین آزمون غربالگرى براى عدم تحمل گلوکز در دوران باردارى آزمون گلوکز خوراکى ۱ ساعته با ۵۰ گرم گلوکز است که در هفته‏‌هاى ۲۴ تا ۲۸ انجام مى‌‏شود. براى انجام این آزمون لازم نیست که بیمار ناشتا باشد. اگر بعد از انجام آزمون مقدار گلوکز بیمار بیشتر از حد مشخصى (۱۳۰، ۱۵۵ یا mg/dL140 باشد)، باید آزمون تحمل گلوکز ۳ ساعته با ۱۰۰ گرم گلوکز انجام شود. اگر ۲ یا بیش از ۲ نتیجه این آزمون غیر طبیعى باشد، تشخیص دیابت باردارى تأئید مى‌‏شود.

سابقه دیابت باردارى در حاملگى قبلى عامل خطر براى ابتلا به دیابت باردارى در همین حاملگى است. در بیمارى که عامل خطرساز براى دیابت باردارى ندارد، غربالگرى با آزمون گلوکز ۱ ساعته معمولاً در هفته‏‌هاى ۲۴ تا ۲۸ باردارى انجام مى‌‏شود. بسیارى از پزشکان ترجیح مى‏‌دهد در افراد پرخطر غربالگرى را در ابتدایى حاملگى انجام بدهند، اما نشان داده نشده است که درمان زودهنگام GDMتشخیص داده شده در ابتداى باردارى سودمند باشد. (گزینه د)

۷۳. خانم باردار مبتلا به دیابت باردارى تحت کنترل با انسولین، در سن ۳۲ هفته جهت مراقبت باردارى مراجعه کرده است. کدامیک از اقدامات زیر در این مقطع زمانى توصیه مى‌‏شود؟ (پیش‏‌کارورزى اسفند ۱۴۰۱)

الف) سونوگرافى براى بررسى آنومالى‏هاى جنینى

ب) ارزیابى سلامت جنین

ج) سونوگرافى داپلر عروق بند ناف

د) اکو قلب جنین

در زنانى که از قبل از باردارى مبتلا به دیابت هستند، باید در ابتداى باردارى سونوگرافى انجام شود تا قابل حیات بودن جنین ارزیابى شود و سن دقیق حاملگى مشخص گردد. در هفته‏‌هاى ۱۸ تا ۲۰ باردارى، انجام سونوگرافى کامل با هدف شناسایى آنومالى‏هاى مادرزادى (بویژه آنومالى‏هاى CNS، دستگاه ادرارى تناسلى، قلب و عروق بزرگ) اندیکاسیون دارد. اگر شک به اختلالات قلبى ایجاد شود یا اگر در سونوگرافى قلب یا عروق بزرگ جنین مشاهده نشود، ممکن است نیاز به انجام اکوکاردیوگرافى باشد. مونیتورینگ سلامت جنین شامل شمارش حرکات جنین و همچنین انجام NST، بیوفیزیکال پروفایل، و یا CST با فواصل مناسب رویکردى ارزشمند براى مونیتورینگ سلامت جنین است. معمولاً این آزمون‏ها از هفته‏‌هاى ۳۴-۳۲ باردارى شروع مى‏‌شوند و اگر شرایط پرخطرى مانند IUGR وجود داشته باشد، مى‌‏توان آن‏ها را زودتر شروع کرد. معمولاً آزمون‏ها بصورت هفتگى انجام مى‏‌شوند، اما اگر کنترل قند خون بیمار نامناسب باشد یا مادر دچار بیمارى‏هاى دیگر باشد یا جنین دچار اختلال رشد شود، ممکن است نیاز به انجام آن‏ها دو بار در هفته یا بیشتر شود. (گزینه ب)

۷۴. در صورت درمان دیابت باردارى (GDM) تمام عوارض حاملگى زیر کاهش مى‌یابد، بجز؟ (پیش‏‌کارورزى شهریور ۱۴۰۲)

الف) ماکروزومى

ب) پره‌‏اکلامپسى

ج) دیستوشى شانه

د) محدودیت رشد جنین

درمان زنان مبتلا به GDM با کاهش عوارض مادر و جنین (افزایش وزن بیش از حد، ماکروزومى، پره‌‏اکلامپسى، دیستوشى شانه و وضع‏‌حمل سزارین) همراه است. (گزینه د)

۷۵. اولین علامت توکسیسیته ناشى از تجویز سولفات منیزیم، کدام است؟ (پیش‏‌کارورزى اسفند ۹۹)

الف) برادى‏کاردى

ب) کم شدن حجم ادرار

ج) از بین رفتن رفلکس پاتلا

د) کاهش تعداد تنفس

بیش از یک قرن است که از سولفات منیزیوم براى پیشگیرى و درمان تشنج‏هاى اکلامپسى استفاده شده است. بندرت براى این منظور از داروهاى ضد تشنج دیگر نظیر دیازپام و فنى‏توئین استفاده مى‌‏شود، زیرا به اندازه سولفات منیزیوم مؤثر نیستند و مى‌‏توانند بر روى جنین اثرات نامطلوب بگذارند. سولفات منیزیوم بصورت داخل عضلانى یا داخل وریدى تجویز مى‌‏شود، هرچند تزریق داخل وریدى شایع‏تر است. در ۹۸% موارد با تجویز سولفات منیزیوم از ایجاد تشنج‏ها جلوگیرى مى‌‏شود. سطح درمانى دارو mg/dL6-4 است و غلظت‏هاى توکسیک دارو عوارض قابل پیش‏بینى ایجاد مى‏‌کنند: سطح سرمى (mg/dL)تظاهرات۳-۵/۱غلظت طبیعى۶-۴سطح درمانى۱۰-۵تغییرات الکتروکاردیوگرام۱۲-۸از بین رفتن رفلکس پاتلا۱۲-۹احساس گرمى و گرگرفتگى۱۲-۱۰خواب‏آلودگى، کندى تکلم۱۷-۱۵فلج عضلانى، دشوارى تنفس۳۰ایست قلبى براى مونیتورینگ از نظر ایجاد تظاهرات مربوط به بالا رفتن سطح سرمى سولفات منیزیوم باید بکرات رفلکس پاتلا و تنفس بیمار ارزیابى شوند. همچنین از آن‏جا که سولفات منیزیوم تنها از راه کلیه دفع مى‌‏شود، در صورت کاهش برون‏ده ادرار (کمتر از mL/hr30) یا کاهش عملکرد کلیه (کراتینین سرم بالاتر از ۱) باید مراقب علایم و نشانه‏‌هاى مسمومیت با منیزیوم بود. براى از بین بردن اثرات ناشى از بالا بودن غلظت بالاى منیزیوم از تزریق آهسته گلوکونات کلسیم ۱۰% به همراه تجویز اکسیژن و حمایت قلبى عروقى (در صورت لزوم) استفاده مى‌‏شود. (گزینه ج)

۷۶. خانم باردار ۳۹ ساله، G3P2L2 جهت مراقبت باردارى در سن حاملگى ۱۲ هفته، مراجعه کرده است. در بررسى BP=155/105 بوده و سابقه افزایش فشار خون را از ابتداى باردارى دوم ذکر مى‌‏کند که درمان دارویى نداشته است. در حال حاضر کدام اقدام صحیح است؟ (دستیارى تیر ۱۴۰۰)

الف) شروع درمان دارویى با لابتالول خوراکى

ب) انجام مراقبت‏هاى پریناتال با فواصل کوتاه‏تر

ج) تزریق هیدرالازین وریدى جهت کاهش فشار خون

د) کنترل فشار خون با تجویز انالاپریل خوراکى

در زن حامله‌‏اى که دچار هیپرتانسیون مزمن است، زمانى داروى ضد فشار خون تجویز مى‌‏شود که فشار خون سیستولى برابر یا بیشتر از mmHg160 یا فشار خون دیاستولى برابر یا بیشتر از mmHg105 باشد. لابتولول (آلفا و بتابلوکر) داروى ضد فشار خون خط اول در حاملگى است، البته از کلسیم بلوکرها (نیفدیپین و آملودیپین) نیز بطور شایع استفاده مى‌‏شود. (گزینه الف)

۷۷. خانم ۲۸ ساله با سن باردارى ۲۵ هفته به علت سردرد به اورژانس مامایى مراجعه مى‌‏کند. در حین ویزیت ناگهان تشنج مى‌‏کند. اولین اقدام مناسب کدام است؟ (پیش‏‌کارورزى شهریور ۱۴۰۰)

الف) گرفتن رگ

ب) تزریق دیازپام

ج) چک فشار خون

د) باز نگهداشتن راه هوایى

احتمالاً بیمار دچار اکلامپسى شده است. تشنج‏هاى اکلامپسى حیات مادر و جنین را به خطر مى‏اندازد. از جمله خطرات اکلامپسى براى مادر مى‌‏توان به آسیب‏دیدگى دستگاه عضلانى اسکلتى (از جمله گاز گرفتن زبان)، هیپوکسى و آسپیراسیون اشاره کرد. درمان بشرح زیر انجام مى‌‏شود:

۱ـ گذاشتن آبسلانگ همراه با پد؛

۲ـ بستن بیمار با ملایمت در صورت لزوم؛

۳ـ تجویز اکسیژن؛

۴ـ اطمینان از باز بودن راه هوایى؛

۵ـ تعبیه راه هوایى.

تشنج‏هاى اکلامپسى معمولاً خودمحدود هستند، درمان با تجویز سولفات منیزیوم (۴ تا ۶ گرم داخل وریدى آهسته) براى پیشگیرى از تشنج‏هاى بیشتر شروع مى‌‏شود. (گزینه د)

۷۸. خانمى ۳۰ ساله با حاملگى ۲۵ هفته جهت کنترل باردارى به درمانگاه مراجعه کرده است. در معاینات FHR=140، BP=160/105 و علایم حیاتى Stable مى‌‏باشد. بیمار سردرد، تارى دید و درد اپى‏گاستر را ذکر نمى‌‏کند و از قبل از باردارى فشار خون‏هاى بالا داشته است. جهت کنترل فشار خون مزمن بیمار، قدم اول درمان، کدامیک از داروهاى زیر است؟ (پیش‏‌کارورزى اسفند ۱۴۰۰)

الف) لابتالول

ب) متیل‏دوپا

ج) نیفدیپین

د) کاپتوپریل

در زن حامله‌‏اى که دچار هیپرتانسیون مزمن است، زمانى داروى ضد فشار خون تجویز مى‌‏شود که فشار خون سیستولى برابر یا بیشتر از mmHg160 یا فشار خون دیاستولى برابر یا بیشتر از mmHg105 باشد. در ارتباط با داروهاى ضد فشار خون به موارد زیر توجه کنید:

۱ـ لابتولول (آلفا و بتابلوکر) داروى ضد فشار خون خط اول در حاملگى است، البته از کلسیم بلوکرها (نیفدیپین و آملودیپین) نیز بطور شایع استفاده مى‌‏شود.

۲ـ مدت‏ها متیل‏دوپا شایعترین داروى ضد فشار خون مورد استفاده در حاملگى بود و هنوز هم از آن استفاده مى‌‏شود، اما کمتر از لابتولول یا کلسیم بلوکرها تأثیرگذار است.

۳ـ در گذشته تصور مى‏شد که دیورتیک‏ها در حاملگى کنترا‌اندیکه هستند، اما امروزه در حاملگى درمان دیورتیکى قطع نمى‌‏شود و در بیمارى که پیش از حاملگى دیورتیک دریافت مى‏کرده است، درمان در حاملگى ادامه مى‌یابد.

۴ـ در صورت تجویز ACEIs در سه ماهه اول حاملگى (و حتى سه ماهه‏‌هاى دوم و سوم) ممکن است مالفورماسیون جنینى ایجاد شود و به همین دلیل استفاده از این داروها در حاملگى و در دوران قبل از لقاح توصیه نمى‌‏شود. مهار کننده‏‌هاى گیرنده آنژیوتانسیون نیز مى‌‏توانند همانند ACEIsاثر نامطلوب روى جنین داشته باشند. (گزینه الف)

۷۹. خانمى در هفته ۳۲ باردارى با شکایت افزایش وزن ناگهانى و ادم دست و صورت مراجعه کرده است. در معاینه فشار خون ۱۱۰/۱۶۰ میلى‏متر جیوه و ضربان قلب ۱۱۰ در دقیقه مى‌‏باشد. در ته چشم اگزودا و خونریزى رتین در دو طرف دارد. براى کنترل اورژانس فشار خون بیمار کدام داروى زیر ارجح است؟ (دستیارى اردیبهشت ۱۴۰۱)

الف) متیل‏دوپا

ب) فورسماید

ج) لابتولول

د) نیفدیپین

بیمار مبتلا به پره‌‏اکلامپسى شدید است. در پره‌‏اکلامپسى شدید، اگر فشار خون سیستولى بیشتر از mmHg160 یا فشار خون دیاستولى بیش از mmHg110 باشد، تجویز داروى ضد فشار خون اندیکاسیون دارد. هیدرالازین داروى ضد فشار خون انتخابى است و بصورت داخل وریدى تجویز مى‌‏شود تا فشار خون به حد قابل قبولى برسد. هدف از درمان این است که فشار خون سیستولى به ۱۴۰ تا ۱۵۰ و فشار خون دیاستولى به ۹۰ تا ۱۰۰ برسد. کاهش بیشتر فشار خون مى‏‌تواند جریان خون رحم را مختل کند و براى جنین خطرناک باشد. مى‌‏توان از لابتولول هم براى کاهش فشار خون شدید استفاده کرد. (گزینه ج)

۸۰. خانمى در هفته ۳۵ اولین باردارى خود با فشار خون ۱۰۰/۱۵۰ و سردرد، به کلینیک مراجعه کرده است. در بررسى انجام شده، کراتینین ۵/۱ میلى‏‌گرم در دسى‌‏لیتر و پروتئین ادرار ۳ پلاس است. آنزیم‏هاى کبدى نرمال و پلاکت ۰۰۰,۱۵۰ مى‌‏باشد. اقدام مناسب کدام است؟ (دستیارى اردیبهشت ۱۴۰۱)

الف) شروع سولفات منیزیوم و ختم باردارى

ب) تجویز متیل‏دوپا و مونیتورینگ بیمار

ج) ختم باردارى ۴۸ ساعت بعد از دریافت بتامتازون

د) اندازه‏گیرى پروتئین ۲۴ ساعته براى تصمیم‏گیرى

بیمار مبتلا به پره‌‏اکلامپسى شدید است. درمان پره‌‏اکلامپسى شدید بصورت زیر انجام مى‌‏شود:

۱ـ انجام آزمون‏هاى آزمایشگاهى روزانه؛

۲ـ تجویز سولفات منیزیوم؛

۳ـ درمان ضد فشار خون در صورتى که اندیکاسیون داشته باشد)؛

۴ـ مونیتورینگ سلامت مادر و جنین؛

۵ـ تجویز کورتیکواستروئید براى تسریع تکامل ریه جنین (اگر سن باردارى کمتر از ۳۷ هفته باشد).

وضع‏‌حمل بصورت زیر انجام مى‌‏شود:

۱ـ اگر سن حاملگى کمتر از ۳۴ هفته باشد:

ـ اگر هر کدام از موارد زیر وجود داشته باشند، باید وضع‏‌حمل با تحریک زایمان یا سزارین انجام شود:

هیپرتانسیون شدید غیر قابل کنترل؛

اکلامپسى؛

ادم ریه؛

جدا شدن زودرس جفت؛

DIC؛

وضعیت نامطمئن جنین؛

مرگ جنین؛

غیر قابل حیات بودن جنین.

ـ اگر وضعیت بیمار پایدار باشد، مى‌‏توان در بیمارستان و با انجام ارزیابى‏هاى مکرر وضعیت سلامت مادر و جنین اقدام به درمان انتظارى کرد تا زمانى که وضعیت مادر یا جنین بدتر شود.

۲ـ اگر سن حاملگى برابر یا بیشتر از ۳۴ هفته باشد: باید وضع‏‌حمل انجام شود. (گزینه الف)

۸۱. خانم باردار ۳۴ هفته با تشنج مراجعه نموده است. ۵ دقیقه بعد از تشنج، در تراسه ضربان قلب جنین، برادى‏کاردى مشاهده مى‌‏شود. کلیه اقدامات زیر توصیه مى‌‏شود، بجز؟ (پیش‏‌کارورزى شهریور ۱۴۰۱)

الف) سزارین اورژانس

ب) تجویز سولفات منیزیوم

ج) تعبیه سوند فولى

د) ادامه مونیتورینگ جنین

بیمار دچار اکلامپسى شده است. تشنج‏هاى اکلامپسى حیات مادر و جنین را به خطر مى‏اندازد. از جمله خطرات اکلامپسى براى مادر مى‌‏توان به آسیب‏دیدگى دستگاه عضلانى اسکلتى (از جمله گاز گرفتن زبان)، هیپوکسى و آسپیراسیون اشاره کرد. درمان بشرح زیر انجام مى‌‏شود:

۱ـ گذاشتن آبسلانگ همراه با پد؛

۲ـ بستن بیمار با ملایمت در صورت لزوم؛

۳ـ تجویز اکسیژن؛

۴ـ اطمینان از باز بودن راه هوایى؛

۵ـ تعبیه راه هوایى.

تشنج‏هاى اکلامپسى معمولاً خودمحدود هستند، درمان با تجویز سولفات منیزیوم (۴ تا ۶ گرم داخل وریدى آهسته) براى پیشگیرى از تشنج‏هاى بیشتر شروع مى‌‏شود. اگر در حالى که بیمار سولفات منیزیوم دریافت مى‌‏کند، دچار تشنج شود، باید دوز اضافى دارو (۲ گرم داخل وریدى، آهسته) تجویز شود و سطح خونى دارو ارزیابى گردد. معمولاً توصیه به تجویز دیگر داروهاى ضد تشنج مانند دیازپام نمى‌‏شود.

افزایش فعالیت رحم با تغییراتى در ضربان قلب جنین تا ۱۵ دقیقه همراه است (برادى‏کاردى یا تاکى‏‌کاردى جبرانى، کاهش تغییرپذیرى، Deceleration دیررس). این تغییرات خودمحدود هستند و براى جنین خطرى ندارند، مگر این که ۲۰ دقیقه یا بیشتر طول بکشند. وضع‏‌حمل در طول این مدتى که وضعیت مادر در حال پایدار شدن است، خطرى غیر ضرورى را متوجه مادر مى‌‏کند و باید از آن اجتناب شود. اغلب گازهاى خون شریانى ارزیابى مى‏‌شوند و هر نوع اختلال متابولیک تصحیح مى‌‏شود و کاتتر فولى براى مونیتورینگ برون‏ده ادرار کار گذاشته مى‌‏شود. اگر فشار خون مادر بالا باشد، برون‏ده ادرارى مادر کم باشد و یا شواهدى دال بر اختلالات قلبى وجود داشته باشد، باید به فکر کار گذاشتن کاتتر ورید مرکزى و شاید مونیتورینگ مداوم الکتروکاردیوگرام بود. بعد از پایدار شدن وضعیت مادر وضع‏‌حمل انجام مى‌‏شود.

در پره‌‏اکلامپسى شدید و اکلامپسى، بعد از وضع‏‌حمل بیمار در بخش زایمان یا در بخش مربوط به بیماران پرخطر براى ۲۴ ساعت (و یا بیشتر بر اساس شرایط بالینى) نگه داشته مى‌‏شود تا از نظر سیر بالینى و نیاز به تجویز مقادیر بیشتر سولفات منیزیوم (براى پیشگیرى از تشنج‏هاى بعد از زایمان) از نزدیک تحت مراقبت باشد. در حدود ۲۵% از تشنج‏هاى اکلامپسى پیش از زایمان، ۵۰% در حین زایمان و ۲۵% در ۲۴ ساعت اول بعد از زایمان روى مى‌‏دهند. معمولاً روند وازواسپاستیک در ۴۸-۲۴ ساعت اول بعد از زایمان شروع به برطرف شدن مى‌‏کند که با دیورز آشکار مشخص مى‌‏شود. (گزینه الف)

۸۲. خانمى ۳۰ ساله با سن حاملگى ۳۷ هفته، باردارى اول، با شکایت سردرد به اورژانس زایمان مراجعه کرده است. در بررسى‏ها BP:160/110mmHg دارد. بیمار قبل از باردارى سابقه فشار خون بالا را ذکر نمى‌‏کند. در آزمایشات درخواستى، افزایش آنزیم‏هاى کبدى داشته و شمارش پلاکت ۱۳۸۰۰۰ گزارش شده است. پس از شروع داروى ضد فشار خون و سولفات منیزیوم، کدام اقدام مناسب است؟ (پیش‏‌کارورزى اسفند ۱۴۰۱)

الف) سزارین فورى

ب) القاى زایمان

ج) تجویز بتامتازون و سزارین فورى

د) تجویز بتامتازون و القاى زایمان

سندرم HELLP با وجود همولیز، افزایش آنزیم‏هاى کبدى و پائین بودن شمارش پلاکت مشخص مى‌‏شود. این سندرم اندیکاسیونى براى ختم حاملگى است. در آن دسته از زنان مبتلا به سندرم HELLPکه سن حاملگى کمتر از۷/۰ ۳۴ دارند، باید کورتیکواستروئید تجویز شود تا وضعیت جنین بهبود یابد. اگر آزمایش‏هاى مادر به سمت بدتر شدن نرود و یا وضعیت جنین نامطلوب نشود، آن وقت مى‌‏توان وضع‏‌حمل را تا ۴۸-۲۴ ساعت به تعویق انداخت تا دوره تجویز کورتیکواستروئید به پایان برسد. معیارهاى تشخیصى براى سندرم HELLP عبارتند از:

۱ـ همولیز میکروآنژیوپاتیک؛

۲ـ ترومبوسیتوپنى؛

۳ـ اختلال عملکرد هپاتوسلولر. (گزینه ب)

۸۳. خانم ۲۷ ساله G4P3 با سن حاملگى ۳۲ هفته، با درد اپى‏گاستر و RUQ و فشار خون ۱۵۰/90mmHg مراجعه نموده است. آزمایشات بشرح زیر گزارش شده است:

PLT:9500, SGOT:9, SGPT:62

LDH:623

Urine Protein:++

NST نرمال است. دو ساعت بعد از تزریق بتامتازون درد اپى‏گاستر افزایش یافته است. مناسب‏ترین اقدام کدام است؟ (دستیارى اردیبهشت ۱۴۰۲)

الف) تکرار آزمایش ۶ ساعت بعد و در صورت پایدار ماندن ختم باردارى

ب) تجویز دوز دوم بتامتازون ۲۴ ساعت بعد و سپس ختم باردارى

ج) تجویز سولفات منیزیوم و ختم باردارى

د) جمع‏آورى ادرار ۲۴ ساعته و سپس تصمیم‏گیرى

بیمار مى‏‌تواند دچار سندرم HELLP(افزایش آنزیم‏هاى کبدى + همولیز + کاهش تعداد پلاکت‏ها) باشد. به سؤال قبل مراجعه کنید. (گزینه ج)

۸۴. در خانم باردار مبتلا به پره‌‏اکلامپسى، در کدامیک از شرایط زیر، فرم شدید مطرح است؟ (پیش‏‌کارورزى شهریور ۱۴۰۲)

الف) ادم ریه

ب) پروتئینورى بیش از mg/24h300

ج) کراتینین سرم بیش از mg/dL9/0

د) فشار خون دیاستولیک بیش از mmHg90

پره‌‏اکلامپسى بصورت ایجاد هیپرتانسیون و پروتئینورى بعد از هفته ۲۰ حاملگى تعریف مى‌‏شود. معمولاً ادم هم وجود دارد، اما معیار تشخیصى مفیدى نیست، زیرا که در حاملگى طبیعى ادم شایع است. معیارهاى تشخیصى پره‌‏اکلامپسى بشرح زیر هستند:

۱ـ فشار خون سیستولى برابر یا بیشتر از mmHG 140 یا فشار خون دیاستولى برابر یا بیشتر از mmHg90 که بعد از هفته ۲۰ حاملگى در زنى ایجاد مى‌‏شود که پیش از این فشار خون طبیعى داشته است؛

۲ـ پروتئنورى که بصورت دفع ادرارى ۳/۰ گرم پروتئین یا بیشتر در ۲۴ ساعت تعریف مى‌‏شود.

پره‌‏اکلامپسى شدید با وجود یک یا تعداد بیشترى از موارد زیر مشخص مى‌‏شود:

۱ـ فشار خون سیستولى برابر یا بیشتر از mmHG 160 یا فشار خون دیاستولى برابر یا بیشتر از mmHg110 دو بار با فاصله حداقل ۴ ساعت زمانى که بیمار در حال استراحت در بستر است (اگر فشار خون بشدت بالا باشد و بیش از ۱۵ دقیقه ادامه یابد، باید درمان شود و نباید منتظر ۴ ساعت براى تأئید تشخیص شد)؛

۲ـ نارسایى کلیوى پیشرونده (کراتینین سرم بیش از mg/dL 1/1 یا دو برابر شدن کراتینین سرم)؛

۳ـ اختلالات مغزى یا بینایى نظیر سردرد و اسکوتوم؛

۴ـ ادم ریوى؛

۵ـ درد اپى‏گاستر یا RUQ (که احتمالاً در اثر خونریزى زیر کپسولى کبد یا کشیده شدن کپسول گلیسون به دنبال ادم هپاتوسلولر ایجاد مى‌‏شود)؛

۶ـ شواهد اختلال عملکرد کبد (افزایش سطح ترانس‏آمینازها بیش از دو برابر مقدار طبیعى)؛

۷ـ ترومبوسیتوپنى (شمارش پلاکت کمتر از ۱۰۰۰۰۰).

تغییرات فوق نشان‏دهنده نوعى درگیرى مولتى‏سیستم مى‏باشند و در بیشتر موارد پره‌‏اکلامپسى شدید اندیکاسیون وضع‏‌حمل بدون توجه به سن حاملگى یا تکامل ریه جنین است. (گزینه الف)

۸۵. خانمى ۴۰ ساله مولتى‏پار با سن باردارى ۱۶ هفته به دلیل فشار خون پایدار ۱۱۰/۱۶۰ مراجعه نموده است. بیمار علامت همراه ندارد. آزمایش پروتئینورى، کبدى و انعقادى نرمال مى‌‏باشد. در بیمار فوق، خط اول درمان کدام است؟ (پیش‏‌کارورزى اسفند ۱۴۰۲)

الف) لابتولول

ب) لوزارتان

ج) کاپتوپریل

د) فورزماید

با توجه به فقدان پروتئینورى و سن بالاى بیمار تشخیص مطرح هیپرتانسیون مزمن است تا پره‌‏اکلامپسى. در زن حامله‌‏اى که دچار هیپرتانسیون مزمن است، زمانى داروى ضد فشار خون تجویز مى‌‏شود که فشار خون سیستولى برابر یا بیشتر از mmHg160 یا فشار خون دیاستولى برابر یا بیشتر از mmHg105 باشد. لابتولول (آلفا و بتابلوکر) داروى ضد فشار خون خط اول در حاملگى است، البته از کلسیم بلوکرها (نیفدیپین و آملودیپین) نیز بطور شایع استفاده مى‌‏شود. (گزینه الف)

۸۶. خانمى ۲۸ ساله G1 با سن باردارى ۲۰ هفته به دلیل سردرد و تارى دید، فشار خون ۱۱۰/۲۰۰ و پروتئینورى بیشتر از h24/gr2 مراجعه مى‌‏کند. بیمار سولفات منیزیوم دریافت مى‌‏کند و با تجویز لابتولول فشار خون کنترل مى‌‏شود. آزمایشات کبدى و انعقادى و ضربان قلب جنین نرمال کنترل مى‌‏شود. در بیمار فوق اقدام مناسب کدام است؟ (پیش‏‌کارورزى اسفند ۱۴۰۲)

الف) تجویز متیل‏دوپا

ب) تجویز کورتیکواستروئید

ج) سنجش سطح سرمى منیزیوم

د) ختم باردارى اورژانسى

بیمار دچار پره‌‏اکلامپسى شدید است. درمان پره‌‏اکلامپسى شدید بصورت زیر انجام مى‌‏شود:

۱ـ انجام آزمون‏هاى آزمایشگاهى روزانه؛

۲ـ تجویز سولفات منیزیوم؛

۳ـ درمان ضد فشار خون در صورتى که اندیکاسیون داشته باشد)؛

۴ـ مونیتورینگ سلامت مادر و جنین؛

۵ـ تجویز کورتیکواستروئید براى تسریع تکامل ریه جنین (اگر سن باردارى کمتر از ۳۷ هفته باشد).

وضع‏‌حمل بصورت زیر انجام مى‌‏شود:

۱ـ اگر سن حاملگى کمتر از ۳۴ هفته باشد:

ـ اگر هر کدام از موارد زیر وجود داشته باشند، باید وضع‏‌حمل با تحریک زایمان یا سزارین انجام شود:

هیپرتانسیون شدید غیر قابل کنترل؛

اکلامپسى؛

ادم ریه؛

جدا شدن زودرس جفت؛

DIC؛

وضعیت نامطمئن جنین؛

مرگ جنین؛

غیر قابل حیات بودن جنین.

ـ اگر وضعیت بیمار پایدار باشد، مى‌‏توان در بیمارستان و با انجام ارزیابى‏هاى مکرر وضعیت سلامت مادر و جنین اقدام به درمان انتظارى کرد تا زمانى که وضعیت مادر یا جنین بدتر شود.

۲ـ اگر سن حاملگى برابر یا بیشتر از ۳۴ هفته باشد: باید وضع‏‌حمل انجام شود. (گزینه ب)

۸۷. در خانمى مبتلا به کمبود G6PD با سن باردارى ۴۱ هفته که با سیستیت مراجعه کرده، کدامیک از آنتى‏‌بیوتیک‏هاى زیر را به عنوان اولین انتخاب توصیه مى‏‌کنید؟(پیش‏‌کارورزى شهریور ۸۸)

الف) سفالکسین

ب) نیتروفورانتوئین

ج) ترى متوپریم – سولفامتوکسازول

د) آموکسى‏سیلین

سیستیت حاد در ۱% از حاملگى‏‌ها روى مى‏‌دهد و با دیزورى، تکرر ادرار و Urgency مشخص مى‌‏شود. درمان سیستیت در حاملگى مشابه با درمان باکتریورى بدون علامت است. به سؤال ۳ مراجعه کنید. بر اساس بکمن درمان با تجویز آنتى‏‌بیوتیک‏هایى نظیر آمپى‏سیلین یا نیتروفورانتوئین یا سفالکسین صورت مى‌‏گیرد. چون بیمار دچار کمبود G6PDاست، سفالکسین تجویز مى‏‌کنیم. (گزینه الف)

۸۸. در خانم باردار ۲۳ هفته با تب، تکرر ادرار و درد فلانک راست، BP=100/70, T=38.6c, PR=99 است و آزمایش ادرار WBC فراوان دارد. اقدام مناسب کدام است؟ (پیش‏‌کارورزى اسفند ۹۹)

الف) تجویز سفالکسین خوراکى به مدت ۱۴ روز

ب) هیدراتاسیون بیمار و سفازولین وریدى

ج) درمان بر اساس جواب کشت ادرار

د) سونوگرافى کلیه و مجارى ادرارى

بیمار دچار پیلونفریت شده است. پیلونفریت یعنى التهاب پارانشیم کلیه، کالیس‏ها و لگنچه. بیمار مبتلا به پیلونفریت بطور حاد ناخوش است و تب دارد و دچار تندرنس زاویه کوستوورتبرال، بى‏حالى و اغلب دهیدراسیون است. در ۲۰% از این بیماران ناخوش، افزایش فعالیت رحم و زایمان پره‏‌ترم روى مى‏‌دهد و در ۱۰% موارد کشت خون (اگر نمونه در مرحله تب‏دار و حاد بیمارى گرفته شود)، مثبت مى‌‏باشد. پیلونفریت ۲% از زنان حامله را گرفتار مى‌‏کند و یکى از شایع‏ترین عوارض طبى حاملگى است که نیاز به بسترى در بیمارستان دارد. در بیمار مبتلا به پیلونفریت بعد از گرفتن نمونه براى آزمایش و کشت ادرار، درمان با هیدراسیون داخل وریدى و آنتى‏‌بیوتیک (معمولاً یک سفالوسپورین یا آمپى‏سیلین و جنتامایسین) شروع مى‌‏شود. اگر زایمان پره‏‌ترم شروع شده باشد، ممکن است نیاز به داروهاى توکولیتیک هم باشد. همچنین از آن‏جا که تب مى‏‌تواند سبب تحریک انقباضات رحمى شود، اگر دماى بدن بیمار بیش از ۴/۱۰۰ درجه فارنهایت باشد، باید داروهاى تب‏بر هم تجویز شوند. باید متوجه پاسخ بیمار به درمان و وضعیت عمومى وى بود: سپسیس در ۳-۲% از بیماران مبتلا به پیلونفریت ایجاد مى‌‏شود و ممکن است بیمار دچار سندرم دیسترس تنفسى بزرگسالان شود. بنابراین اگر در مدت ۴۸ تا ۷۲ ساعت بهبودى مشاهده نشد، باید به فکر وجود انسداد ادرارى، سنگ ادرارى یا آبسه کلیه بود و همچنین پوشش آنتى‏‌بیوتیکى را بار دیگر ارزیابى کرد:

ـ گاه به کمک سونوگرافى یا دیگر روش‏هاى تصویربردارى مانند توموگرافى کامپیوترى مى‌‏توان سنگ یا آبسه را تشخیص داد.

ـ شایع‏ترین باکترى‏هایى که در نمونه ادرارى بیماران علامت‏دار یافت مى‏‌شوند، E.coli و دیگر هوازى‏هاى گرم منفى هستند. (گزینه ب)

۸۹ـ خانمى با باردارى ۱۲ هفته، طى آزمایشات اولیه مراقبت باردارى، کشت ادرار مثبت دارد، ولى هیچ گونه علایم ادرارى ندارد. مناسب‏ترین اقدام کدام است؟ (دستیارى اردیبهشت ۱۴۰۲)

الف) تکرار کشت ادرار

ب) آزیترومایسین خوراکى

ج) نیتروفورانتوئین خوراکى

د) سونوگرافى کلیه و مجارى ادرارى

در مقایسه با زنان غیر حامله، در زنان حامله احتمال آن که باکتریورى بدون علامت سیستیت و پیلونفریت ایجاد کند، بیشتر است. افزایش میزان بروز عفونت‏هاى ادرارى علامت‏دار در حاملگى به استاز ادرارى مرتبط با حاملگى و گلوکوزورى مربوط مى‌‏شود. همچنین در اثر افزایش دفع بى‏کربنات در دوران حاملگى، pH ادرار هم افزایش مى‌یابد و این هم سبب تسریع رشد باکترى‏ها مى‌‏شود. در اولین معاینه پره‌‏ناتال کشت ادرار گرفته مى‌‏شود و بیمار مبتلا به باکتریورى بدون علامت با آمپى‏سیلین، سفالکسین یا نیتروفورانتوئین درمان مى‌‏شود. درمان Empiric با دوره ۳ روزه آنتى‏‌بیوتیک ۹۰% مؤثر است؛ البته مى‌‏توان درمان استاندارد ۷ تا ۱۰ روزه هم تجویز کرد. شایع‏ترین ارگانیسمى که یافت مى‌‏شود، E.coli است. در صورت عدم درمان باکتریورى بدون علامت، در ۳۰-۲۵% UTIعلامت‏دار ایجاد مى‌‏شود. احتمال عود باکتریورى بدون علامت با وجود درمان مؤثر ۳۰% است. درمان ضد میکروبى سرکوب کننده در صورتى اندیکاسیون دارد که UTIهاى مکرر در دوران حاملگى ایجاد شود و یا بیمار دچار پیلونفریت شود. (گزینه ج)

۹۰. خانمى در سن باردارى ۲۴ هفته با Hb=8.5 g/dLمراجعه کرده و تحت درمان با آهن المنتال به میزان ۱۸۰ میلى‏‌گرم روزانه قرار مى‌‏گیرد. پس از ۲ هفته Hb=9g/dLاست. توصیه مناسب چیست؟ (پیش‏‌کارورزى اسفند ۹۹)

الف) ادامه درمان با همان میزان آهن

ب) افزایش آهن روزانه به ۲۴۰ میلى‏‌گرم

ج) تجویز آهن بصورت داخل وریدى

د) تجویز آهن بصورت عضلانى

در عمل آنمى در حاملگى بصورت هماتوکریت کمتر از ۳۰% یا هموگلوبین کمتر از ۱۰ تعریف مى‌‏شود. آنمى فقر آهن شایع‏ترین نوع آنمى در حاملگى است و ۹۰% موارد را شامل مى‌‏شود. آهن موجود در رژیم غذایى استاندارد و ذخایر درونى آهن براى تأمین نیاز افزایش یافته به آهن در حاملگى کافى نیستند. بنابراین توصیه مى‌‏شود زنان حامله روزانه ۲۷ میلى‏‌گرم آهن مکمل مصرف کنند. بیشتر ترکیبات ویتامین املاحى که در حاملگى تجویز مى‏‌شوند حاوى ۶۵-۶۰ میلى‏‌گرم آهن المنتال هستند. تمام زنان حامله باید از نظر آنمى فقر آهن غربالگرى شوند. براى درمان آنمى فقر آهن باید روزانه ۶۰ تا ۸۰ میلى‏‌گرم آهن المنتال به همراه فولات تجویز شود. بر اساس دنفورث: در زنان باردارى که آنمیک نیستند، روزانه ۳۰۰ میلى‏‌گرم سولفات فروس تجویز مى‌‏شود که حاوى ۶۰ میلى‏‌گرم آهن المنتال است. در زنان آنمیک (هموگلوبین ۸ یا g/dL9)، ۳۰۰ میلى‏‌گرم سولفات فروس ۲ تا ۳ بار در روز تجویز مى‌‏شود. (گزینه الف)

۹۱. خانمى با باردارى ۱۵ هفته و شکایت از ریفلاکس و سوزش سر دل مراجعه کرده است. سابقه هیچگونه مشکل گوارشى و مصرف دارو را ذکر نمى‌‏کند. کدامیک از درمان‏هاى زیر مناسب‏تر است؟ (دستیارى اردیبهشت ۹۵)

الف) رانیتیدین

ب) سوسپانسیون آنتى‏اسید

ج) سیساپراید

د) امپرازول

ریفلاکس معده یا سوزش سرِ دل در دوران حاملگى (بویژه بعد از غذا خوردن) شایع است و اغلب با خوردن وعده‏‌هاى غذایى حجیم یا تند یا پرچرب همراه مى‌‏باشد. باید به بیمار آموزش داد که وعده‏‌هاى غذایى کوچکتر و مکررتر و بى‏مزه‏تر داشته باشد و بلافاصله پیش از استراحت کردن چیزى نخورد. استفاده محتاطانه از آنتى‏اسیدها مى‏‌تواند کمک کننده باشد. (گزینه ب)

۹۲. خانم مولتى‏پار ۲۹ هفته از ۳ روز قبل تهوع و درد قسمت فوقانى راست شکم به همراه ضعف و بى‏حالى دارد. در معاینات اسکلرا ایکتریک است و فشار خون ۸۰/۱۳۰ میلى‏متر جیوه مى‌‏باشد. ضربان قلب جنین نرمال است. در آزمایشات SGOT:540 IU/l, SGPT; 350 IU/l است سطح فیبرینوژن سرم کاهش یافته، هموگلوبین ۸.7gr/dl و قند خون 45mg/dlمى‌‏باشد. پروتئینورى ندارد. اقدام درمانى مناسب کدام است؟ (دستیارى اسفند ۹۷)

الف) درمان حمایتى اصلاح آب و الکترولیت و تزریق خون

ب) سولفات منیزیوم و بتامتازون و ختم باردارى ۴۸ ساعت بعد

ج) تجویز داروى آنتى‏وایرال اینترفرون

د) ختم فورى باردارى

تشخیص کبد چرب حاد حاملگى است. کبد چرب حاد شایع‏ترین علت نارسایى حاد کبد در حاملگى است. این بیمارى با ارتشاح میکرووزیکولر چربى در هپاتوسیت‏ها مشخص مى‌‏شود و در سه ماهه سوم حاملگى خود را نشان مى‏‌دهد. خوشبختانه این بیمارى شدید ناشایع است و عود آن در حاملگى‏‌هاى بعدى شیوع زیادى ندارد. شایع‏ترین علامت کبد چرب حاد حاملگى، تهوع و استفراغ مداوم است. از جمله دیگر علایم مى‌‏توان به بى‏حالى، بى‏اشتهایى، درد شکم، ادم و زردى پیشرونده اشاره کرد. در موارد شدید ممکن است بیمار دچار انسفالوپاتى کبدى شود. از جمله اختلالات آزمایشگاهى شایع مى‌‏توان به افزایش متوسط سطح آمینوترانسفرازهاى سرم، افزایش بیلى‏روبین، افزایش PT، لوکوسیتوز، افزایش سطح کراتینین، کاهش فیبرینوژن و ترومبوسیتوپنى اشاره کرد. در موارد شدیدتر، ممکن است هیپوگلیسمى، افزایش سطح آمونیاک سرم، اسیدوز لاکتیک و DIC هم وجود داشته باشند. تصویربردارى کبد با سونوگرافى یا دیگر روش‏هاى تصویربردارى ممکن است به تشخیص کمک کند یا کمک کننده نباشد. بندرت براى تأئید تشخیص نیاز به بیوپسى کبد مى‌‏شود. در نیمى از بیماران ممکن است ترکیبى از هیپرتانسیون، پروتئینورى و ادم هم وجود داشته باشند که سبب شود تشخیص بیمارى از پره‌‏اکلامپسى شدید دشوار باشد. البته بالا بودن بیلى‏روبین، کاهش قابل توجه فیبرینوژن و اختلال شدید عملکرد کبدى در پره‌‏اکلامپسى کمتر شیوع دارند. درمان شامل مراقبت‏هاى حمایتى و وضع‏‌حمل سریع است. (گزینه د)

۹۳. براى خانم حامله ۴۲ ساله شکم دوم، که مبتلا به کاردیومیوپاتى پرى پارتوم مى‌‏باشد، تجویز کدام دارو جایگاهى ندارد؟ (دستیارى تیر ۱۴۰۰)

الف) Inhibitor-ACE

ب) Digoxin

ج) Heparin

د) Spironolacton

کاردیومیوپاتى حول و حوش زایمان نوعى اختلال قلبى شدید و نامعمول است که در آخرین ماه حاملگى یا در ۶ ماه اول بعد از زایمان ظاهر مى‌‏شود و تشخیص آن از دیگر کاردیومیوپاتى‏ها (مانند کاردیومیوپاتى ناشى از میوکاردیت) دشوار است. در بسیارى از موارد بیمارى علت آشکارى ندارد. درمان مشابه با درمان نارسایى قلبى در زنان غیر حامله انجام مى‌‏شود؛ بجز این که در زنان حامله نباید از ACEIs استفاده کرد. درمان شامل استراحت در بستر، تجویز دیگوکسین و دیورتیک‏ها و در برخى موارد درمان ضد انعقادى است. میزان مرگ و میر این عارضه بالا است و به اندازه و عملکرد قلب ۶ تا ۱۲ ماه بعد بستگى دارد. اگر اندازه و عملکرد قلب طبیعى شوند، پیش‌‏آگهى مطلوب است. (گزینه الف)

۹۴. خانمى ۲۲ ساله مبتلا به بیمارى قلبى جهت مشاوره قبل از باردارى مراجعه نموده است. در صورت وجود کدام گزینه زیر به بیمار قویا توصیه مى‏‌کنید که باردار نشود؟ (پیش‏‌کارورزى اسفند ۱۴۰۲)

الف) پیوند قلب

ب) آریتمى قلب

ج) نقص دیواره دهلیزى ترمیم نشده

د) کاردیومیوپاتى اتساعى

بیماران مبتلا به نقص سپتوم قلبى، PDA و اختلالات خفیف دریچه‏‌هاى آئورت و میترال معمولاً در کلاس‏هاى ۱ و ۲ هستند و حاملگى را خوب تحمل مى‏‌کنند، اما در موارد زیر پیش‌‏آگهى حاملگى نامطلوب‏تر است و توصیه مى‌‏شود بیماران مبتلا به اختلالات زیر حامله نشوند:

ـ هیپرتانسیون پولمونر اولیه؛

ـ تترالوژى فالوى تصحیح نشده؛

ـ سندرم آیزن‏منگر؛

ـ سندرم مارفان به همراه اتساع قابل توجه ریشه آئورت؛

ـ کاردیومیوپاتى دیلاته. (گزینه د)

۹۵. خانم باردارى ۲۵ هفته، با گروه خون Rh منفى که در باردارى قبلى روگام (آنتى ـ D ایمونوگلوبولین) دریافت نکرده است، در بررسى انجام شده در این باردارى Indirect Coombs مثبت دارد. اقدام مناسب کدام است؟ (پیش‏‌کارورزى اسفند ۱۴۰۱)

الف) تجویز روگام در سن باردارى ۲۸ هفته

ب) درخواست تیتراژ آنتى‏بادى

ج) سونوگرافى داپلر MCA (شریان مغزى میانى) جنین

د) تکرار Indirect Coombs هر ۴ هفته

سیستم Rh 5 آنتى‏ژن دارد: C، c، D، E و e. افرادى که داراى آنتى‏ژن D هستند، Rh D+ یا بطور خلاصه Rh+ هستند و اگر این آنتى‏ژن را نداشته باشند، Rh- نام مى‌‏گیرند. آلوایمونیزاسیون زمانى روى مى‏‌دهد که زنى که Rh- است حامله باشد و جنین او آنتى‏ژن Rh D را از پدر به ارث برده باشد: یعنى Rh+ باشد. در این حالت هر اتفاقى که سبب خونریزى جنین به مادر شود، منجر مى‌‏شود که خون Rh+جنین وارد بدن مادر شود و مادر بر علیه Rh D آنتى‏بادى بسازد. عبور آنتى‌‏بادى‏‌هاى تولید شده از جفت و ورود آن‏ها به بدن جنین سبب لیز گلبول‏هاى قرمز Rh+ جنین مى‌‏شود. بنابراین تمام زنان حامله باید در اولین ویزیت پره‌‏ناتال از نظر گروه خونى ABO و Rh D بررسى شوند و از نظر وجود آنتى‏بادى ضد گلبول‏هاى قرمز مورد غربالگرى قرار بگیرند. این ارزیابى آزمایشگاهى باید در هر حاملگى تکرار شود. همچنین در موارد زیر هم غربالگرى از نظر آنتى‏بادى تکرار مى‌‏شود:

۱ـ در هفته ۲۸ باردارى (قبل از تزریق ایمونوگلوبولین Anti-D؛

۲ـ بعد از زایمان؛

۳ـ به دنبال هر نوع عارضه‏اى در حاملگى (مانند سقط، EP، آمنیوسنتز).

تماس مادر با خون جنین و ایجاد حساسیت نسبت به آن (یعنى تولید آنتى‏بادى بر علیه آنتى‏ژن D معمولا در زمان وضع‏‌حمل روى مى‏‌دهد، اما ممکن است هر زمان در طول دوران حاملگى اتفاق بیافتد. تزریق ایمونوگلوبولین Anti-Dمدت کوتاهى بعد از وضع‏‌حمل در بیشتر موارد از تولید Anti-D پیشگیرى مى‌‏کند و امروزه در زمان زنان Rh D- که نوزاد Rh D+ به دنیا مى‌‏آورند، ۳۰۰ میکروگرم ایمونوگلوبولین Anti-D در مدت ۷۲ ساعت بعد از زایمان تزریق مى‌‏شود. این روش پیشگیرى خطر حساسیت به آنتى‏ژن D را از ۱۶% به حدود ۲% کاهش مى‏‌دهد و این ۲% هم مربوط به حساسیت در طول دوره حاملگى، بویژه سه ماهه سوم مى‌‏شود. به همین دلیل در تمام زنان Rh D- 300 میکروگرم ایمونوگلوبولین Anti-Dدر هفته ۲۸ تزریق مى‌‏شود، مگر آن که اطمینان حاصل شود که پدر (و در نتیجه جنین) Rh D- است. با این روش پیشگیرى احتمال حساس شدن مادر از ۲% به ۲/۰% مى‏‌رسد. به نکات زیر توجه کنید:

۱ـ اگر هر نوع شکى در ارتباط با نیاز به پروفیلاکسى وجود داشته باشد (اطمینان از وضعیت پدر)، باید ایمونوگلوبولین Anti-D تزریق شود.

۲ـ برخى توصیه مى‏‌کنند که اگر زایمان در مدت ۱۲ هفته از تزریق ایمونوگلوبولین Anti-D در هفته ۲۸ باردارى انجام نشد، دوز دوم و ۳۰۰ میکروگرمى ایمونوگلوبولین Anti-Dدر هفته ۴۰ تزریق شود.

۳ـ از آن‏جا که حتى مقدار کمى از RBCهاى جنین مى‏‌تواند سبب حساسیت به آنتى‏ژن D شود، در هر شرایطى که ممکن است خونریزى جنین به مادر روى بدهد، باید دوز پروفیلاکتیک ۳۰۰ میکروگرمى ایمونوگلوبولین Anti-Dتزریق شود. هر دوز از ایمونوگلوبولین Anti-D مى‏‌تواند در برابر ۳۰ میلى‏لیتر از خون جنین یا ۱۵ میلى‏لیتر از RBC جنین محافظت ایجاد کند.

۴ـ در موارد تروما یا خونریزى در حین حاملگى که احتمال مى‏‌رود بیش از ۳۰ میلى‏لیتر خون از جنین وارد بدن مادر شده باشد، مى‌‏توان با آزمون Kleihauer-Betke مقدار خونریزى جنین به مادر را محاسبه کرد.

در مادرى Rh منفى که حساس شده است، هرچند تیتر آنتى‏بادى ضد Rh نشان‏دهنده قدرت و مقدار پاسخ آنتى‏بادى در مادر است، اما استفاده از تیتر آنتى‏بادى براى انجام مداخلات درمانى در حاملگى محدود است و تیتر آنتى‏بادى اطلاعات کمى در ارتباط با وضعیت جنین در اختیار ما مى‏گذارد. در اولین حاملگى حساس شده، با اندازه‏گیرى پیاپى تیتر آنتى‏بادى مى‌‏توان مشخص کرد که چه موقع پاسخ آنتى‏بادى مادرى بحد کافى قدرت دارد که آنمى در جنین را ایجاد کند. تیتر بحرانى آنتى‏بادى تیترى است که با افزایش قابل توجه خطر ایجاد بیمارى همولیتیک شدید و هیدروپس فتالیس همراه است. در بیشتر مراکز این تیتر بین ۸:۱ تا ۳۲:۱ است. اگر تیتر اولیه آنتى‏بادى ۸:۱ یا کمتر باشد، مى‌‏توان بیمار Rh- را با اندازه‏گیرى تیتر آنتى‏بادى هر ۴ هفته مورد مونیتورینگ قرار داد. در اولین حاملگى حساس شده، هر ۴ هفته تیتر آنتى‏بادى اندازه‏گیرى مى‌‏شود. اما زمانى که تیتر آنتى‏بادى به حد بحرانى رسید، نیاز به ارزیابى بیشتر جنین است و در این حالت اندازه‏گیرى پیاپى تیتر آنتى‏بادى ضرورى نیست. اگر مادر سابقه‏اى از درگیرى جنین یا نوزاد در حاملگى‏‌هاى قبلى بدهد، اندازه‏گیرى تیتر آنتى‏بادى براى پیش‏بینى ایجاد بیمارى همولیتیک در جنین کمک کننده نیست و باید ارزیابى بیشترى انجام شود. ارزیابى از نظر آنمى جنین معمولاً در سه ماهه دوم انجام مى‌‏شود. در گذشته براى این منظور مایع آمنیونى از نظر بیلى‏روبین مورد ارزیابى قرار مى‏گرفت. در نیمه دوم حاملگى طبیعى سطح بیلى‏روبین در مایع آمنیونى بطور پیشرونده کاهش مى‌یابد، اما در بیمارى که حساس شده است، سطح بیلى‏روبین مایع آمنیونى انحراف قابل توجهى دارد. امروزه براى ارزیابى وضعیت جنین در حاملگى حساس شده حداکثر سرعت خون شریان مغزى میانى با استفاده از سونوگرافى دوپلر اندازه‏گیرى مى‌‏شود. اگر جنین دچار آنمى باشد، سرعت این جریان خون افزایش مى‌یابد. (گزینه ج)

۹۶. خانم ۲۰ ساله G1، Rh منفى با سن باردارى ۲۶ هفته، به دلیل سونوگرافى مبنى بر هیدروپس جنینى مراجعه نموده است. پدر Rh مثبت مى‌‏باشد و آزمایش کومبس غیر مستقیم مادر مثبت و تیتر آنتى‏بادى ضد Rh یک چهارم مى‌‏باشد. در سونوگرافى داپلر، افزایش جریان MCA مشهود مى‌‏باشد. در بیمار فوق اقدام مناسب کدام است؟ (پیش‏‌کارورزى اسفند ۱۴۰۲)

الف) کوردوسنتز جهت بررسى Hct جنین

ب) آمنیوسنتز

ج) سنجش سریال آنتى‏بادى

د) اکوکاردیوگرافى جنین

امروزه براى ارزیابى وضعیت جنین در حاملگى حساس شده Rh حداکثر سرعت خون شریان مغزى میانى با استفاده از سونوگرافى دوپلر اندازه‏گیرى مى‌‏شود. اگر جنین دچار آنمى باشد، سرعت این جریان خون افزایش مى‌یابد. در کل در حاملگى حساس شده Rh اگر روش‏هاى مونیتورینگ نشان‏دهنده وجود خطر آنمى جنینى باشند و یا اگر هیدروپس تشخیص داده شود، باید کوردوسنتز یا نمونه‏‌گیرى از راه پوست از خون بند ناف انجام شود تا بطور مستقیم هماتوکریت جنین اندازه‏گیرى شود. (گزینه الف)

۹۷. خانم ۳۱ ساله G3P2 در هفته ۳۶ باردارى جهت مراقبت باردارى مراجعه کرده است. بیمار از ماه چهارم باردارى سه مرتبه با تشخیص هرپس ژنیتالیا تحت درمان قرار گرفته است. کدام اقدام صحیح است؟ (دستیارى تیر ۱۴۰۰)

الف) انجام سزارین در هفته ۳۸ باردارى

ب) تست سرولوژیک جهت تایپ HSV

ج) انجام PCR جهت تشخیص

د) شروع آسیکلوویر تا زمان زایمان

به نکات زیر در مورد عفونت هرپسى در دوران حاملگى توجه کنید:

۱ـ از تمامى زنان حامله باید در مورد سابقه عفونت هرپسى سؤال شود. اگر در سیر حاملگى در خانمى که سابقه تأئید شده عفونت هرپسى نمى‏‌دهد، شک به عفونت هرپسى ایجاد شود، باید براى تأئید تشخیص کشت یا PCR انجام شود. در شروع زایمان یا در زمان پارگى پرده‏‌ها باید بخش تحتانى دستگاه تناسلى به دقت از نظر شواهد عفونت هرپسى بررسى شود.

ـ اگر ضایعه‏اى مشاهده نشود، زایمان واژینال بى‏خطر خواهد بود.

ـ اگر در سرویکس، واژن یا وولو ضایعه هرپسى (یا ضایعه مشکوک به عفونت هرپسى) مشاهده شود، توصیه به انجام وضع‏‌حمل سزارین مى‌‏شود.

۲ـ آسیکلوویر و داروهاى مشابه آن در دوران حاملگى بى‏خطر هستند و در صورت شدید بودن علایم مى‌‏توان از آن‏ها استفاده کرد. بعلاوه در بیمار مبتلا به عفونت راجعه، براى سرکوب عود بیمارى مى‌‏توان از هفته ۳۶ تجویز این داروها را آغاز کرد.

۳ـ انجام روتین کشت HSV پیش از زایمان در زنان بدون علامت توصیه نمى‌‏شود. (گزینه د)

۹۸. خانم ۲۵ ساله G2 با باردارى ۱۴ هفته، پس از ابتلاى فرزند خردسالش به آبله‏مرغان در روز گذشته، مراجعه کرده است و نگران ابتلاى خود است. در سابقه، ابتلا به آبله‏مرغان را ذکر نمى‌‏کند. تست سرولوژى IgM و IgG علیه هرپس زوستر منفى است. اکنون توصیه مناسب کدام است؟ (دستیارى اردیبهشت ۱۴۰۱)

الف) تجویز ایمونوگلوبولین واریسلا زوستر

ب) تجویز فورى واکسن آبله مرغان

ج) آمنیوسنتز جهت ارزیابى درگیرى جنین

د) نیاز به اقدام خاصى نیست.

عفونت مادرزادى واریسلا مى‏‌تواند شدید باشد، اما به سبب احتمال بالاى ایمنى زنان در سن بارورى بسیار ناشایع است. خطر ایجاد سندرم واریسلاى مادرزادى (که در جنین با اسکار پوست، هیپوپلازى اندام، کوریوآمنیونیت و میکروسفالى مشخص مى‌‏شود) در هنگام ابتلاى مادر به عفونت در نیمه اول حاملگى وجود دارد. اگر زن حامله با بیمار مبتلا به آبله مرغان تماس داشته باشد، مى‌‏توان آزمون سرولوژیک (IgM و IgG) براى او انجام داد و در مدت ۹۶ ساعت از زمان تماس ایمیون گلوبولین واریسلا زوستر به او تزریق کرد تا از شدت عفونت مادر کاسته شود. (گزینه الف)

۹۹. خانم ۳۷ ساله که یک شانکر سفت و بدون درد در ناحیه وولو ۳ ماه قبل داشته است، اکنون با راش‏هاى پوستى قرمز منتشر که در کف دست و پا نیز مشاهده مى‌‏شود، مراجعه کرده است. اقدام درمانى ارجح چیست؟ (دستیارى اردیبهشت ۱۴۰۱)

الف) اریترومایسین

ب) داکسى‏سیکلین

ج) بنزاتین پنى‏سیلین G

د) کلیندامایسین

بیمار مبتلا به سیفیلیس ثانویه است. ۴ تا ۸ هفته بعد از ظهور شانکر، تظاهرات سیفیلیس ثانویه ظاهر مى‏‌شوند. از جمله این تظاهرات مى‌‏توان به نوعى راش پوستى اشاره کرد که بصورت ضایعاتى قرمز یا قهوه‏اى بر روى کف دست‏ها و پاها ظاهر مى‏‌شوند. لنفادنوپاتى، تب، سردرد، کاهش وزن، خستگى، درد عضلانى و ریزش موى پَچى از جمله دیگر تظاهرات بالینى این مرحله هستند. در ۳۰% از بیماران پَچ‏هاى موکوسى پوستى مخاطى ایجاد مى‏‌شوند که بشدت مسرى هستند. همچنین ممکن است در مناطق مرطوب بدن پاپول‏هایى سر صاف ایجاد شوند که به هم مى‏پیوندند و کندیلوما لاتا را بوجود مى‌‏آورند. اگر بیمار درمان نشود، این مرحله در مدت ۲ تا ۶ هفته از بین مى‏‌رود و بیمارى وارد مرحله نهفته مى‌‏شود. درمان با پنى‏سیلین بنزاتین G انجام مى‌‏شود. باید بیمار با اندازه‏گیرى کمى تیتر VDRL در ۳، ۶ و ۱۲ ماه بررسى شود. تا زمان بهبود کامل ضایعات، بیمار نباید آمیزش داشته باشد. (گزینه ج)

۱۰۰. خانم ۲۳ ساله و باردارى ۳۴ هفته با سابقه هرپس تناسلى مراجعه کرده است. بیمار در ۳۱ هفته دچار عود هرپس شده و با آسیکلوویر بهبود یافته است. کدام توصیه در مورد زمان شروع آسیکلوویر براى جلوگیرى از عود مکرر درست است؟ (پیش‏‌کارورزى شهریور ۱۴۰۱)

الف) از هم اکنون به بعد

ب) از ۳۶ هفته باردارى به بعد

ج) از ۳۸ هفته باردارى به بعد

د) نیاز به دریافت آسیکلوویر نیست.

به نکات زیر در مورد عفونت هرپسى در دوران حاملگى توجه کنید:

۱ـ از تمامى زنان حامله باید در مورد سابقه عفونت هرپسى سؤال شود. اگر در سیر حاملگى در خانمى که سابقه تأئید شده عفونت هرپسى نمى‏‌دهد، شک به عفونت هرپسى ایجاد شود، باید براى تأئید تشخیص کشت یا PCR انجام شود. در شروع زایمان یا در زمان پارگى پرده‏‌ها باید بخش تحتانى دستگاه تناسلى به دقت از نظر شواهد عفونت هرپسى بررسى شود.

ـ اگر ضایعه‏اى مشاهده نشود، زایمان واژینال بى‏خطر خواهد بود.

ـ اگر در سرویکس، واژن یا وولو ضایعه هرپسى (یا ضایعه مشکوک به عفونت هرپسى) مشاهده شود، توصیه به انجام وضع‏‌حمل سزارین مى‌‏شود.

۲ـ آسیکلوویر و داروهاى مشابه آن در دوران حاملگى بى‏خطر هستند و در صورت شدید بودن علایم مى‌‏توان از آن‏ها استفاده کرد. بعلاوه در بیمار مبتلا به عفونت راجعه، براى سرکوب عود بیمارى مى‌‏توان از هفته ۳۶ تجویز این داروها را آغاز کرد.

۳ـ انجام روتین کشت HSV پیش از زایمان در زنان بدون علامت توصیه نمى‌‏شود. (گزینه ب)

۱۰۱. خانم ۳۰ ساله با باردارى اول و سن حاملگى ۳۹ هفته با علایم ابتلا به واریسلا به صورت ضایعات پوستى و علایم حیاتى پایدار مراجعه مى‏نماید. از لحاظ مامایى مشکل خاصى نداشته و مراقبت‏ها نرمال مى‌‏باشد. روز بعد با شکایت پارگى کیسه آب مجددا مراجعه کرده است. کدام اقدام براى ایشان ضرورى است؟ (پیش‏‌کارورزى شهریور ۱۴۰۲)

الف) تجویز آسیکلوویر وریدى در مراجعه اول ایشان

ب) تجویز ایمونوگلوبولین واریسلا در مراجعه اول به مادر

ج) تجویز آسیکلوویر وریدى در حین القاء زایمان

د) تجویز ایمونوگلوبولین واریسلا به نوزاد پس از تولد

در زن حامله‌‏اى که دچار راش اختصاصى واریسلا شده است، مى‌‏توان در مدت ۲۴ ساعت از زمان شروع بیمارى آسیکلوویر خوراکى تجویز کرد تا از شدت علایم و مدت بیمارى کاسته شود، اما تجویز آسیکلوویر به مادر احتمال ایجاد یا شدت عفونت جنین را کم نمى‌‏کند. اگر عفونت بالینى در بیمار در فاصله زمانى ۵ روز قبل از وضع‏‌حمل تا ۲ روز بعد از آن ایجاد شود، ممکن است نوزاد دچار عفونت شدیدى شود و در این حالت باید VZIgبه نوزاد تزریق شود، هر چند VZIg محافظت کامل ایجاد نمى‌‏کند. (گزینه د)

۱۰۲. خانم ۲۸ ساله با نگرانى از حاملگى با شرح مقاربت محافظت نشده حدود ۷۰ ساعت قبل مراجعه کرده است. بهترین رژیم پیشنهادى براى جلوگیرى اورژانسى از باردارى کدام است؟ (پیش‏‌کارورزى شهریور ۹۷)

الف) لوونورژسترول ۷۵۰ میکروگرم الان و تکرار آن ۱۲ ساعت بعد

ب) لوونورژسترول ۲/۵ میلى‏‌گرم تک دوز الان

ج) اتینیل استرادیول ۲۰۰ میلى‏‌گرم + لوونورژسترول ۵۰۰ میلى‏‌گرم و تکرار آن ۴ ساعت بعد

د) با توجه به گذشت ۷۰ ساعت استفاده از روش اورژانس بى‏‌فایده است

کنتراسپشن اورژانس (EC) براى پیشگیرى از باردارى در مدت ۵ روز از آمیزش بدون محافظت استفاده مى‌‏شود، اما اگر از این روش در ۲۴ ساعت اول بعد از آمیزش استفاده شود، مؤثرتر خواهد بود.

۱ـ رژیم‏هاى cOCP مورد استفاده براى EC در مجموع روش Yuzpe نامیده مى‏‌شوند. در این روش پیشگیرى، از قرص‏ها در اولین ۷۲ ساعت بعد از آمیزش بدون محافظت استفاده مى‌‏شود. EC با قرص‏هاى حاوى پروژسترون بهتر از رژیم cOCP تحمل‏تر مى‌‏شود و مؤثرتر است. روش دیگرى که تنها با نسخه قابل تهیه است، استفاده از ۳۰ میلى‏‌گرم Ulipristal Acetate است که تا ۷۲ ساعت اول (بعد از آمیزش) به اندازه روش پروژسترونى مؤثر است، اما در فاصله بین ۷۲ ساعت و ۱۲۰ ساعت از زمان آمیزش، مؤثرتر مى‌‏باشد. EC کنترا‌اندیکاسیون طبى ندارد و از این رو اگر مصرف دیگر داروهاى کنتراسپتیو کنترا‌اندیکه باشد، بازهم مى‌‏شود از این روش استفاده کرد.

۲ـ روش دیگر براى EC استفاده از cu-IUD است (در بیمارى ویلسون نباید از این روش استفاده کرد). این روش مى‏‌تواند براى ۱۰ سال از حاملگى پیشگیرى کند. قبل از استفاده از cu-IUD باید حاملگى رد شود. (گزینه الف)

۱۰۳. شایع‏ترین عارضه Copper IUD کدام است؟ (دستیارى اسفند ۹۷)

الف) افزایش خونریزى

ب) پرفوراسیون رحم

ج) عفونت حاد لگنى

د) حاملگى خارجى از رحمى

IUD مسى (cu-IUD) سبب خونریزى شدیدتر قاعدگى و دیسمنوره مى‌‏شود و همین مسئله سبب قطع استفاده از این نوع IUD مى‏گردد. برعکس LNG-IUD(IUD هورمونى) سبب کاهش خونریزى قاعدگى (تا ۵۰%) و شدت دیسمنوره مى‏گردد. (گزینه الف)

۱۰۴. در خانم ۳۷ ساله با نفروپاتى دیابتى که روزى ۲۰ نخ سیگار مى‏کشد و وزن ۶۰ کیلوگرم دارد، کدامیک از روش‏هاى ضد باردارى زیر، منع مصرف دارد؟ (پیش‏‌کارورزى اسفند ۹۷)

الف) کاندوم

ب) آیودى IUD

ج) پروژوسترون تزریقى

د) قرص‏هاى ضد باردارى ترکیبى

OCPها در موارد زیر کنترا‌اندیکه هستند:

۱ـ زن سیگارى با سن بالاى ۳۵ سال؛

۲ـ سابقه ترومبوآمبولى؛

۳ـ سابقه بیمارى شریان کرونر؛

۴ـ سابقه نارسایى احتقانى قلب؛

۵ـ سابقه بیمارى عروقى مغز؛

۶ـ سابقه میگرن به همراه Aura. (گزینه د)

۱۰۵. خانم ۲۷ ساله G1P1 که براى اولین بار جهت کنتراسپشن ۳۷ـ خانمى ۳۴ ساله، داراى ۲ فرزند، جهت انتخاب روش پیشگیرى از باردارى مراجعه کرده است. ایشان سابقه هیپرتانسیون دارند. قاعدگى‏هاى وى در فواصل منظم و به مدت ۷ روز با حجم نسبتا زیاد رخ مى‏‌دهد. کدامیک از روش‏هاى پیش‏گیرى زیر براى وى مناسب‏تر است؟ (پیش‏‌کارورزى شهریور ۹۹)

الف) IUD مسى

ب) IUD لوونورژسترولى

ج) Mini pill

د) OCP

در این تست به سبب هیپرتانسیون بهتر است از قرص‏هاى پیشگیرى از باردارى استفاده نشود و به سبب خونریزى رحمى زیاد بهتر است IUD مسى بکار نرود. IUDپروژسترونى مى‏‌تواند خونریزى بیمار را کمتر کند. افزایش خونریزى و درد قاعدگى شایعترین عوارض مربوط به IUDهاى مسى و علت اصلى قطع استفاده از این روش افزایش خونریزى و درد قاعدگى هستند. (گزینه ب)

۱۰۶. خانم ۳۳ ساله‏اى در حضور IUD باردار شده است. در معاینه نخ IUD دیده مى‌‏شود. ترشحات بدبو در معاینه وجود ندارد. مناسبترین اقدام کدام است؟ (پیش‏‌کارورزى شهریور ۱۴۰۰)

الف) توصیه به انجام سقط درمانى

ب) خروج IUD و ادامه باردارى

ج) شروع آنتى بیوتیک و ادامه باردارى

د) خروج IUD و ختم باردارى

هرچند بندرت ممکن است بیمارى که IUDدارد، حامله شود، اما در ۵۰-۴۰% از بیمارانى که با وجود IUDحامله مى‏‌شوند، در اولین سه ماهه باردارى سقط خودبخود روى مى‏‌دهد و به همین دلیل، اگر بیمار روى IUDحامله شود، در صورت معلوم بودن نخ IUD باید به او پیشنهاد خارج کردن IUD را داد؛ با این کار خطر سقط خودبخود ۳۰% کاهش پیدا مى‌‏کند. اگر نخ IUD قابل مشاهده نباشد، مى‌‏توان اقدام به خارج کردن دستگاه کرد، اما خطر تخریب محصولات حاملگى افزایش مى‌یابد و اگر IUD در جاى خودش باقى بماند، ممکن است حاملگى بدون مشکل پیش برود. شواهدى مبنى بر افزایش ایجاد آنومالى‏هاى مادرزادى با LNG-IUD و Cu-IUD وجود ندارد، اما IUDمیزان بروز زایمان پره‏‌ترم را ۴-۲ برابر افزایش مى‏‌دهد. (گزینه ب)

۱۰۷. خانمى ۳۸ ساله‏اى که به مدت ۴ سال از OCP براى پیشگیرى از باردارى استفاده مى‏کرده است، اخیرا دچار آمنوره شده است، اولین اقدام مناسب کدام است؟ (پیش‏‌کارورزى شهریور ۱۴۰۰)

الف) انجام تست بتا-hCG

ب) قطع OCP

ج) تجویز مدروکسى پروژسترون

د) سونوگرافى بررسى آدنکس‏ها

آمنوره در ۱% از زنانى که از cOCP کم دوز استفاده مى‏‌کنند در اولین سال مصرف ایجاد مى‌‏شود و بعد از چندین سال مصرف، احتمال ایجاد آمنوره به ۵% مى‏‌رسد. اگر استفاده از قرص تداوم پیدا کند، تأثیر کنتراسپتیو همچنان باقى مى‌‏ماند. اگر بیمار تمایل داشته باشد، با استفاده از قرصى حاوى استروژن بالاتر و یا استفاده از استروژن اگزوژن خونریزى قاعدگى برقرار مى‌‏شود. البته قبل از شروع درمان براى آمنوره باید حاملگى رد شود. (گزینه الف)

۱۰۸. خانمى در ماه پنجم مصرف OCP، دچار خونریزى غیرطبیعى رحمى شده است. اقدام مناسب کدام است؟ (پیش‏‌کارورزى شهریور ۱۴۰۰)

الف) مدروکسى پروژسترون ۱۰ میلى گرم در روز براى ۱۰ روز

ب) استروژن کونژوگه ۱۲۵ میلى گرم روزانه به مدت ۷ روز

ج) قطع مصرف OCP

د) افزایش دوز OCP

خونریزى Breakthrough در ۳۰-۱۰% از زنانى که از cOCPهاى کم دوز استفاده مى‏‌کنند، در ۳ ماه اول روى مى‏‌دهد. تا زمانى که مصرف قرص ادامه پیدا کند، این علامت با کاهش میزان تأثیر قرص همراه نیست. خونریزى غیرطبیعى ایجاد شده، شایع‏ترین علت قطع مصرف قرص است. در صورت ایجاد این نوع خونریزى، بهترین کار دادن اطمینان خاطر به بیمار است، چرا که معمولاً خودبخود برطرف مى‌‏شود. خونریزى Breakthrough بعد از ۳ ماه با دسیدوایى شدن پروژستینى همراه است و در این حالت اندومتر نازک و شکننده مستعده از هم گسیختگى و خونریزى بى‏موقع مى‌‏باشد. تجویز دوره کوتاهى استروژن اگزوژن (۲۵/۱ میلى‏‌گرم استروژن کنژوگه براى ۷ روز) در حین مصرف cOCP معمولاً وضعیت اندومتر را پایدار مى‌‏کند و سبب توقف خونریزى مى‌‏شود. بخاطر داشته باشید مصرف دو یا سه قرص در روز، درمان مؤثرى براى خونریزى Breakthrough نیست، چرا که سبب افزایش بخش پروژستینى شده، با دسیدوایى شدن اندومتر مشکل بیشتر مى‌‏شود. (گزینه ب)

۱۰۹. خانمى ۳۶ ساله G2P2، سیگارى، تمایل به استفاده از یک روش ضد باردارى بلند مدت و قابل برگشت دارد. قاعدگى‏هاى وى همراه با دیسمنوره و حجم نسبتا زیاد خونریزى است. مناسب‏ترین روش کدام است؟ (دستیارى اردیبهشت ۱۴۰۲)

الف) قرص ضد باردارى فقط پروژسترونى

ب) IUD مسى

ج) قرص ضد باردارى ترکیبى

د) IUD پروژسترونى

مصرف قرص ضد باردارى ترکیبى در خانمى که بیش از ۳۵ سال سن دارد و سیگارى است، ممنوع مى‌‏باشد. از طرفى IUD مسى (cu-IUD) سبب خونریزى شدیدتر قاعدگى و دیسمنوره مى‌‏شود و همین مسئله سبب قطع استفاده از این نوع IUD مى‏گردد. برعکس LNG-IUD(IUD هورمونى) سبب کاهش خونریزى قاعدگى (تا ۵۰%) و شدت دیسمنوره مى‏گردد. بنابراین انتخاب خوبى براى بیمار این تست است. در مورد قرص‏هاى ضد باردارى پروژسترونى هم توجه داشته باشید که این داروها اثر طولانى ندارند! به سبب دوز پائین پروژستین، باید OCPهاى پروژسترونى را روزانه در زمان مشخصى مصرف کرد و مصرف آن‏ها را از اولین روز قاعدگى شروع نمود. اگر استفاده از این قرص‏ها براى ۳ ساعت به تأخیر بیافتد، آن‏وقت باید براى ۴۸ ساعت از روش پیشگیرى پشتیبان دیگر استفاده نمود. (گزینه د)

۱۱۰. کدام روش پیشگیرى از باردارى با کم کردن خون قاعدگى و کاهش شدت درد در هنگام قاعدگى انتخاب مناسبى براى مبتلایان به اندومتریوز و آندنومیوز محسوب مى‌‏شود؟ (پیش‏‌کارورزى شهریور ۱۴۰۲)

الف) IUD هورمونى (LNG-IUD)

ب) IUD مسى (CU-IUD)

ج) ایمپلنت‏هاى هورمونى

د) هورمون‏هاى تزریقى DMPA

cu-IUD سبب خونریزى شدیدتر قاعدگى و دیسمنوره مى‌‏شود و همین مسئله سبب قطع استفاده از این نوع IUDمى‏گردد. برعکس LNG-IUD(IUD هورمونى) سبب کاهش خونریزى قاعدگى (تا ۵۰%) و کاهش دیسمنوره مى‏گردد. این نوع IUD مى‏‌تواند سبب بى‏نظمى قاعدگى، کم شدن خونریزى ماهانه و یا حتى آمنوره شود، اما روى پروژسترون سرم اثر ندارد و تأثیر پروژسترون آن موضعى بوده، مى‏‌تواند درد آدنومیوز و اندومتریوز را کم کند. (گزینه الف)

۱۱۱. خانم ۳۲ ساله با شکایت عفونت واژینال کاندیدیاز مکرر و بیش از ۵ بار در سال مراجعه نموده است. علاوه بر درمان استاندارد، مناسب‏ترین اقدام بعدى کدام است؟ (دستیارى اردیبهشت ۹۷)

الف) ایتراکونازول ۴۰۰ میلى‏‌گرم هفتگى براى سه تا شش ماه

ب) فلوکونازول ۱۵۰ میلى گرم هفتگى به مدت ۱۲-۶ ماه

ج) اضافه کردن مترونیدازول خوراکى به مدت یک هفته

د) درمان همزمان همسر بیمار با فلوکونازول خوراکى

کاندیدیازیس وولوواژینال را به دو دسته تقسیم مى‏‌کنند:

۱ـ عفونت بدون عارضه:

ـ اپى‏زودهاى اسپورادیک یا نامکرر یا

ـ علایم یا نشانه‏‌هاى خفیف تا متوسط یا

ـ احتمال عفونت با کاندیدا آلبیکانس یا

ـ عدم وجود نقص ایمنى.

۲ـ عفونت عارضه‏دار:

ـ اپى‏زودهاى مکرر عفونت (۴ مورد یا بیشتر در سال) یا

ـ علایم یا نشانه‏‌هاى شدید یا

ـ شک به عفونت غیر کاندیدا آلبیکانس یا تأئید این نوع عفونت یا

ـ ابتلا به دیابت، بیمارى طبى شدید یا نقص ایمنى.

درمان ولووواژینیت کاندیدایى بدون عارضه عمدتا با استفاده از یکى از ایمیدازول‏هاى سنتتیک (میکونازول، کلوتریمازول، بوتوکونازول، تیوکونازول ترکونازول) بصورت شیاف یا کرم در داخل واژن درمان مى‌‏شود. از درمان خوراکى تک دوز با ۱۵۰ میلى‏‌گرم فلوکونازول هم بطور رایج استفاده مى‌‏شود. این دوز پائین در زنان حامله بى‏خطر است، اگرچه یافته‏‌هاى دال بر افزایش احتمال ایجاد نقایص مادرزادى در صورت استفاده از دوزهاى بالاتر (۴۰۰ تا ۸۰۰ میلى‏‌گرم) در دوران حاملگى وجود دارد. توصیه مى‌‏شود که درمان کاندیدیاز ولووواژینال با ایمیدازول‏هاى موضعى شروع شود و براى ۷ روز ادامه یابد. اگرچه احتمال درمان با داروهاى فوق زیاد است، اما ۳۰-۲۰% از بیماران در مدت ۱ ماه از درمان دچار عود مى‏‌شوند. تجویز فلوکونازول خوراکى براى ۶ ماه، در ۵۰% از زنان غیر حامله در پیشگیرى از ایجاد کاندیدیاز راجعه مؤثر است. براى پیشگیرى مى‌‏توان از درمان موضعى بصورت هفتگى یا دو بار در هفته هم استفاده کرد. در بیمارانى که دچار عودهاى مکرر مى‏‌شوند، باید عوامل خطرسازى نظیر دیابت و بیمارى‏هاى خودایمنى بررسى شوند.کاندیدیاز ولووواژینال STD در نظر گرفته نمى‌‏شود و از این رو درمان روتین شریک جنسى توصیه نمى‌‏شود. (گزینه ب)

۱۱۲. خانم ۲۰ ساله متاهل به علت ترشح و خارش واژینال مراجعه کرده است. در معاینه ترشحات فراوان زرد رنگ کف‏آلود همراه با نقاط قرمز رنگ روى سرویکس دیده مى‌‏شود. اظهار مى‏دارد که ۲ ماه قبل به علت همین ترشحات تحت درمان قرار گرفته و مجددا بیمارى عود کرده است. مناسب‏ترین اقدام بعدى کدام است؟ (پیش‏‌کارورزى شهریور ۹۸)

الف) کشت ترشحات و اقدام درمانى بر اساس آن

ب) شروع کلیندامایسین خوراکى و ادامه آن به صورت واژینال به مدت سه ماه

ج) تجویز همزمان مترونیدازول خوراکى براى بیمار و همسرش

د) کولپوسکوپى و بیوپسى آندمتر

تشخیص واژینیت تریکومونایى است (به ترشح فراوان + پتشى‏هاى متعدد توجه کنید). هرچند در بیماران مبتلا به تریکومونیازیس، اغلب به منظور ارزیابى تأثیر درمان معاینه پیگیرى انجام مى‌‏شود، اما معمولاً بجز در بیمارانى که سابقه عود مکرر دارند، مقرون به صرفه نیست. در بیمارانى که دچار عودهاى مکرر مى‏‌شوند، باید به فکر مواردى نظیر عفونت مجدد، عدم استفاده از داروها، احتمال عفونت با بیش از یک عامل یا بیمارى زمینه‏اى دیگر بود. همچنین عفونت با تریکوموناس واژینالیس مقاوم به مترونیدازول هم گزارش شده است. هرچند مقاومت مطلق نادر است، اما مقاومت نسبى تا ۵% شیوع دارد. در این موارد درمان با دوز بالاى تینیدازول انجام مى‌‏شود. (گزینه ج)

۱۱۳. در خانمى با واژینیت تریکومونیایى که علیرغم درمان اولیه با دو گرم مترونیدازول خوراکى بصورت تک دوز و بدنبال آن درمان یک هفته‏اى با مترونیدازول خوراکى، هنوز بهبود نیافته، درمان مناسب چیست؟ (دستیارى مرداد ۹۹)

الف) تینیدازول دو گرم روزانه به مدت ۵ روز

ب) مترونیدازول یک گرم روزانه ۲ هفته

ج) مترونیدازول یک گرم روزانه به مدت ۷ روز

د) کلیندامایسین ۶۰۰ میلى‏‌گرم روزانه یک هفته

به سؤال قبل مراجعه کنید. (گزینه الف)

۱۱۴. خانمى ۵۱ ساله به علت ترشحات فراوان به درمانگاه زنان مراجعه نموده است، در معاینه واژینال ترشح چرکى زرد رنگ فراوان دارد. PH واژن ۶ و تست آمین منفى است. در اسمیر مرطوب تعداد زیادى سلول‏هاى پلى مورفونوکلئر و سلول پارابازال دیده مى‌‏شود. کدام درمان زیر کمک کننده است؟ (پیش‏‌کارورزى شهریور ۹۹)

الف) کلیندامایسین

ب) کرم واژینال استروژن

ج) فلوکونازول

د) دوش واژینال با بتادین

تشخیص واژینیت آتروفیک است. واژینیت آتروفیک بصورت آتروفى اپى‏تلیوم واژن در اثر کاهش سطح استروژن تعریف مى‌‏شود و اگرچه در زنان یائسه شایع‏تر است، اما ممکن است در زنان پره‏منوپوز که سن کمترى دارند هم دیده شود. وضعیت استروژن نقشى اساسى در تعیین شرایط طبیعى واژن دارد. با کاهش سطح استروژن، گلیکوژن داخل سلولى از دست مى‏‌رود و در نتیجه اسید لاکتیک کاهش مى‌یابد و به همین دلیل در دوران پیش از بلوغ و بعد از یائسگى، اپى‏تلیوم واژن نازک است و اغلب pH واژن افزایش دارد (۷/۴ یا بیشتر است). ممکن است الاستیسیته بافت همبند نیز از بین برود و واژن کوتاه و باریک شود. بیمار مبتلا به واژینیت آتروفیک دچار ترشح غیرطبیعى (کاهش یافته واژن)، خشکى، خارش یا سوزش واژن و دیسپارونى مى‌‏شود. تشخیص بر اساس بالا بودن pH و وجود سلول‏هاى پارابازال یا بینابینى در بررسى میکروسکوپى داده مى‌‏شود. نتیجه تست آمین منفى است. از آن‏جا که سیستم ادرارى هم مى‏‌تواند دچار آتروفى شود، از جمله علایم تى‏پیک ادرارى مى‌‏توان به Urgency، تکرر ادرار، بى‏اختیارى ادرار و UTIهاى مکرر اشاره کرد. واژینیت آتروفیک با ترکیبات مرطوب کننده موضعى یا استروژن موضعى یا سیستمیک درمان مى‌‏شود.(گزینه ب)

۱۱۵. خانم ۵۳ ساله‏اى به علت اریتم و سوزش وولو و واژن و ترشحات چرکى مراجعه کرده است. در بررسى میکروسکوپى لاکتوباسیل کم است، استرپتوکک دیده مى‌‏شود، ترکومونا دیده نمى‌‏شود و PH>4/5 است. درمان اولیه کدامیک از موارد زیر است؟ (پیش‏‌کارورزى شهریور ۱۴۰۰)

الف) مترونیدازول خوراکى

ب) سفیکسیم خوراکى

ج) کرم کلیندامایسین

د) سفتریاکسون عضلانى

واژینیت التهابى دسکواماتیو عمدتا زنان در سنین حول و حوش یائسگى یا زنان یائسه را گرفتار مى‌‏کند و با وجود ترشحات چرکى، ریزش سلول‏هاى اپى‏تلیال و سوزش و اریتم وول و واژن مشخص مى‌‏شود. در این بیمارى تعداد لاکتوباسیل‏ها نسبتا کم است و رشد بیش از حد کوکسى‏هاى گرم مثبت (معمولاً استرپتوکک‏ها) دیده مى‌‏شود. براحتى مى‌‏توان این بیمارى را با تریکومونیازیس اشتباه گرفت. اما در واژینیت التهابى دسکواماتیو، تریکوموناس متحرک دیده نمى‌‏شود و کشت از نظر تریکوموناس واژینالیس منفى است. pH واژن بیش از ۵/۴ است و درمان اولیه با کرم کلیندامایسین ۲% روزانه براى ۱۴ روز انجام مى‌‏شود. (گزینه ج)

۱۱۶. خانم ۲۸ ساله با شکایت از خارش و سوزش ناحیه ژنیتال مراجعه نموده است. در معاینه، ترشحات کف‏آلود، همراه با Strawberry Patches مشاهده شده است. مناسب‏ترین گزینه در مورد این بیمار کدام است؟ (دستیارى اردیبهشت ۱۴۰۲)

الف) درمان با مترونیدازول موضعى

ب) درمان با فلوکونازول mg150 تک دوز

ج) بررسى از نظر ابتلا به کلامیدیا و گنوره

د) بررسى از نظر ضایعات نئوپلاستیک سرویکس

تشخیص واژینیت تریکومونایى است. در بیمار مبتلا به تریکومونیازیس، باید غربالگرى از نظر دیگر STDها بویژه گونوره‌‏آ و کلامیدیا هم انجام شود. درمان عفونت تریکومونایى بدون عارضه با مترونیدازول یا تینیدازول انجام مى‌‏شود. باید شریک جنسى هم درمان شود. (گزینه ج)

۱۱۷. خانم ۳۵ ساله به علت ترشح بدبودى واژینال مراجعه کرده است و در بررسى‏ها pH واژن قلیایى و تست KOH مثبت است. کدامیک از عوامل زیر علت عفونت واژینال بیمار مى‌‏باشد؟ (پیش‏‌کارورزى شهریور ۱۴۰۲)

الف) تریکوموناس واژینالیس

ب) گنوره

ج) کاندیدا آلبیکانس

د) هرپس

تشخیص عفونت تریکومونایى است. تریکوموناس واژینالیس تک یاخته‏اى است که تنها در واژن، مجارى Skene و اورتراى مرد یا زن زندگى مى‌‏کند. عفونت مى‏‌تواند از طریق تماس جنسى منتقل شود، اما از طریق اجسام آلوده هم قابل انتقال است و مى‏دانیم که این تک یاخته در استخرهاى شنا و جکوزى‏ها هم زندگى مى‌‏کند. از جمله علایم عفونت تریکومونایى مى‌‏توان به خارش یا سوزش وولو، ترشح زیاد با بوى تند، دیزورى، دیس‏پارونى و خونریزى بعد از آمیزش اشاره کرد. اغلب ترشح کف‏آلود، رقیق و به رنگ زرد سبز تا خاکسترى است. در معاینه ممکن است ادم یا اریتم وولو دیده شود. مشاهده پتشى یا پچ‏هاى توت فرنگى شکل از جمله تظاهرات کلاسیک بیمارى است که در بخش فوقانى واژن یا در سرویکس دیده مى‌‏شود و در حقیقت تنها در ۱۰% از بیماران قابل مشاهده است. تعداد قابل توجهى از بیماران مبتلا به تریکومونیازیس بدون علامت هستند. pH ترشحات بالاى ۵/۴ است. تشخیص با ارزیابى ترشحات واژن (بعد از مخلوط کردن با نرمال سالین) با میکروسکوپ داده مى‌‏شود. در اسمیر مرطوب تعداد زیادى سلول‏هاى اپى‏تلیال تکامل یافته، WBC و تریکوموناس دیده مى‌‏شود. براى تشخیص مى‌‏توان از کشت و PCR هم استفاده کرد. در صورت تشخیص تریکومونیازیس، باید غربالگرى از نظر دیگر STDها بویژه گونوره‌‏آ و کلامیدیا هم انجام شود. درمان عفونت تریکومونایى بدون عارضه با مترونیدازول یا تینیدازول انجام مى‌‏شود. باید شریک جنسى هم درمان شود.(گزینه الف)

۱۱۸. کدام روش درمانى زگیل تناسلى در حاملگى منع مصرف دارد؟ (پیش‏‌کارورزى شهریور ۹۹)

الف) کرایوتراپى

ب) استفاده از Podophyllin

ج) اسید ترى کلرواستیک

د) لایه بردارى با لیزر

درمان زگیل تناسلى با روش‏هاى شیمیایى، کوتر و روش‏هاى ایمونولوژیک انجام مى‌‏شود:

۱ـ برخى از داروها نظیر پودوفیلوکس و ایمى‏کیمود توسط خود بیمار بر روى ضایعات استعمال مى‏‌شوند. از این درمان‏ها نباید در هنگام حاملگى استفاده کرد.

۲ـ از جمله درمان‏هایى که توسط پزشک صورت مى‌‏گیرد مى‌‏توان به استفاده از ترى‏کلرواستیک اسید، رزین پودوفیلین در تنتور بنزوئین، کرایوسرجرى، اکسیزیون جراحى، درمان با لیزر یا تزریق اینترفرون به داخل ضایعات اشاره کرد. (گزینه ب)

۱۱۹. خانم ۳۰ ساله‏اى به علت سوزش شدید وولو و ضایعات وزیکولر دردناک در ولو که به سمت مقعد گسترش یافته است مراجعه کرده است. درمان مناسب کدام است؟ (پیش‏‌کارورزى شهریور ۱۴۰۰)

الف) کلیندامایسین

ب) سفتریاکسون

ج) آسیکلوویر

د) سفیکسیم

تشخیص عفونت هرپسى است. در عفونت اولیه هرپسى بیمار دچار سندرمى شبیه به آنفلوآنزا مى‌‏شود و درگیرى‏هاى عصبى متعددى هم بوجود مى‌‏آید. ۳ تا ۷ روز بعد از تماس، وزیکل‏هاى دردناک بر روى وولو، واژن، سرویکس، پرینه و پوست ناحیه پرى‏آنال بوجود مى‌‏آیند و اغلب تا باسن گسترش پیدا مى‏‌کنند. ضایعات عفونت هرپسى بر اساس ظاهر و تندرنس شدید از زخم‏هاى شانکروئید، سیفیلیس و گرانولوم اینگوئینال قابل افتراق هستند. این زخم‏ها در مدت ۱ هفته برطرف مى‏‌شوند. ممکن است دیزورى ناشى از ضایعات وولو یا درگیرى اورترا یا مثانه سبب احتباس ادرار شود. ممکن است بیماران مبتلا به عفونت اولیه براى کنترل درد یا درمان عوارض ادرارى نیاز به بسترى شدن در بیمارستان داشته باشند. مننژیت آسپتیک که با تب، سردرد و مننژیسموس مشخص مى‌‏شود، در برخى از بیماران ۷-۵ روز بعد از ظهور ضایعات تناسلى ظاهر مى‌‏شود. بعد از عفونت اولیه، ویروس از طریق الیاف عصبى به گانگلیون‏هاى ریشه خلفى مهاجرت مى‌‏کند و در آن‏جا بصورت نهفته باقى مى‌‏ماند. عود توسط محرک‏هاى ناشناخته و با مهاجرت ویروس به محل گرفتارى ایجاد مى‌‏شود. ضایعات ثانویه کمتر از ضایعات اولیه دردناک هستند و ۵-۲ روز باقى مى‏مانند. از جمله شایع‏ترین آزمون‏هاى آزمایشگاهى مى‌‏توان به کشت ویروس و PCRاشاره کرد. کشت بشدت اختصاصى است، اما خیلى حساس نیست. PCR حساسیت بیشترى دارد و در بسیارى از موارد به عنوان تست تشخیصى قطعى براى عفونت HSV بکار مى‏‌رود.

داروهاى ضد ویروسى اساس درمان هستند. با استفاده از داروهاى خوراکى، مدت دفع ویروس کم مى‌‏شود و طول مدت علامت‏دار بیمارى کاهش مى‌یابد، اما سیر طولانى مدت بیمارى تغییر نمى‌‏کند. روشى براى ریشه‏کن کردن ویروس نهفته در گانگلیون ریشه خلفى یا کم کردن احتمال و دفعات و شدت عود بیمارى بعد از قطع دارو وجود ندارد. درمان اولین اپى‏زود هرپس ژنیتال با آسیکلوویر یا فام‏سیکلوویر یا وال‏آسیکلوویر براى ۷ تا ۱۰ روز انجام مى‌‏شود. اگر همچنان ضایعات جدید ایجاد شوند، مى‌‏توان درمان را بیشتر ادامه داد. این درمان بر روى احتمال عود مؤثر نیست. باید ضایعات تمیز و خشک نگه داشته شوند و در صورت لزوم مسکن تجویز شود. (گزینه ج)

۱۲۰. خانم ۳۷ ساله‏اى با شکایت لکه بینى در فواصل بین قاعدگى‏ها مراجعه نموده است. در بررسى اولیه نسبت باردارى منفى بوده. TSH در محدوده نرمال است. در معاینه انجام شده علل عفونى براى وى مطرح است. محتمل‏ترین ارگانیسم عامل ایجاد خونریزى غیرطبیعى رحمى در این فرد کدام است؟ (پیش‏‌کارورزى شهریور ۱۴۰۰)

الف) نایسریا گنوره

ب) کلامیدیا تراکوماتیس

ج) تریکوموناس

د) گاردنلا واژینالیس

عفونت کلامیدیایى ممکن است بدون علامت باشد و یا تظاهرات بالینى کم و غیر اختصاصى ایجاد کند. از جمله تظاهرات بالینى عفونت کلامیدیایى مى‌‏توان به ترشح غیر طبیعى واژن و خونریزى از واژن اشاره کرد. ارزیابى‏هاى آزمایشگاهى براى AUBشامل تست حاملگى، CBC، اندازه‏گیرى سطح TSH و غربالگرى براى کانسر سرویکس مى‏‌شوند. بویژه در موارد پرخطر باید به فکر تست‏هاى تشخیصى عفونت کلامیدیا تراکوماتیس بود. (گزینه ب)

۱۲۱. خانم ۳۲ ساله متأهل به درد لگنى و ترشحات واژینال مراجعه کرده است. تب ندارد. در معاینه لگنى تندرنس دو طرفه آدنکس‏ها وجود دارد و حرکات سرویکس دردناک است. تست بتا-hCG منفى است. اولین اقدام مناسب کدام است؟ (پیش‏‌کارورزى شهریور ۱۴۰۱)

الف) سى‏تى اسکن شکم و لگن

ب) درمان تجربى آنتى‏‌بیوتیک

ج) کشت ترشحات سرویکس

د) لاپاروسکوپى تشخیصى

تشخیص PID است. معیارهاى بالینى براى تشخیص سالپنژیت حاد بشرح زیر هستند:

۱ـ وجود یک یا چند مورد از موارد زیر:

ـ تندرنس در هنگام حرکت دادن سرویکس؛

ـ تندرنس رحم؛

ـ تندرنس آدنکس.

به همراه:

۲ـ یک یا چند مورد از موارد زیر:

ـ دماى بدن بیش از ۳/۳۸ درجه سانتی‌گراد؛

ـ وجود ترشح موکوپورولان سرویکس یا واژن؛

ـ تعداد زیاد در بررسى میکروسکوپى مایع واژن؛

ـ افزایش ؛

ـ افزایش ؛

ـ اثبات آزمایشگاهى عفونت سرویکس با گنوکک یا کلامیدیا تراکوماتیس. (گزینه ب)

۱۲۲. کدام گزینه در مورد تزریق واکسن HPV صحیح است؟ (پیش‏‌کارورزى اسفند ۱۴۰۱)

الف) زدن واکسن باعث عدم نیاز به غربالگرى سرویکس مى‌‏شود.

ب) واکسن فقط در جمعیت پر خطر پیشنهاد مى‌‏شود.

ج) تزریق واکسن در باردارى توصیه نمى‌‏شود.

د) ابتلاى قبلى به HPV کنترا‌اندیکاسیون تزریق واکسن است.

واکسن HPV مانع انتقال و ابتلا به انواع خاص HPV مى‌‏شود. امروز سه نوع واکسن دو و چهار و نه ظرفیتى وجود دارد. نوع دو ظرفیتى بر علیه انواع ۱۶ و ۱۸ HPV، نوع چهار ظرفیتى بر علیه انواع ۱۶ و ۱۸ و ۶ و ۱۱ و نوع نه ظرفیتى بر علیه انواع ۱۶ و ۱۸ و هفت نوع دیگر (از جمله انواع ۳۱ ۴۵) مؤثر است. این واکسن‏ها تولید آنتى‌‏بادى‏‌هاى اختصاصى از نوع IgGرا تحریک مى‏‌کنند و مانع ابتلا به انواع خاص HPVدر ناحیه ژنیتال و وولو مى‏‌شوند. نشان داده شده است که نوع چهار ظرفیتى جلوى ۹۱% از عفونت‏هاى جدید و ۱۰۰% از عفونت‏هاى پایدار را مى‌‏گیرد. امروزه واکسن‏هاى HPVتنها براى پیشگیرى بکار مى‌‏روند.

ـ واکسن در دو یا سه دوز مجزا (بر اساس سن تجویز اولین دوز) تزریق مى‌‏شود.

اگر اولین دوز قبل از سن ۱۵ سالگى تجویز شود، تزریق دو دوز (با فاصله ۶ تا ۱۲ ماه) کافى خواهد بود.

اگر اولین دوز در سن ۱۵ سالگى یا بعد از آن تجویز شود، نیاز به سه دوز خواهد بود. دومین دوز باید با فاصله ۱ تا ۲ ماه از دوز اول و سومین دوز با فاصله ۶ ماه از دوز اول تزریق شود.

ـ واکسیناسیون روتین پسرها و دخترها در سن ۱۱ تا ۱۲ سال توصیه مى‌‏شود. مى‌‏توان از سن ۹ سالگى واکسن را تزریق کرد.

ـ تماس قبلى با HPV کنترا‌اندیکاسیونى براى واکسیناسیون نیست. امروز انجام آزمون از نظر ابتلا به HPVقبل از واکسیناسیون توصیه نمى‌‏شود.

ـ تزریق واکسن در زنان حامله توصیه نمى‌‏شود. واکسن براى زنان شیرده بى‏خطر است.

ـ بدون توجه به وضعیت واکسیناسیون باید توصیه‏‌هاى مربوط به غربالگرى (سیتولوژى سرویکس) انجام شوند. (گزینه ج)

۱۲۳. خانم ۲۶ ساله به دلیل درد شکمى و ترشحات واژینال مراجعه نموده است. بیمار تب‏دار نمى‌‏باشد. در معاینه ترشح چرکى سرویکس مشهود است و حرکات سرویکس و لمس رحم دردناک مى‌‏باشد. در بیمار فوق درمان مناسب کدام است؟ (پیش‏‌کارورزى اسفند ۱۴۰۲)

الف) سفتریاکسون و آزیترومایسین

ب) مترونیدازول و فلوکونازول

ج) فلوکونازول و آزیترومایسین

د) سفتریاکسون و مترونیدازول

بیمار دچار سالپنژیت یا PIDشده است. درمان گونوره بدون عارضه شامل تزریق داخل عضلانى ۲۵۰ میلى‏‌گرم سفتریاکسون و مصرف خوراکى ۱ گرم آزیترومایسین بصورت تک دوز است. از جمله دیگر سفالوسپورین‏هاى تزریقى بصورت تک دوز که بى‏خطر هستند و در عفونت‏هاى گنوککى بدون عارضه اوروژنیتال و آنورکتال مؤثر واقع مى‏‌شوند، مى‌‏توان به سفتى‏زوکسیم (۵۰۰ میلى‏‌گرم داخل عضلانى)، سفوکسیتین (۲ گرم داخل عضلانى به همراه ۱ گرم پروبنسید خوراکى) و سفوتاکسیم (۵۰۰ میلى‏‌گرم داخل عضلانى) اشاره کرد. با این حال بسیارى از بیماران نیاز به بسترى در بیمارستان دارند. در بیمار بسترى درمان با آنتى‏‌بیوتیک‏هاى داخل وریدى با دوز بالا و داراى پوشش هوازى و بى‏هوازى انجام مى‌‏شود. (گزینه الف)

۱۲۴. خانمى ۳۰ ساله Virgin به علت درد مداوم شکم و تشدید آن در زمان قاعدگى مراجعه کرده است. به علت درد شدید از شیاف دیکلوفناک استفاده مى‌‏کند که چندان مؤثر نیست. خونریزى در حین پریود نرمال است ولى در فاصله قاعدگى‏ها دچار لکه‏بینى مى‌‏شود. در سونوگرافى رحم نرمال و ضخامت طبیعى دارد. تخمدان راست حاوى کیست ۳۲*36mm با اکوى هموژن داخلى مى‌‏باشد. چه تشخیصى مطرح است؟ (دستیارى مرداد ۹۹)

الف) آندومتریوز

ب) کیست درموئید

ج) کیست لوتئال تخمدان

د) آبسه تخمدان

بیمار دچار اندومتریوز است. اندومتریوز بصورت وجود غدد و استروماى اندومتر در خارج از رحم تعریف مى‌‏شود. شایع‏ترین محل ایجاد اندومتریوز تخمدان است و درگیرى تخمدان اغلب دو طرفه مى‌‏باشد. زنان مبتلا به اندومتریوز طیف وسیعى از علایم را نشان مى‌‏دهند و ماهیت و شدت علایم در آن‏ها ممکن است با محل و وسعت درگیرى همخوانى نداشته باشد. دیسمنوره پیشرونده و دیسپارونى عمقى علایم کلاسیک اندومتریوز هستند. در زنان مبتلا به دیسمنوره که مشکل آن‏ها به OCP یا NSAIDs پاسخ نمى‏‌دهد، باید به فکر اندومتریوز بود. معمولاً دیسپارونى در هنگام دخول عمقى وجود دارد. در زنان مبتلا به اندومتریوز نابارورى شایع‏تر است. از جمله دیگر علایم کمتر شایع اندومتریوز مى‌‏توان به علایم گوارشى (مانند خونریزى رکتال و دیس‏شزى یا همان حرکات دردناک روده) و علایم ادرارى نظیر هماچورى اشاره کرد. در معاینه لگن ممکن است نشانه کلاسیک ندولاریته اوتروساکرال وجود داشته باشد (اما اغلب این نشانه حتى با وجود مشاهده آشکار اندومتریوز در هنگام جراحى دیده نمى‌‏شود). ممکن است به سبب ایجاد چسبندگى‏ها، رحم در لگن نسبتا ثابت بوده، به عقب خم شده باشد. اندومتریوز تخمدان ممکن است قابل لمس، متحرک و حساس باشد و یا به لایه خلفى لیگامان پهن، دیواره طرفى لگن یا کول دو ساک خلفى ثابت شده باشد. (گزینه الف)

۱۲۵. در خانمى به اندومتریوز شک کرده‏ایم و درخواست انجام MRI داده‏ایم. این روش براى بررسى اندمتریوز در کدام ناحیه حساس نمى‌‏باشد؟ (دستیارى تیر ۱۴۰۰)

الف) اندومتریوز تخمدان

ب) درگیرى رکتال

ج) درگیرى یوتروساکرال

د) درگیرى کلدوساک

روش‏هاى تصویربردارى نظیر سونوگرافى، توموگرافى کامپیوترى و MRI تنها در صورت وجود توده لگن یا توده آدنکس مفید واقع مى‏‌شوند. از سونوگرافى براى مشاهده اندومتریوز تخمدان استفاده مى‌‏شود.

۱ـ اندومتریوز تخمدان بطور تى‏پیک بصورت کیست‏هاى حاوى اکوى داخلى کم و هموژن (خون قدیمى) ظاهر مى‌‏شود.

۲ـ با MRI مى‌‏توان اندومتریوزى را که بطور عمقى تهاجم کرده است و لیگامان اوتروساکرال و کول دو ساک را درگیرى کرده است، تشخیص داد؛ اما این روش براى تشخیص درگیرى رکتوم حساس نیست. (گزینه ب)

۱۲۶. خانم ۳۲ ساله داراى یک فرزند، به علت دیسپارونى و دیسمنوره ثانویه مراجعه کرده است. در سونوگرافى اندومتریوز لگنى گزارش شده است. اولین اقدام درمانى مناسب کدام است؟ (پیش‏‌کارورزى شهریور ۱۴۰۱)

الف) دپومدروکسى پروژسترون استات

ب) تعبیه IUD هورمونى

ج) NSAID + OCP

د) دانازول

درمان اندومتریوز مى‏‌تواند بصورت درمان انتظارى، درمان طبى، جراحى و یا ترکیب درمان‏هاى طبى و جراحى انجام شود. در موارد خاص مى‌‏توان از درمان انتظارى استفاده کرد:

۱ـ در بیمارانى که بیمارى محدود دارند و بدون علامت هستند یا علایم آن‏ها خفیف است؛

۲ـ در بیمارانى که قصد حاملگى دارند.

از آن‏جا که اندومتریوز به استروژن و پروژسترون پاسخ مى‏‌دهد، در بیماران مسنى که علایم خفیف دارند، مى‌‏توان صبر کرد تا بطور طبیعى سطح این هورمون‏ها در اثر یائسگى کاهش پیدا کند.

درمان طبى بهترین روش درمان در بیمارانى است که در حال حاضر علامت‏دار هستند و ابتلا آن‏ها به اندومتریوز غیر خفیف ثابت شده است و تمایل دارند در آینده حامله شوند. اگر علایم بیمار با تشخیص اندومتریوز مطابقت داشته باشند، درمان طبى اغلب بصورت Empirical و بدون تشخیص دقیق و جراحى آغاز مى‌‏شود. کنتراسپتیوهاى خوراکى ترکیبى به همراه NSAIDs اغلب اولین خط درمان درد در اندومتریوز هستند، چرا که راحت مصرف مى‏‌شوند و عوارض کمى دارند. (گزینه ج)

۱۲۷. در مواردى که از نظر بالینى شک به آندومتریوز وجود دارد، جهت تأئید تشخیص، کدام مورد زیر ضرورى است؟ (پیش‏‌کارورزى شهریور ۱۴۰۲)

الف) بیوپسى از بافت

ب) سطح سرمى CA-125

ج) سونوگرافى

د) تصویربردارى مغناطیسى

از آن‏جا که ظاهر اندومتریوز مى‏‌تواند متغیر باشد، براى تأئید تشخیص نیاز به نمونه‏بردارى بافتى و تأئید وجود غدد و استروماى اندومتر است. وجود دو مورد یا بیشتر از موارد زیر براى تشخیص بافت‏شناسى توسط پاتولوژیست ضرورى است:

۱ـ اپى‏تلیوم اندومتر؛

۲ـ غدد اندومتر؛

۳ـ استروماى اندومتر؛

۴ـ ماکروفاژهاى حاوى هموسیدرین. (گزینه الف)

۱۲۸. دختر ۸ ساله، با شکایت منارک زودرس، مراجعه کرده است. در معاینه پوست، لکه‏‌هاى شیر قهوه‏اى و در گرافى استخوان رادیوس، شکستگى‏هاى متعدد استخوانى مشاهده مى‌‏شود. کدامیک از علل ژنتیکى زیر در ایجاد این بیمارى نقش دارد؟ (دستیارى تیر ۱۴۰۰)

الف) موتاسیون ژنتیکى در تخمدان

ب) موتاسیون ژنتیکى در FSH هیپوفیز

ج) موتاسیون ژنتیکى در GNRH هیپوتالاموس

د) موتاسیون ژنتیکى در اندومتر رحم

سندرم McCune-Albright با شکستگى‏هاى متعدد استخوان (دیسپلازى فیبروز چند استخوانى)، لکه‏‌هاى شیر قهوه‏اى و بلوغ زودرس مشخص مى‌‏شود. ممکن است بلوغ زودرس اولین نشانه این سندرم باشد. این سندرم در اثر نقص در تنظیم سلولى در اثر جهش در ساب‏یونیت آلفاى پروتئین G ایجاد مى‌‏شود که تولید cATP تحریک مى‌‏کند و سبب مى‌‏شود تا بافت‏ها بطور خودکار عمل کنند. در نتیجه این جهش تخمدان‏ها استروژن تولید مى‏‌کنند، بدون آن که نیاز به تحریک با FSH داشته باشند و در نتیجه بدون وابستگى به هیپوفیز و هیپوتالاموس، تکامل جنسى ایجاد مى‌‏شود. (گزینه الف)

۱۲۹. دختر ۱۵ ساله با درد شدید موقع قاعدگى مراجعه مى‌‏کند. درمان انتخابى کدام است؟ (پیش‏‌کارورزى شهریور ۱۴۰۰)

الف) قرص جلوگیرى از باردارى

ب) مفنامیک اسید

ج) دانازول

د) آگونیست GNRH

در بیماران مبتلا به دیسمنوره اولیه با مصرف NSAIDs درد برطرف مى‌‏شود (که البته قابل انتظار است، چرا که NSAIDsسنتز پروستاگلاندین‏ها را مهار مى‌‏کند). ایبوپروفن، ناپروکسن و مفنامیک اسید، رایج‏ترین NSAIDs هستند که براى دیسمنوره اولیه تجویز مى‏‌شوند. در دیسمنوره اولیه درمان با NSAIDsآنقدر مؤثر است که اگر بیمار پاسخ ندهد، تشخیص دیسمنوره اولیه باید مورد بررسى مجدد قرار بگیرد. گرما درمانى ملایم و مداوم مى‏‌تواند درد دیسمنوره اولیه را به اندازه NSAIDs برطرف کند، بدون آن که عوارض سیستمیک NSAIDsرا داشته باشد. از کنتراسپتیوهاى خوراکى ترکیبى مى‌‏توان در بیمارانى استفاده کرد که تمایل به بچه‏دار شدن ندارند و کنترا‌اندیکاسیونى براى تجویز این داروها در آن‏ها وجود ندارد. این داروها تخمک‏گذارى را سرکوب مى‏‌کنند و سطح پروژسترون و استروژن را ثابت کرده، سبب کاهش پروستاگلاندین‏ها در اندومتر و فعالیت‏هاى خودبخود رحم مى‏‌شوند. از cOCPها مى‌‏توان بصورت سیکل‏هاى ۲۸ روزه مرسوم یا بطور مداوم استفاده کرد تا فاصله بین خونریزى‏هاى قاعدگى افزایش یابد. در صورت استفاده مداوم، علاوه بر خونریزى‏هاى قاعدگى، دیسمنوره هم از بین مى‏‌رود. در صورتى که بیمار به درمان‏هاى طبى پاسخ ندهد، و درد شدید و ناتوان کننده باشد، مى‌‏توان به فکر انجام نورکتومى پره‏ساکرال بود. (گزینه ب)

۱۳۰. مادرى دختر ۵ ساله خود را به دلیل بزرگ شدن پستان‏ها به کلینیک جهت معاینه مى‌‏آورد. در معاینه تکامل قابل توجه نیپل یا آرئول دیده نمى‏شد. کدام بررسى زیر براى رد بلوغ زودرس و اطمینان‏‌بخشى به والدین مناسب‏تر است؟ (پیش‏‌کارورزى شهریور ۱۴۰۰)

الف) سونوگرافى پستان

ب) بررسى سن استخوان

ج) سونوگرافى رحم

د) اندازه‏گیرى LH و FSH

از جمله اختلالات بلوغ مى‌‏توان به بلوغ زودرس، آمنوره اولیه، تأخیر در تکامل جنسى و تکمل جنسى ناکامل اشاره کرد. در صورت وجود هر کدام از این اختلالات نیاز به ارزیابى محور هپوتالاموس ـ هیپوفیز ـ گناد و مجراى خروجى تولید مثلى است. ارزیابى اولیه باید با اندازه‏گیرى سطح FSH و LH شروع شود؛ با این روش مى‌‏توان بین علل ناشى از محور هیپوتالاموس ـ هیپوفیز و علل مربوط به گناد فرق گذاشت. (گزینه د)

۱۳۱. دختر خانم ۱۶ ساله‏اى به دلیل عدم بروز منارک و تلارک و فقدان حس بویایى مراجعه نموده است. در بیمار فوق، کدام تشخیص مطرح مى‌‏باشد؟ (پیش‏‌کارورزى اسفند ۱۴۰۲)

الف) آژنزى مولرین

ب) سندرم کالمن

ج) سندرم مک کان آلبرایت

د) هیپرپلازى مادرزادى آدرنال

بیمار مبتلا به سندرم کالمن است: در سندرم کالمن مسیرهاى بویایى هیپوپلاستیک هستند و هسته قوسى GnRH ترشح نمى‌‏کند. به سبب اختلال عملکرد هسته قوسى، مسیر کوتاه هورمونى بین هیپوتالاموس و هیپوفیز مختل مى‌‏شود، در نتیجه FSH و LH ترشح نمى‏‌شوند، پس تخمدان‏ها تحریک نمى‏‌شوند و نمى‌‏توانند استرادیول ترشح کنند و تکامل صفات ثانویه جنسى به تعویق مى‏افتد. زنان مبتلا به سندرم کالمن حس بویایى ندارند و یا حس بویایى آن‏ها ضعیف است و تکامل پستان‏ها در آن‏ها دیده نمى‌‏شود. در این بیماران مى‌‏توان با تجویز هورمون یا GnRH(بصورت پالس) سبب تکامل صفات ثانویه جنسى شد. معمولاً قدرت بارورى بیمار طبیعى است و تخمک‏گذارى با تجویز گنادوتروپین تحریک مى‌‏شود و در مرحله لوتئال پروژسترون تجویز مى‏گردد تا رویان جایگزین شود.(گزینه ب)

۱۳۲. دختر خانم ۱۵ ساله‏اى که تا کنون پریود نشده است ولى صفات ثانویه جنسى نرمال دارد به علت رتانسیون ادرار از ۲۴ ساعت قبل مراجعه کرده است. در معاینه توده ۲۰ هفته زیر ناف لمس مى‌‏شود. دردهاى ماهانه پریودیک را گزارش مى‌‏کند. کدامیک از تشخیص‏هاى زیر محتمل‏تر است؟ (پیش‏‌کارورزى اسفند ۹۶)

الف) هایمن سوراخ نشده

ب) سندرم راکى‏تانسکى

ج) آمنوره هیپوتالامیک

د) میوم بزرگ رحمى

بیماران مبتلا به هایمن سوراخ نشده یا دیواره عرضى واژن بصورت دوره‏اى و در هنگام قاعدگى دچار درد یا فشار در پرینه، لگن یا شکم مى‏‌شوند، اما تکامل جنسى ثانویه آن‏ها طبیعى است. در بیماران مبتلا به هایمن سوراخ نشده، سوراخ واژن دیده نمى‌‏شود و اغلب غشائى برجسته، نازک و آبى‏رنگ در پرینه وجود دارد و به سبب تجمع موکوس و خون در واژن مسدود توده‏اى لمس مى‌‏شود. (گزینه الف)

۱۳۳. خانم ۲۰ ساله با صفات ثانویه نرمال و آمنوره مراجعه کرده است. در بررسى انجام شده، کاریوتایب 46XX و LHو FSHنرمال هستند. اقدام بعدى چیست؟ (پیش‏‌کارورزى اسفند ۹۷)

الف) سونوگرافى بررسى کلیه‌‏ها و رحم

ب) بررسى استروژن و پروژسترون

ج) اندازه‏گیرى Prolactin

د) سونوگرافى بررسى اندومتر

تشخیص مى‏‌تواند سندرم روکیتانسکى (آنومالى مولرین) باشد. سندرم مایر ـ روکیتانسکى ـ کاستر ـ هاوزر (آنومالى مولرین) شایع‏ترین علت آمنوره اولیه در زنانى است که تکامل طبیعى پستان دارند. در این سندرم واژن (و معمولاً رحم و لوله‏‌هاى فالوپ) بطور مادرزادى وجود ندارند. عملکرد تخمدان طبیعى است و از آن‏جا که تخمدان‏ها از ساختمان‏هاى مولرین بوجود نیامده‏اند، تمام صفات ثانویه جنسى در زمان مناسب ایجاد مى‏‌شوند. به کمک معاینه بالینى مى‌‏توان آژنزى مولرین را تشخیص داد. آنومالى کلیه‌‏ها (دوگانه بودن حالب‏ها، کلیه نعل اسبى و آژنزى یک طرفه کلیه) در ۵۰-۴۰% موارد وجود دارد. آنومالى‏هاى اسکلتى مانند اسکولیوز در ۱۵-۱۰% از بیماران دیده مى‌‏شود. سندرم روکیتانسکى معمولاً اسپورادیک است، اما گاه در خانواده روى مى‏‌دهد. (گزینه الف)

۱۳۴. خانم ۳۵ ساله‏اى با آمنوره ثانویه، FSH بالا و ناحیه تناسلى خارجى به ظاهر نرمال مراجعه مى‌‏کند. اقدام مناسب بعدى کدام است؟ (دستیارى مرداد ۹۹)

الف) کاریوتایپ

ب) بیوپسى تخمدان

ج) اندازه‏گیرى ۱۷- بتا هیدروکسى پروژسترون

د) انجام تست‏هاى تیروئید

در بیمار این تست FSH افزایش دارد: پس علت آمنوره ثانویه بیمار، نارسایى تخمدان است. در خانمى که کمتر از ۴۰ سال سن دارد، بالا بودن سطح FSH مى‏‌تواند نشان‏دهنده نارسایى اولیه تخمدان باشد. اگر با تکرار آزمون و مشاهده بالا بودن سطح FSHنارسایى تخمدان تأئید شود، باید بسرعت ارزیابى از نظر آنتى‌‏بادى‏‌هاى خودایمنى انجام شود. همچنین در صورت تشخیص نارسایى اولیه تخمدان بهتر است ارزیابى کروموزومى هم انجام شود. به سؤال ۱۹ هم مراجعه کنید. بر اساس بکمن گزینه الف هم مى‏‌تواند درست باشد، اما بر اساس دنفورث ارزیابى کروموزومى در سن کمتر از ۳۰ سال انجام مى‌‏شود. (گزینه د)

۱۳۵. خانم ۲۵ ساله با آمنوره ثانویه مراجعه کرده است. در آزمایشات FSH=50 و LH=35 که هر دو بالاتر از حد طبیعى است و سطح سرمى استروژن کاهش دارد. یافته با کدام بیمارى زیر تطابق دارد؟ (دستیارى اردیبهشت ۱۴۰۱)

الف) آدنوم ترشح کننده پرولاکتین

ب) نارسایى خودایمنى تخمدان

ج) سندرم آشرمن

د) آنورکسیا نرووزا

ارزیابى‏هاى آزمایشگاهى براى بررسى آمنوره شامل موارد زیر مى‏‌شوند:

۱ـ آزمون حاملگى؛

۲ـ اندازه‏گیرى سطح TSH؛

۳ـ اندازه‏گیرى سطح پرولاکتین؛

۴ـ اندازه‏گیرى سطح FSH.

سطح TSH بررسى مى‌‏شود تا هیپوتیروئیدیسم تحت‏بالینى رد شود. در خانمى که کمتر از ۴۰ سال سن دارد، بالا بودن سطح FSH مى‏‌تواند نشان‏دهنده نارسایى اولیه تخمدان باشد. اگر با تکرار آزمون و مشاهده بالا بودن سطح FSHنارسایى تخمدان تأئید شود، باید بسرعت ارزیابى از نظر آنتى‌‏بادى‏‌هاى خودایمنى انجام شود. همچنین در صورت تشخیص نارسایى اولیه تخمدان بهتر است ارزیابى کروموزومى هم انجام شود. همچنین هیپرپرولاکتینمى ناشى از برخى از آدنوم‏هاى هیپوفیز (یا دیگر اختلالات طبى) مى‏‌تواند گالاکتوره و آمنوره ایجاد کند. در حدود ۸۰% از تمامى تومورهاى هیپوفیز پرولاکتین ترشح مى‏‌کنند و گالاکتوره بوجود مى‌‏آورند. این بیماران به کمک کابرگولین یا بروموکریپتین (آگونیست دوپامین) درمان مى‏‌شوند. در ۵% از بیماران مبتلا به هیپرپرولاکتینمى و گالاکتوره علت زمینه‏اى هیپوتیروئیدیسم است. (گزینه ب)

۱۳۶. خانم ۳۲ ساله G5P2L2Ab3 که از یک سال پیش قاعدگى وى قطع شده، مراجعه نموده است. در آزمایشات FSH و LHنرمال و آزمایش باردارى منفى است. بیمار پس از تجویز و قطع پروژسترون خونریزى نداشته است. بهترین اقدام تشخیصى چیست؟ (دستیارى اردیبهشت ۱۴۰۱)

الف) بررسى کاریوتایپ

ب) انجام هیستروسالپنگوگرافى

ج) اندازه‏گیرى LH

د) سى‏تى اسکن شکم و لگن

از آزمون تحریک با پروژسترون بطور شایع براى تعیین کفایت استروژن، وضعیت مناسب اندومتر و باز بودن مجراى خروجى دستگاه تناسلى استفاده مى‌‏شود. انتظار مى‏‌رود که یک هفته بعد از تجویز مدروکسى پروژسترون استات خوراکى یا پروژسترون میکرونیزه براى ۱۰ تا ۱۰ روز، خونریزى Withdrawal ایجاد شود.

۱ـ ایجاد خونریزى نشان مى‏‌دهد که استروژن بر روى اندومتر اثر خود را گذاشته است و این به این معنى است که بیمار یا تخمک‏گذارى نمى‌‏کند و یا دچار الیگواوولاسیون است (و آمنوره او در نتیجه اختلال تخمک‏گذارى ایجاد شده است).

۲ـ اگر خونریزى روى ندهد، یکى از موارد زیر مطرح مى‌‏شود:

ـ هیپواستروژنى؛

ـ اختلالات آناتومیک مانند سندرم آشرمن؛

ـ انسداد خروجى دستگاه تناسلى.

بیمار دچار آمنوره است و آزمون تحریک با پروژسترون منفى است، یعنى یا بیمار دچار اختلال گناد است و اصلاً استروژن ترشح نمى‌‏کند (که با توجه به طبیعى بودن FSH و LH این فرض رد مى‌‏شود) و یا دچار اختلال آناتومیک دستگاه تناسلى است که در این حالت هیستروسالپنگوگرافى مى‏‌تواند به تشخیص کمک کند. (گزینه ب)

۱۳۷. مهم‏ترین آزمایشات درخواستى براى خانمى با آمنوره ثانویه کدام است؟ (پیش‏‌کارورزى اسفند ۱۴۰۱)

الف) FBS، TSH و CBC

ب) TSH، hCG و پرولاکتین

ج) FBS، CBC و hCG

د) FT4، TSH و پرولاکتین

ارزیابى‏هاى آزمایشگاهى براى بررسى آمنوره شامل موارد زیر مى‏‌شوند:

۱ـ آزمون حاملگى؛

۲ـ اندازه‏گیرى سطح TSH؛

۳ـ اندازه‏گیرى سطح پرولاکتین؛

۴ـ اندازه‏گیرى سطح FSH. (گزینه ب)

۱۳۸. خانم ۳۰ ساله Ab3 G3 با شکایت آمنوره مراجعه کرده است. در آزمایشات به عمل آمده، سطح LH، TSH، FSH و پرولاکتین نرمال و بتا-hCG منفى گزارش شده است. پس از تجویز استروژن و پروژسترون، خونریزى واژینال رخ نداده است. مناسب‏ترین اقدام کدام است؟ (دستیارى اردیبهشت ۱۴۰۲)

الف) Laparoscopyب) Karyotyping

ج) Hysteroscopyد) Endometrial Biopsy

بیمار دچار آمنوره است و آزمون تحریک با پروژسترون منفى است، یعنى یا بیمار دچار اختلال گناد است و اصلاً استروژن ترشح نمى‌‏کند (که با توجه به طبیعى بودن FSH و LH این فرض رد مى‌‏شود) و یا دچار اختلال آناتومیک دستگاه تناسلى است که در این حالت سندرم آشرمن مى‏‌تواند تشخیص مورد نظر باشد. (گزینه ج)

۱۳۹. خانمى ۳۸ ساله به مدت ۴ سال از OCP براى پیشگیرى از باردارى استفاده کرده است. اخیرا دچار آمنوره شده است. اولین اقدام کدام است؟ (دستیارى اردیبهشت ۱۴۰۲)

الف) کورتاژ و بررسى هیستوپاتولوژى اندومتر

ب) اندازه‏گیرى سطح پرولاکتین

ج) اضافه نمودن مدروکسى پروژسترون

د) انجام تست باردارى (بتا-hCG)

ارزیابى‏هاى آزمایشگاهى براى بررسى آمنوره شامل موارد زیر مى‏‌شوند:

۱ـ آزمون حاملگى؛

۲ـ اندازه‏گیرى سطح TSH؛

۳ـ اندازه‏گیرى سطح پرولاکتین؛

۴ـ اندازه‏گیرى سطح FSH.

سطح TSH بررسى مى‌‏شود تا هیپوتیروئیدیسم تحت‏بالینى رد شود. در خانمى که کمتر از ۴۰ سال سن دارد، بالا بودن سطح FSH مى‏‌تواند نشان‏دهنده نارسایى اولیه تخمدان باشد. اگر با تکرار آزمون و مشاهده بالا بودن سطح FSHنارسایى تخمدان تأئید شود، باید بسرعت ارزیابى از نظر آنتى‌‏بادى‏‌هاى خودایمنى انجام شود. همچنین در صورت تشخیص نارسایى اولیه تخمدان بهتر است ارزیابى کروموزومى هم انجام شود. (گزینه د)

۱۴۰. خانمى ۳۱ ساله با سابقه یک بار زایمان طبیعى و یک بار کورتاژ با آمنوره مراجعه کرده است. بتا-hCG منفى است. سطح LH، FSH،PRL و TSH نرمال است. محتمل‏ترین تشخیص چیست؟ (پیش‏‌کارورزى شهریور ۱۴۰۲)

الف) آمنوره هیپوتالاموسى

ب) آدنوم مترشحه پرولاکتین

ج) نارسایى تخمدان

د) سندرم آشرمن

تشخیص سندرم آشرمن است. ایجاد اسکار در حفره رحم (سندرم آشرمن) شایع‏ترین علت آناتومیک آمنوره ثانویه است. در زنانى که براى بقایاى محصولات حاملگى D&Cمى‏‌شوند (بویژه اگر عفونت هم وجود داشته باشد)، خطر ایجاد اسکار اندومتر وجود دارد. اسکار خفیف را مى‌‏توان با کمک هیستروسکوپى و D&C برطرف کرد، اما اسکار شدید اغلب مقاوم به درمان است. در این حالت باید بعد از درمان جراحى درمان با استروژن را آغاز کرد تا رژنراسیون اندومتر در نواحى تخریب شده صورت گیرد. گاه لازم مى‌‏شود تا براى جلوگیرى از عود چسبندگى‏ها بالون یا دستگاه داخل رحمى کار گذاشته شود تا دیواره‏‌هاى رحم از هم جدا بمانند. (گزینه د)

۱۴۱. طى سونوگرافى واژینال براى یک خانم ۴۸ ساله که بدلیل AUB انجام شده است، ضخامت آندومتر ۱۰ میلى‏متر گزارش مى‌‏شود. براى بیمار سالین انفوزیون سونوگرافى انجام و مجددا ضخامت به صورت غیر قرینه و ۱۰ میلى‏متر گزارش مى‌‏شود. اقدام صحیح کدام مى‌‏باشد؟ (دستیارى مرداد ۹۹)

الف) بیوپسى سرپاپى

ب) درمان دوره‏اى با پروژسترون

ج) بسترى و کورتاژ

د) هیستروسکوپى

سونوگرافى ترانس‏واژینال اولین روش تصویربردارى رحمى براى ارزیابى AUB است. اگر این روش در حد کفایت نباشد، یا ارزیابى بیشتر حفره رحم اندیکاسیون داشته باشد (مورد همین تست)، توصیه به انجام سونوهیستروگرافى یا هیستروسکوپى مى‌‏شود. (گزینه د)

۱۴۲. خانم ۶۰ ساله با خونریزى واژینال مراجعه کرده است. در سونوگرافى ضخامت اندومتر ۶ mm گزارش شده است. اقدام مناسب چیست؟ (پیش‏‌کارورزى شهریور ۱۴۰۰)

الف) تکرار سونوگرافى یکماه بعد

ب) بیوپسى آندومتر

ج) درمان با پروژسترون

د) هیسترکتومى

سونوگرافى ترانس‏واژینال اولین روش تصویربردارى رحمى براى ارزیابى AUB است. اگر این روش در حد کفایت نباشد، یا ارزیابى بیشتر حفره رحم اندیکاسیون داشته باشد، توصیه به انجام سونوهیستروگرافى یا هیستروسکوپى مى‌‏شود. شایع‏ترین اندیکاسیون براى نمونه‏بردارى از اندومتر، خونریزى غیر طبیعى است. در زنان پره‏منوپوز، بعد از رد کردن حاملگى، مى‌‏توان نمونه‏اى کافى با درد نسبتا کم تهیه کرد. ارزیابى بیشتر بستگى به نتایج بیوپسى دارد. اگر امکان نمونه‏بردارى سرپایى فراهم نباشد (به عنوان مثال در بیمار مبتلا به تنگى سرویکس)، مى‌‏توان اقدام به D&C و هیستروسکوپى و نمونه‏بردارى مستقیم اندومتر کرد. در بیمارانى که نتایج نمونه‏بردارى اندومتر طبیعى دارند، اما خونریزى آن‏ها عود مى‌‏کند، باید به فکر ارزیابى مکرر اندومتر بود. (گزینه ب)

۱۴۳. خانمى مدت‏ها است که دچار خونریزى‏هاى غیر طبیعى رحمى (AUB) مى‌‏باشد. بررسى‏هاى فعلى از نظر بدخیمى منفى است. کدام درمان زیر ممنوعیت دارد؟ (دستیارى اردیبهشت ۱۴۰۱)

الف) IUD لوونورژسترول

ب) استروژن طولانى مدت

ج) پروژسترون سیکلیک

د) قرص جلوگیرى از باردارى

درمان طبى مؤثر (دراز مدت) AUB شامل استفاده از IUDلوونورژسترل، کنتراسپتیوهاى خوراکى، پروژستین خوراکى یا داخل عضلانى، ترانکسامیک اسید و NSAIDs مى‌‏شود. اگر بیمار استروژن کنژوگه داخل وریدى دریافت کرده باشد باید پروژستین به درمان اضافه شود یا درمان با کنتراسپتیوهاى خوراکى ادامه یابد. نباید از استروژن بدون همراهى با اثر مقابله کننده پروژسترون براى درمان AUBاستفاده کرد. اگر خونریزى رحمى براى مدتى طولانى ادامه یابد و به درمان‏هاى طبى پاسخ ندهد، اغلب براى درمان از روش‏هایى نظیر D&C، آمبولیزاسیون شریان رحمى، Ablation (تخریب) اندومتر یا هیسترکتومى استفاده مى‌‏شود. تنها زمانى باید به فکر استفاده از Ablation اندومتر بود که دیگر درمان‏ها بى‏اثر یا کنترا‌اندیکه باشند؛ همچنین تنها زمانى باید از این درمان استفاده کرد که بیمار دیگر نخواهد حامله شود و بطور قطع کانسر اندومتر به عنوان علت AUB حاد رد شده باشد. (گزینه ب)

۱۴۴. در خانم ۵۵ ساله نولى‏پار و منوپوز با شکایت خونریزى واژینال که معاینه رحم و سرویکس نرمال و در سونوگرافى واژینال ضخامت اندومتر ۳ میلى‏متر است، توصیه مناسب چیست؟ (پیش‏‌کارورزى شهریور ۱۴۰۱)

الف) نمونه‏بردارى اندومتر

ب) اندازه‏گیرى TSH

ج) تجویز پروژسترون

د) هیسترکتومى

از سونوگرافى ترانس‏واژینال (با یا بدون وارد کردن مایع به عنوان ماده حاجب) مى‌‏توان به عنوان نوعى روش کمکى براى ارزیابى هیپرپلازى اندومتر و نیز پولیپ، لیومیوم و اختلالات ساختمانى رحم استفاده کرد. موارد زیر اندیکاسیون‏هاى ارزیابى بیشتر (نمونه‏بردارى از طریق سونوهیستروگرافى یا هیستروسکوپى و یا بیوپسى اندومتر) هستند:

ـ ضخامت اندومتر بیش از ۴ میلى‏متر در بیمار یائسه؛

ـ وجود توده پولیپوئید؛

ـ تجمع مایع.

اگر ضخامت اندومتر ۴ میلى‏متر یا کمتر باشد، احتمال وجود کانسر اندومتر در حدود ۱% است. البته ارزش اندازه‏گیرى ضخامت اندومتر در زن پره‏منوپوز کمتر است، چرا که در روزهاى مختلف سیکل قاعدگى این ضخامت تغییر مى‌‏کند.

جمع‏بندى کنیم: بر اساس بکمن در بیمارى که دچار خونریزى غیر طبیعى رحمى است، اول باید علل ارگانیک (مانند کانسر و هیپرپلازى و پولیپ) رد شوند و براى این کار اول سونوگرافى ترانس‏واژینال انجام مى‌‏شود و بعد در صورت لزوم سونوگرافى با سالین انجام مى‌‏شود. بعد از این دو کار اگر شک به علت ارگانیک باشد (یعنى ضخامت اندومتر زیاد باشد)، باید برویم سراغ بیوپسى اندومتر. در بکمن ضخامت اندومتر بیش از ۴ میلى‏متر در زن یائسه غیر طبیعى است، اما بر اساس دنفورث اگر ضخامت تک لایه اندومتر (در سونوگرافى ترانس‏واژینال) بیش از ۵ میلى‏متر باشد غیر طبیعى است و باید سونوگرافى با سالین انجام شود و اگر در این روش ضخامت تک لایه اندومتر بیش از ۳ میلى‏متر باشد غیر طبیعى است و باید بیوپسى انجام شود. در این تست ضخامت اندومتر بیمار زیاد است و هیپرپلازى اندومتر مطرح مى‌‏شود و باید بیوپسى انجام شود. یادتان باشد بر اساس بکمن بعد از رد علل ارگانیک، علل دیس‏فونکسیونل (عدم تعادل هورمونى یا همان عدم تخمک‏گذارى) مطرح مى‌‏شود و مى‌‏شود درمان هورمونى انجام داد. (گزینه الف)

۱۴۵. خانمى ۳۵ ساله با شکایت خونریزى مداوم، از یک ماه قبل مراجعه کرده است. بیمار سابقه پریودهاى نامرتب، هر دو تا سه ماه یک بار، و نازایى ۱۰ ساله را ذکر مى‌‏کند. در معاینه با اسپکولوم، خونریزى یک پلاس دارد و سایر یافته‏ها طبیعى است. مناسب‏ترین اقدام بعدى چیست؟ (دستیارى اردیبهشت ۱۴۰۲)

الف) ام‏آرآى رحم و تخمدان‏ها و پارامترها

ب) آزمایشات باردارى، CBC و TSH

ج) نمونه‏بردارى اندومتر و سرویکس

د) انجام پاپ اسمیر و آزمایش HPV

وقتى تشخیص AUB داده مى‌‏شود که خونریزى واژینال منظم نباشد، قابل پیش‏بینى نباشد و با علایم و نشانه‏‌هاى پیش از قاعدگى (مربوط به سیکل‏هاى همراه با تخمک‏گذارى) همراهى نداشته باشد (پُرى پستان‏ها، نفخ شکم، تغییرات خلق، ادم، افزایش وزن و کرامپ‏هاى رحمى). پیش از آن که بتوان تشخیص خونریزى رحمى ناشى از عدم تخمک‏گذارى را مطرح کرد، باید علل آناتومیک از جمله نئوپلاسم را رد کرد. در زنانى که در سنین بارورى بسر مى‏برند، باید عوارض حاملگى به عنوان علتى براى خونریزى نامنظم رحمى رد شوند. (گزینه ب)

۱۴۶. خانم ۲۶ ساله چاق جهت درمان نازایى اولیه مراجعه کرده است. در معاینه هیرسوتیسم به همراه آکنه دارد. آزمایش اسپرم همسر ایشان طبیعى و در هیستروسالپینگوگرافى لوله‏‌هاى رحمى باز است. درمان اولیه چیست؟ (دستیارى مرداد ۹۹)

الف) کوتر تخمدان‏ها

ب) تجویز گنادوتروپین

ج) انجام IVF

د) تجویز کلومیفن

با توجه به چاقى و تظاهرات هیپرآندروژنیسم (آکنه + هیرسوتیسم) و طبیعى بودن لوله‏‌هاى رحمى، تشخیص مطرح PCOS (سندرم تخمدان پلى‏کیستیک) است. براى تحریک تخمک‏گذارى و درمان PCOS مى‌‏توان از کلومیفن استفاده کرد. شایع‏ترین درمان براى PCOS تجویز کنتراسپتیوهاى خوراکى ترکیبى است که سبب سرکوب تولید LH توسط هیپوفیز مى‌‏شود و در نتیجه تولید آندروستندیون و تستوسترون کاهش مى‌یابد. با این درمان آکنه از بین مى‏‌رود و از رشد موهاى جدید جلوگیرى مى‌‏شود و تحریک آندروژنى موهاى موجود کاهش مى‌یابد. همچنین با این درمان از تأثیر استروژن بدون وجود پروژسترون ممانعت به عمل مى‌‏آید و در نتیجه اندومتر دچار هیپرپلازى نمى‌‏شود و در سیکل‏هاى قاعدگى خونریزى بصورت قابل پیش‏بینى روى مى‏‌دهد. اما اگر زن مبتلا به PCOS تمایل به باردارى داشته باشد (مورد همین تست)، درمان با کنتراسپتیوهاى خوراکى انتخاب خوبى نیست. در این حالت اگر بیمار چاق باشد، باید او را تشویق کرد که براى کاهش وزن از رژیم غذایى استفاده کند. با کاهش وزن به تنهایى در بسیارى از زنان سیکل‏هاى تخمک‏گذارى منظم مى‏‌شوند و بیمار مى‏‌تواند باردار شود. در برخى از زنان نیاز به تحریک تخمک‏گذارى با کلومیفن است (که با کاهش وزن تسهیل مى‏گردد). اگر درمان با کلومیفن سیترات سبب باردارى نشود، دومین خط مداخله، استفاده از گنادوتروپین‏هاى اگزوژن یا جراحى لاپاروسکوپیک تخمدان است. استفاده از مهار کننده‏‌هاى آروماتاز نظیر لتروزول و آناستروزول به عنوان درمان اولیه و ثانویه براى تحریک تخمک‏گذارى در بیماران پیشنهاد شده است و ممکن است اثر آن‏ها قابل مقایسه با کلومیفن باشد. مى‌‏توان از داروهاى حساس کننده به انسولین (مت‏فرمین به تنهایى یا به همراه کلومیفن سیترات) براى کاهش مقاومت به انسولین، کنترل وزن و تسهیل تخمک‏گذارى استفاده کرد. (گزینه د)

۱۴۷. خانم ۲۴ ساله با سیکل‏هاى قاعدگى الیگومنوره، هیرسوتیسم و BMI=27 خواهان بارورى مى‌‏باشد. اولین توصیه چیست؟ (پیش‏‌کارورزى اسفند ۱۴۰۰)

الف) مدروکسى پروژسترون

ب) کلومیفن

ج) کاهش وزن

د) لتروزول

احتمالاً بیمار مبتلا به سندرم تخمدان پلى‏کیستیک است. تشخیص PCOS بر اساس وجود دو مورد از معیارهاى زیر داده مى‌‏شود:

۱ـ الیگواوولاسیون یا عدم تخمک‏گذارى که معمولاً با نامنظم بودن سیکل‏هاى قاعدگى مشخص مى‌‏شود؛

۲ـ شواهد بیوشیمیایى یا بالینى هیپرآندروژنیسم؛

۳ـ ظاهر پلى‏کیستیک تخمدان‏ها در سونوگرافى؛

۴ـ رد دیگر اختلالات اندوکرین که مى‌‏توانند شبیه به PCOS باشند (CAH، سندرم کوشینگ و هیپرپرولاکتینمى).

اگر زن مبتلا به PCOS تمایل به باردارى داشته باشد، درمان با کنتراسپتیوهاى خوراکى انتخاب خوبى نیست. در این حالت اگر بیمار چاق باشد، باید او را تشویق کرد که براى کاهش وزن از رژیم غذایى استفاده کند. با کاهش وزن به تنهایى در بسیارى از زنان سیکل‏هاى تخمک‏گذارى منظم مى‏‌شوند و بیمار مى‏‌تواند باردار شود. در برخى از زنان نیاز به تحریک تخمک‏گذارى با کلومیفن است (که با کاهش وزن تسهیل مى‏گردد). اگر درمان با کلومیفن سیترات سبب باردارى نشود، دومین خط مداخله، استفاده از گنادوتروپین‏هاى اگزوژن یا جراحى لاپاروسکوپیک تخمدان است. استفاده از مهار کننده‏‌هاى آروماتاز نظیر لتروزول و آناستروزول به عنوان درمان اولیه و ثانویه براى تحریک تخمک‏گذارى در بیماران پیشنهاد شده است و ممکن است اثر آن‏ها قابل مقایسه با کلومیفن باشد. مى‌‏توان از داروهاى حساس کننده به انسولین (مت‏فرمین به تنهایى یا به همراه کلومیفن سیترات) براى کاهش مقاومت به انسولین، کنترل وزن و تسهیل تخمک‏گذارى استفاده کرد. (گزینه ج)

۱۴۸. خانم ۲۵ ساله‏اى با شکایت هیرسوتیسم شدید و پیشرونده از ۳ ماه قبل مراجعه کرده است. در آزمایشات، تستوسترون بیش از ۲۰۰ نانوگرم در دسى‌‏لیتر گزارش شده است. بیمار سابقه مصرف داروى خاصى را ذکر نمى‌‏کند. قدم بعدى براى ارزیابى این بیمار کدام است؟ (دستیارى اردیبهشت ۱۴۰۱)

الف) بررسى سطح DHEAS

ب) MRI شکم و لگن

ج) MRI هیپوفیز

د) سى‏تى اسکن شکم و لگن

به الگوریتم ارزیابى هیرسوتیسم توجه کنید. (گزینه د)

۱۴۹. خانم ۵۲ ساله‏اى که سال گذشته تحت جراحى هیسترکتومى و خارج کردن تخمدان‏ها قرار گرفته است. اکنون با شکایت کمر درد مراجعه کرده است. بیمار، سابقه آرتریت روماتوئید از سال‏ها قبل دارد. مناسب‏ترین اقدام بعدى چیست؟ (دستیارى تیر ۱۴۰۰)

الف) تجویز آلندرونیت

ب) شروع استروژن درمانى

ج) اندازه‏گیرى سطح کلسیم و منیزیم

د) تراکم سنجى استخوان

براى پیشگیرى و درمان استئوپوروز مرتبط با یائسگى از روش‏هاى زیر استفاده مى‌‏شود:

۱ـ بر روى استئوبلاست‏هاى گیرنده‏‌هاى استروژن وجود دارند که نشان مى‏‌دهد استروژن نقشى مهم در تولید استخوان دارد. استروژن بر روى تکامل استخوان ترابکولر و کورتیکال مؤثر است (البته تأثیر بیشترى بر روى استخوان ترابکولر دارد). در زنان یائسه، دانسیته استخوان با سرعت ۱ تا ۲% در سال کاهش مى‌یابد (این مقدار قبل از یائسگى ۵/۰% است). درمان جایگزینى هورمونى بویژه اگر با تجویز مکمل کلسیم و انجام ورزش‏هاى تحمل کننده وزن (راه رفتن) همراه باشد، مى‏‌تواند سرعت از دست رفتن استخوان در زنان یائسه را کاهش بدهد.

۲ـ کلسیم مى‏‌تواند مانع از دست رفتن استخوان شود. زنانى که بیش از ۵۰ سال سن دارند، باید روزانه ۱۲۰۰ میلى‏‌گرم کلسیم دریافت کنند. درمان با کلسیم به همراه درمان با استروژن تأثیر بیشترى در مقایسه با تجویز کلسیم به تنهایى دارد. بعلاوه اگر تماس با نور خورشید کم باشد و دیگر منابع خوراکى ویتامین D محدود باشد، باید به فکر درمان مکمل با ویتامین D بود (IU600 در روز در سنین ۵۱ تا ۷۰ سال و IU800 در روز براى سن بالاتر از ۷۰ سال).

۳ـ مى‌‏توان از بیس‏فسفونات‏هاى متعددى از جمله آلندرونات، ایباندرونات و ریسدرونات براى درمان استئوپوروز مرتبط با یائسگى استفاده کرد. این داروها از طریق مهار فعالیت استئوکلاست‏ها جذب استخوان را مهار مى‏‌کنند.

۴ـ تعدیل کننده‏‌هاى اختصاصى گیرنده استروژن (SERMs) نوعى درمان غیر هورمونى براى استئوپوروز مرتبط با یائسگى هستند. رالوکسیفن در استخوان فعالیتى همانند آگونیست استروژن و در پستان فعالیت آنتاگونیستى استروژن دارد.

توجه داشته باشید که وضعیت بیمار این تست با توجه به اووفورکتومى انجام شده، شبیه به زن یائسه است. در ضمن بخاطر داشته باشید که در صورت وجود عوامل خطرساز زیر باید در زنان یائسه با سن کمتر از ۶۵ سال تراکم استخوان بررسى شود: ۱ـ سابقه شکستگى ناشى از شکننده بودن استخوان؛ ۲ـ وزن بدن کمتر از ۶/۵۷ کیلوگرم؛ ۳ـ وجود علل طبى براى کاهش تراکم استخوان (داروها یا بیمارى‏ها)؛ ۴ـ سابقه شکستگى هیپ در والدین؛ ۵ـ سیگارى بودن؛ ۶ـ الکلیسم؛ ۷ـ آرتریت روماتوئید. (گزینه د)

۱۵۰. در کدامیک از موارد زیر در یک خانم منوپوز، توصیه به انجام دانسیتومترى استخوان مى‌‏شود؟ (پیش‏‌کارورزى اسفند ۱۴۰۰)

الف) سابقه مصرف سیگار در جوانى

ب) الکلیسم

ج) آرتروز زانو

د) سن ۶۰ سال

به سؤال قبل مراجعه کنید. (گزینه ب)

۱۵۱. درمان ارجح براى خانم ۶۰ ساله منوپوز که اخیرا براى وى تشخیص استئوپوروز گذاشته شده است و از گرگرفتگى هم شاکى است، کدام است؟ (دستیارى اردیبهشت ۱۴۰۲)

الف) رزیدرونات

ب) استروژن و پروژسترون

ج) کلسیم و ویتامین D

د) رالوکسیفن

مى‌‏توان از بیس‏فسفونات‏هاى متعددى از جمله آلندرونات، ایباندرونات و ریسدرونات براى درمان استئوپوروز مرتبط با یائسگى استفاده کرد. این داروها از طریق مهار فعالیت استئوکلاست‏ها جذب استخوان را مهار مى‏‌کنند.

(گزینه الف)

۱۵۲. خانم ۴۰ ساله جهت مشاوره در مورد عواملى که در بروز سن یائسگى تأثیرگذار مى‏باشند، مراجعه نموده است. در این ارتباط، کدامیک از موارد زیر اثر گذار مى‌‏باشد؟ (پیش‏‌کارورزى اسفند ۱۴۰۲)

الف) نژاد

ب) روش زندگى

ج) سن منارک

د) تعداد باردارى‏ها

یائسگى نشان‏دهنده انتهاى دوره بارورى طبیعى یک زن است و متوسط سن یائسگى در آمریکا بین ۵۰ تا ۵۲ سال است؛ ۹۵% از زنان بین سنین ۴۴ و ۵۵ یائسه مى‏‌شوند. سن یائسگى تحت تأثیر سن منارک، تعداد تخمک‏گذارى‏ها یا حاملگى‏‌ها، شیردهى یا استفاده از OCP قرار نمى‌‏گیرد. ژنتیک و الگوى زندگى مى‌‏توانند بر روى سن یائسگى اثر داشته باشند. به عنوان مثال در زنان سیگارى و در زنانى که کمتر از مقدار لازم تغذیه شده‏اند، یائسگى زودتر روى مى‏‌دهد. (گزینه ب)

۱۵۳. خانم ۲۰ ساله که ۶ ماه است ازدواج کرده و کنتراسپشن در این مدت نداشته جهت درمان نازایى مراجعه کرده است. در شرح حال نکته پاتولوژیک وجود ندارد. همسر وى ۳۰ ساله و کارمند است. مناسب‏ترین توصیه کدام است؟ (دستیارى اسفند ۹۷)

الف) سونوگرافى سریال جهت بررسى اوولاسیون

ب) اندازه‏گیرى TSH, Prolactin, FSH خانم

ج) انجام اسپرموگرام مرد

د) مراجعه در صورت عدم باردارى بعد از شش ماه

نابارورى بصورت عدم ایجاد بارورى بعد از یکسال آمیزش جنسى بدون استفاده از روش‏هاى پیشگیرى از باردارى تعریف مى‌‏شود. (گزینه د)

۱۵۴. زوج نابارورى به کلینیک مراجعه کرده‌‏اند. در آنالیز مایع منى، ۳۰ درصد اسپرم متحرک گزارش شده است. در مورد نحوه و نیاز به نمونه‏‌گیرى مجدد توصیه مناسب کدام است؟ (پیش‏‌کارورزى شهریور ۱۴۰۰)

الف) نتیجه تست نرمال است و نیاز به تکرار مجدد نیست

ب) تکرار آزمایش ۱ هفته بعد

ج) آنالیز نمونه ۳-۲ ساعت پس از انزال

د) جمع آورى نمونه ۴ روز پس از خوددارى از آمیزش

از آن‏جا که نابارورى مردانه شایع است، انجام آنالیز منى در حین ارزیابى زوج نابارور اهمیت دارد. نمونه منى بعد از ۲ یا ۳ روز پرهیز از انزال تهیه مى‌‏شود. انزال مکرر مى‌‏توان از غلظت اسپرم بکاهد. باید مایع خارج شده را بطور کامل جمع‏آورى کرد، چرا که اولین بخش این مایع بیشترین تراکم اسپرم را دارد. باید در مدت ۱ ساعت از زمان انزال، نمونه ارزیابى شود. مقادیر طبیعى در آنالیز منى بشرح زیر هستند:

۱ـ حجم: بیش از ۵/۱ میلى‏لیتر؛

۲ـ غلظت اسپرم: بیش از ۱۵ میلیون در هر میلى‏لیتر؛

۳ـ تحرک: بیش از ۴۰%؛

۴ـ حرکت پیشرونده سریع: بیش از ۳۲%؛

۵ـ مرفولوژى طبیعى: بیش از ۴%.

طبیعى بودن آنالیز منى در بیش از ۹۰% موارد علت مردانه براى نابارورى را رد مى‌‏کند. اگر نتیجه آنالیز منى غیرطبیعى باشد، باید آزمون در مدت ۱ تا ۲ هفته تکرار شود و اگر اختلالات همچنان وجود داشته باشند، باید ارزیابى‏هاى بیشتر انجام شوند. (گزینه ب)

۱۵۵. خانم ۳۵ ساله با تشخیص سندرم تخمدان پلى‏کیستیک و نازایى اولیه ۵ ساله مراجعه نموده است. اولین اقدام مناسب چیست؟ (پیش‏‌کارورزى شهریور ۱۴۰۱)

الف) آنالیز اسپرم

ب) تجویز کلومیفن سیترات

ج) لاپاروسکوپى تشخیصى

د) هیستروسالپنگوگرافى

آزمایش منى روش اولیه براى ارزیابى شریک جنسى مذکر است. به سؤال قبل مراجعه کنید. (گزینه الف)

۱۵۶. تنها روش تشخیص آینده‏نگر (Prospective) وقوع تخمک‏گذارى کدامیک از موارد زیر است؟ (پیش‏‌کارورزى اسفند ۱۴۰۱)

الف) کیت ادرارى سنجش LH

ب) اندازه‏گیرى دماى پایه بدن (BBT)

ج) تغییر ترشحات سرویکس

د) اندازه‏گیرى سطح پروژسترون خونى

۲ آزمون زیر بطور غیر مستقیم تخمک‏گذارى را نشان مى‌‏دهند و مى‌‏توان به کمک آن‏ها زمان تخمک‏گذارى را مشخص کرد:

۱ـ اندازه‏گیرى دماى پایه بدن: در بیشتر سیکل‏هاى همراه با تخمک‏گذارى، اندازه‏گیرى دماى پایه بدن، نمودارى دو فازى را نشان مى‏‌دهد. براى اندازه‏گیرى دماى پایه بدن ترمومترهاى خاص موجود هستند. بعد از بیدار شدن از خواب در هنگام صبح بیمار باید دماى بدن خود را قبل از فعالیت بدنى اندازه‏گیرى کند. دماى بدن در هنگام قاعدگى کاهش مى‌یابد و بعد دو روز بعد از حداکثر ترشح LH(همزمان با افزایش پروژسترون) بالا مى‏‌رود. تخمک ۱ روز قبل از اولین بالا رفتن دماى بدن رها مى‌‏شود و دماى بدن تا ۱۴ روز بالا مى‌‏ماند.

۲ـ کیت LH ادرار: ۲۴ ساعت بعد از وجود شواهد ادرارى افزایش ترشح ناگهانى LH، تخمک‏گذارى روى مى‏‌دهد.

از جمله دیگر آزمون‏هاى تشخیصى براى ارزیابى تخمک‏گذارى مى‌‏توان به موارد زیر اشاره کرد:

۱ـ اندازه‏گیرى سطح پروژسترون سرم: اگر سطح پروژسترون سرم در وسط سیکل بالاتر از ng/mL3 باشد، تخمک‏گذارى اتفاق افتاده است. با این حال در سیکل طبیعى همراه با تخمک‏گذارى ممکن است سطح پروژسترون بین ۶ تا ۲۵ باشد.

۲ـ بیوپسى اندومتر در مرحله لوتئال: اگر اندومتر ترشحى مطابق با روز سیکل قاعدگى وجود داشته باشد، یعنى پروژسترون وجود دارد و وجود پروژسترون یعنى تخمک‏گذارى اتفاق افتاده است. این روش تشخیصى مهاجم است و با ارزیابى بافت‏شناسى اندومتر نمى‌‏توان با اطمینان زنان بارور و نابارور را از هم تشخیص داد و به همین دلیل دیگر از این روش براى ارزیابى تخمک‏گذارى استفاده نمى‌‏شود.

توجه داشته باشید که با استفاده از کیت ادرارى LHمى‌‏توان بصورت آینده‏نگرانه و به کمک افزایش دفع LH در ادرار، وجود و زمان تخمک‏گذارى را مشخص کرد. تخمک‏گذارى حدود ۲۴ ساعت بعد از افزایش ناگهانى LHدر ادرار روى مى‏‌دهد. (گزینه الف)

۱۵۷. خانمى ۲۷ ساله به علت نابارورى اولیه مراجعه کرده است. قاعدگى‏هاى ایشان بصورت سیکل‏هاى منظم مى‌‏باشد. آزمایش اسپرموگرام همسر ایشان طبیعى گزارش شده است. مناسب‏ترین اقدام تشخیصى کدام است؟ (دستیارى اردیبهشت ۱۴۰۲)

الف) بیوپسى اندومتریال

ب) بررسى پروژسترون سرم

ج) اندازه‏گیرى کورتیزول

د) هیستروسالپنگوگرافى

در ارزیابى اولیه نابارورى شایع‏ترین علل مردانه و زنانه نابارورى بررسى مى‌‏شود. باید توجه داشت که ممکن است در ایجاد نابارورى در یک زوج، بیش از یک عامل دخالت داشته باشد، به همین دلیل اغلب نیاز به ارزیابى کامل مى‌‏شود. در جدول آزمون‏هاى مربوط به ارزیابى زوج نابارور به ارزیابى اولیه و ارزیابى بیشتر عوامل مختلف مسبب باردارى توجه کنید.

بخاطر داشته باشید که ارزیابى آناتومى لگن بخشى از بررسى باردارى است. اختلالات رحم، لوله‏‌هاى فالوپ و پریتوان مى‌‏توانند سبب نابارورى شوند. چسبندگى‏هاى لگنى که بر روى لوله‏‌هاى فالوپ یا پریتوان اثر مى‏گذارند، از علل زیر ناشى مى‏‌شوند:

۱ـ عفونت‏هاى لگنى (بیمارى التهابى لگن، آپاندیسیت)؛

۲ـ اندومتریوز؛

۳ـ جراحى شکم یا لگن (بویژه جراحى روى لوله‏‌هاى فالوپ).

رویدادها یا تغییرات فوق مى‌‏توانند سبب ایجاد اسکار در لوله‏‌هاى فالوپ و انسداد آن‏ها شوند. به کمک هیستروسالپنگوگرافى مى‌‏توان ۷۰% از اختلالات آناتومیک مجراى ژنیتال را تشخیص داد. اگر در هیستروسالپنگوگرافى اختلالى مشاهده شود، مى‌‏توان با کمک هیستروسکوپى و لاپاروسکوپى ارزیابى بیشتر انجام داد و یا اقدام به درمان کرد. (گزینه د)

۱۵۸. در طى سیکل قاعدگى کدام هورمون موجب تغییر در درجه حرارت پایه بدن مى‌‏شود؟ (پیش‏‌کارورزى شهریور ۱۴۰۲)

الف) پروژسترون

ب) استروژن

ج) GnRH

د) LH و FSH

پروژسترون هورمونى است که سبب افزایش دماى بدن مى‌‏شود. بعد از تخمک‏گذارى به سبب اثر پروژسترون، هیپوتالاموس دماى بدن را ۵/۰ تا ۱ درجه سانتی‌گراد افزایش مى‏‌دهد. مى‏‌تواند با اندازه‏گیرى روزانه دماى بدن به وجود تخمک‏گذارى پى برد: روزانه و بعد از بیدار شدن از خواب و قبل از خارج شدن از تختخواب دماى بدن اندازه‏گیره‏گیرى شده، ثبت مى‌‏شود. ایجاد الگوى دو فازى دماى بدن و افزایش دماى پایه بدن به مقدار ۵/۰ تا ۱ درجه فارنهایت نشان‏دهنده تخمک‏گذارى است. (گزینه الف)

۱۵۹. دختر ۲۰ ساله‏اى با علایم PMS شدید همراه با افسردگى، احساس ضعف و خستگى مراجعه کرده است. درمان ارجح کدام است؟ (دستیارى اردیبهشت ۹۷)

الف) Sertraline

ب) Fluoxetine

ج) Venlafaxine

د) Paroxetine

درمان PMS بصورت زیر انجام مى‌‏شود:

۱ـ درمان غیر دارویى:

ـ رژیم غذایى: باید بیمار تشویق شود که بیشتر غذاهاى تازه (بجاى غذاهاى Processed) بخورد و میوه و سبزى بیشترى مصرف کند و مصرف شکرها و چربى‏هاى تصفیه شده را به حداقل برساند. همچنین کاهش مصرف نمک مى‏‌تواند نفخ را کم کند و با قطع مصرف الکل و کافئین مى‌‏توان از عصبى بودن و اضطراب کاست. مصرف مکمل کلسیم و منیزیوم بهبود قابل توجهى در علایم ایجاد مى‌‏کند.

ـ ورزش: از جمله تغییرات الگوى زندگى مى‏‌تواند بهبود قابل توجهى در علایم ایجاد کند مى‌‏توان به ورزش‏هاى آئروبیک اشاره کرد.

ـ سایر موارد: در مورد سایر روش‏هاى درمانى نظیر تجویز ویتامین E و D، شناخت درمانى و نور درمانى اطلاعات متناقضى وجود دارد.

۲ـ درمان دارویى:

ـ در آن دسته از بیماران مبتلا به PMS که دچار دیسمنوره، درد پستان و ادم پا هستند، NSAIDs مفید واقع مى‏‌شوند (اما دیگر جنبه‏‌هاى PMS را برطرف نمى‏‌کنند).

ـ از آن‏جا که علایم بیمارى با سیکل‏هاى همراه با تخمک‏گذارى مرتبط هستند، در برخى از بیماران مبتلا به PMS مهار تخمک‏گذارى مى‏‌تواند مفید باشد و براى این منظور مى‌‏توان از کنتراسپتیوهاى خوراکى استفاده کرد. OCPهاى اولین روش درمانى براى بیمارانى هستند که مى‏‌خواهند پیشگیرى هم داشته باشند. در برخى از بیماران با مصرف این داروها علایم تشدید مى‏‌شوند.

ـ درمان طبى در بیماران مبتلا به PMDD (اختلال دیسفوریک قبل از قاعدگى) با بیماران مبتلا به PMS فرق مى‌‏کند و در این بیماران SSRIs (مانند فلوئوکستین) استاندارد طلایى درمان هستند.

ـ دانازول و آگونیست‏هاى GnRH ممکن است مفید واقع شوند، اما عوارض زیادى دارند. (گزینه ب)

۱۶۰. خانم ۲۵ ساله با سابقه ۲ ماه تاخیر قاعدگى، لکه بینى از یک هفته قبل و تهوع و استفراغ شدید مراجعه نموده است. تیتراژ ßHCG=100,000 mIu/mL و در سونوگرافى نماى Snow Stormگزارش شده است. اقدام درمانى مناسب کدام است؟ (دستیارى اردیبهشت ۹۴)

الف) ساکشن کورتاژ

ب) هیستروتومى

ج) هیسترکتومى

د) کموتراپى

بیمار مبتلا به مول هیداتى‏فرم است. بیماران مبتلا به مول هیداتى‏فرم کامل بطور شایع با دفع خودبخود پرزهاى هیدروپیک (که براى حاملگى مولار پاتوگنومونیک هستند)، مراجعه مى‏‌کنند. به سؤال ۲ هم مراجعه کنید. در بیشتر حاملگى‏‌هاى مولار، درمان قطعى با تخلیه سریع محتویات رحم انجام مى‌‏شود. تخلیه رحم اغلب با دیلاسیون سرویکس و ساکشن کورتاژ صورت مى‌‏گیرد. هرچقدر رحم بزرگ‏تر باشد، خطر ایجاد عوارضى نظیر آمبولى ریوى تروفوبلاستى، تجمع مایعات و آنمى بیشتر خواهد بود. معمولاً به سبب افزایش خطر خونریزى و دیگر عوارض انجام هیسترکتومى یا تحریک زایمان با پروستاگلاندین‏ها توصیه نمى‌‏شود. البته در بیمارانى که تمایلى به بچه‏دار شدن ندارند و یا در صورت وجود اندیکاسیون دیگرى براى هیسترکتومى، مى‌‏توان اقدام به هیسترکتومى به همراه حفظ تخمدان‏ها کرد. (گزینه الف)

۱۶۱. خانم ۲۵ ساله جهت درمان حاملگى مولار، تحت کورتاژ تخلیه‏اى قرار گرفته است. کدام روش جلوگیرى از حاملگى را براى وى تجویز مى‏‌کنید؟ (پیش‏‌کارورزى شهریور ۹۵)

الف) کاندوم

ب) IUD

ج) آمپول پروژسترون

د) قرص ضد باردارى خوراکى

در سال اول درمان مول هیداتى‏فرم بیمار باید از روش کنتراسپتیو قابل اعتماد براى جلوگیرى از حاملگى داخل رحمى استفاده کند. مطالعات مختلف بى‏خطر بودن استفاده از کنتراسپتیوهاى خوراکى بعد از حاملگى مولار را نشان داده‏اند. (گزینه د)

۱۶۲. خانم ۴۸ ساله با تنگى نفس شدید به اورژانس آورده شده است. در بررسى CXR او ضایعات مدور با حاشیه منظم و گرد مشاهده مى‌‏شود. تیراژ ßhCGبیمار ۱۵۰۰,۰۰۰ مى‌‏باشد. قدم بعدى کدام است؟ (دستیارى اردیبهشت ۹۷)

الف) کموتراپى جهت درمان آدنوکارسینوم متاستاتیک ریه حاوى سیس پلاتین

ب) بیوپسى اورژانسى از ضایعات ریه و سپس تصمیم‏گیرى

ج) انجام CT اسکن ریه و CT اسکن مغز و کموتراپى ترکیبى EMA-CO

د) با توجه به شدت درگیرى درمان تسکینى شروع شود

احتمالاً بیمار دچار نئوپلاسم تروفوبلاستى باردارى بدخیم به همراه متاستاز شده است. به بتا hCG بالا توجه کنید. FIGOنوعى سیستم نمره‏بندى براى GTN دارد. اگر نمره FIGO 7 یا بیشتر باشد، GTN پرخطر به شمار مى‌‏آید و نیاز به شیمى‏‌درمانى چند دارویى دارد. موفق‏ترین رژیم ترکیبى شیمى‏‌درمانى EMACO (اتوپوزاید، متوترکسات، اکتینومایسین D، سیکلوفسفامید و وین‏کریستین یا انکووین) است. گاه در بیمارانى که دچار متاستاز مغز یا کبد هستند، رادیوتراپى Adjunctive انجام مى‌‏شود. ممکن است جراحى براى کنترل خونریزى، برداشتن تومور مقاوم به شیمى‏‌درمانى و درمان دیگر عوارض براى پایدار کردن وضعیت بیماران پرخطر در حین شیمى‏‌درمانى شدید لازم شود. (گزینه ج)

۱۶۳. خانم G1mol1 که حدود ۳ ماه قبل به دلیل حاملگى مولار تحت ساکشن کورتاژ و تخلیه مول قرار گرفته، جهت پیگیرى ماهانه مراجعه کرده است. بیمار عنوان مى‌‏کند که میزان BHCGطى ۳ هفته متوالى منفى بوده است و در حال حاضر BHCG به ۶۵۰۰ رسیده است. اولین اقدام در بیمار فوق کدام است؟ (پیش‏‌کارورزى شهریور ۹۸)

الف) درخواست CXR

ب) تکرار BHCG یک هفته بعد

ج) شروع شیمى درمانى

د) انجام سونوگرافى رحم، تخمدان و ضمائم

باید سطح hCG بطور کمى در مدت ۴۸ ساعت از زمان تخلیه مول، هر ۲-۱ هفته تا زمانى که بالا است و بعد هر ۲-۱ ماه اندازه‏گیرى شود. اگر سطح hCG افزایش پیدا کند یا ثابت بماند، وجود بیمارى پایدار مطرح مى‌‏شود و بعد از رد حاملگى جدید باید درمان بیشترى انجام شود. (گزینه د)

۱۶۴. خانمى ۳۴ ساله با سن باردارى ۱۰ هفته با گزارش حاملگى مولار و کیست‏هاى تکالوتئین در تخمدان‏ها در سونوگرافى مراجعه کرده است. پس از کورتاژ مول، براى درمان این بیمار چه اقدامى انجام مى‏دهید؟ (پیش‏‌کارورزى اسفند ۱۴۰۱)

الف) تجویز OCP پس از کورتاژ

ب) تجویز پروژسترون پس از کورتاژ

ج) جراحى کیست‏ها حین کورتاژ

د) تحت‏نظر گرفتن بیمار

کیست‏هاى تکا لوتئینى در اثر تحریک فولیکل‏ها توسط سطح بالاى hCG ایجاد مى‏‌شوند و سبب مى‏‌شوند تخمدان‏ها بصورت دو طرفه و مولتى‏کیستیک بزرگ شوند. کیست‏هاى تکا لوتئینى در مدت چند ماه از تخلیه مول پسرفت مى‏‌کنند و بنابراین نیاز به برداشتن آن‏ها به کمک جراحى نیست. (گزینه د)

۱۶۵. خانمى ۳۲ ساله، G1 با تشخیص حاملگى مولار، تحت ساکشن کورتاژ قرار گرفته است. موقع ترخیص از بیمارستان، اقدام مناسب کدام است؟ (دستیارى اردیبهشت ۱۴۰۲)

الف) تجویز قرض ضد باردارى و اندازه‏گیرى بتا-hCG هر هفته

ب) نیاز به اقدام خاصى نیست، در صورت تداوم خونریزى مراجعه نماید.

ج) اندازه‏گیرى تیراژ بتا-hCG و انجام معاینه فیزیکى یک ماه بعد.

د) پیشگیرى از باردارى تا ۳ ماه کافى خواهد بود.

بعد از تخلیه حاملگى مولار، به سبب احتمال عود بیمارى، باید براى ۶ تا ۱۲ ماه مونیتورینگ دقیق انجام شود. در کل بعد از تخلیه حاملگى مولار باید اقدامات زیر انجام شوند:

۱ـ تجویز ایمونوگلوبولین Rh براى بیماران Rh منفى؛

۲ـ پیگیرى:

ـ انجام معاینه بالینى دوره‏اى براى ارزیابى از نظر متاستاز واژن و پسرفت مناسب ساختمان‏هاى لگنى؛

ـ اندازه‏گیرى سطح hCG: باید سطح hCG بطور کمى در مدت ۴۸ ساعت از زمان تخلیه مول، هر ۲-۱ هفته تا زمانى که بالا است و بعد هر ۲-۱ ماه اندازه‏گیرى شود. اگر سطح hCG افزایش پیدا کند یا ثابت بماند، وجود بیمارى پایدار مطرح مى‌‏شود و بعد از رد حاملگى جدید باید درمان بیشترى انجام شود.

۳ـ استفاده از روش کنتراسپتیو: در سال اول بیمار باید از روش کنتراسپتیو قابل اعتماد براى جلوگیرى از حاملگى داخل رحمى استفاده کند. مطالعات مختلف بى‏خطر بودن استفاده از کنتراسپتیوهاى خوراکى بعد از حاملگى مولار را نشان داده‏اند. قطعا فایده‏‌هاى این روش بیشتر از مضرات آن است. (گزینه الف)

۱۶۶. در معاینه خانم ۲۵ ساله‏اى با سابقه یک زایمان بدون مشکل، کیست کوچکى در دیواره پروگزیمال لترال راست واژن رویت مى‌‏شود. باقى مانده کدام مجرا مى‏‌تواند باشد؟ (دستیارى تیر ۱۴۰۰)

الف) ولف

ب) مولرین

ج) پارامزونفریک

د) مزواواریوم

کیست مجراى گارتنر از بقایاى سیستم ولفین یا مزونفریک منشأ مى‌‏گیرد که در امتداد سطح قدامى خارجى کانال واژینال طى مسیر مى‌‏کند. این ساختمان‏هاى کیستیک معمولاً کوچک و بدون علامت هستند؛ اما گاه بزرگ و علامت‏دار مى‏‌شوند و لازم مى‌‏شود برداشته شوند. (گزینه الف)

۱۶۷. خانم ۴۸ ساله با خارش شدید وولو از ۵ ماه قبل مراجعه کرده است. خارش به درمان‏هاى معمول پاسخ نداده است. در معاینه ضایعه اریتماتو و برجسته Keyhole در ناحیه پرى آنال رویت مى‌‏شود. بهترین راه تشخیص چیست؟ (دستیارى تیر ۱۴۰۰)

الف) ارزیابى سیتولوژیک ولو

ب) کولپوسکوپى ولو

ج) پانچ بیوپسى

د) تست HPV

تشخیص لیکن اسکلروز است. علت لیکن اسکلروز ناشناخته است، اما احتمالاً نوعى ارتباط خانوادگى در ایجاد بیمارى دخالت دارد و در ضمن بیمارى با اختلالات سیستم ایمنى از جمله بیمارى‏هاى تیروئید هم ارتباط دارد. در بیشتر بیماران خارش مزمن وولو وجود دارد و بطور تى‏پیک وولو بطور منتشر گرفتار مى‌‏شود و مناطقى با اپى‏تلیوم بسیار نازک و سفید (اپى‏تلیوم پوست پیازى) دیده مى‌‏شود. اپى‏تلیوم شبیه به کاغذ سیگار است. ضایعه مى‏‌تواند گسترش پیدا کند و اپى‏تلیوم سفید و آتروفیک با شکلى شبیه به عدد ۸ یا سوراخ کلید ناحیه پرینه را هم گرفتار کند. در موارد شدید بسیارى از شاخص‏هاى آناتومیک سطحى از بین مى‌‏روند (محو شدن لبیاها و ساختارهاى اطراف کلیتوریس و گاه چسبیدن لبیها و تنگى شدید سوراخ واژن). براى تأئید تشخیص اغلب نیاز به بررسى بافت‏شناسى است. مشخصه بافت‏شناسى الگوى لیکنوئید شامل وجود نوارى از سلول‏هاى التهابى مزمن (عمدتا لنفوسیت‏ها) در بخش فوقانى درم به همراه منطقه‏اى حاوى ماده‏اى کلاژنى و یکدست صورتى در زیر اپى‏درم (در نتیجه مرگ سلول‏ها) است. Rete Pegها مسطح شده‏اند و درم نمایى هیالینیزه یا شیشه مانند دارد. هموژن شدن یا اسکلروز درم پاتوگنومونیک است. در ۲۷ تا ۳۵% از بیماران نواحى آکانتوز هم دیده مى‌‏شود که با هیپرکراتوز (یعنى افزایش تعداد سلول‏هاى اپى‏تلیال) مشخص مى‌‏شود. (گزینه ج)

۱۶۸. خانم ۲۸ ساله جهت معاینه زنان مراجعه نموده است. در دیواره واژن، کیستى مشاهده شده که ناشى از عدم دژنراسیون مجارى مزونفریک مى‌‏باشد. تشخیص صحیح کیست کدام است؟ (پیش‏‌کارورزى شهریور ۱۴۰۱)

الف) نوبوتین

ب) گارتنر

ج) پارااوارین

د) بارتولن

کیست مجراى گارتنر از بقایاى سیستم ولفین یا مزونفریک منشأ مى‌‏گیرد که در امتداد سطح قدامى خارجى کانال واژینال طى مسیر مى‌‏کند. این ساختمان‏هاى کیستیک معمولاً کوچک و بدون علامت هستند؛ اما گاه بزرگ و علامت‏دار مى‏‌شوند و لازم مى‌‏شود برداشته شوند. (گزینه ب)

۱۶۹. خانمى ۱۰ روز بعد از زایمان، به علت درد و تورم منتشر در هر دو پستان، مراجعه کرده است. ظاهر هر دو پستان متورم و فاقد اریتم است. علایم حیاتى نرمال است. اقدام مناسب براى این بیمار، کدام است؟ (دستیارى تیر ۱۴۰۰)

الف) قطع شیردهى

ب) انسزیون و درناژ

ج) تجویز آنتى‏‌بیوتیک

د) تخلیه پستان

پرخونى پستان در زنانى که شیر نمى‌‏دهند، در چند روز اول بعد از زایمان ایجاد مى‌‏شود و با گذشت زمان بتدریج بهبود مى‌یابد. پرخونى دو طرفه است و با تورم و درد منتشر مشخص مى‌‏شود، بیمار علایم سیستمیک و تب ندارد. با کمک کیسه یخ و داروى ضد درد مى‌‏توان ناراحتى بیمار را برطرف کرد. اگر بیمار نمى‏‌خواهد شیر بدهد، نباید نوک پستان‏هاى خود را تحریک کند. (گزینه د)

۱۷۰. در خانمى ۶۰ ساله جواب پاپ اسمیر High Grade Squamous Intraepithelial Lesion (HSIL) گزارش شده است. کدام یک از اقدامات زیر مناسب است؟ (پیش‏‌کارورزى شهریور ۹۶)

الف) تکرار سیتولوژى

ب) کولپوسکوپى

ج) هیسترکتومى

د) چک ویروس HPV

اگر سیتولوژى (پاپ اسمیر) HSIL گزارش کند، باید کولپوسکوپى (و بیوپسى) یا LEEPصورت گیرد. (گزینه ب)

۱۷۱. براى خانم ۱۸ ساله در پاپ اسمیر LSIL گزارش شده است. اقدام مناسب کدام است؟ (پیش‏‌کارورزى شهریور ۹۷)

الف) تکرار پاپ اسمیر ۱۲ ماه بعد

ب) کولپوسکوپى

ج) کونیزاسیون

د) کرایو

ASC و LSIL در زنان جوان شایع‏تر هستند و احتمال پسرفت خودبخود آن‏ها بیشتر است. همچنین احتمال مثبت بودن آزمون HPV در این گروه سنى بیشتر است و استفاده از این آزمون براى غربالگرى مناسب نیست. بنابراین در زنان جوان (۲۱ تا ۲۴ ساله) با LSIL یا ASC-US بدون نتیجه HPVمى‌‏توان سیتولوژى را در ۱۲ ماه تکرار کرد. اگر تکرار سیتولوژى HSIL را نشان بدهد، کولپوسکوپى انجام مى‌‏شود؛ در غیر این صورت سیتولوژى ۱۲ ماه بعد تکرار مى‌‏شود. (گزینه الف)

۱۷۲. خانم ۳۰ ساله نولى‏گراوید، یکسال بعد از ازدواج تحت غربالگرى سرویکس قرار گرفته و پاپ‏اسمیر منفى و High Risk HPV مثبت بوده و بعد از یکسال در تست مجدد همان نتایج شده است. اقدام مناسب کدام است؟ (دستیارى اسفند ۹۷)

الف) کولپوسکوپى

ب) کونیزاسیون

ج) کوتریزاسیون

د) لیزر تراپى

امروزه در زنانى که بیش از ۳۰ سال سن دارند، از آزمون DNAبراى تشخیص HPV پرخطر به عنوان نوعى ابزار غربالگرى مکمل براى نئوپلاسم سرویکس استفاده مى‌‏شود. همچنین از این روش تشخیصى در زنانى که سیتولوژى سرویکس آن‏ها ASC-US گزارش شده است و نیز براى مداخله درمانى در زنان (غیر نوجوان) مبتلا به LSIL نیز استفاده مى‌‏شود. (گزینه الف)

۱۷۳. خانم گراوید ۲ با پاپ اسمیر High Grade Squamous Intra-Epithelial lesion (HSIL) در هفته ۲۴ باردارى مراجعه کرده است. توصیه مناسب چیست؟ (پیش‏‌کارورزى اسفند ۹۹)

الف) کولپوسکوپى

ب) تکرار سیتولوژى پس از زایمان

ج) بررسى high risk HVP

د) Conization

اگر سیتولوژى HSIL گزارش کند، باید کولپوسکوپى صورت گیرد و درمان بر اساس نتایج کولپوسکوپى، بافت‏شناسى و سن بیمار انجام شود. بجاى این کار مى‌‏توان (با رویکرد «ببین و درمان کن!») اقدام به درمان با LEEP نمود (بجز در نوجوانان، زنان جوان و زنان حامله). در زنان حامله کولپوسکوپى با همان اندیکاسیون‏هاى زنان غیر حامله انجام مى‌‏شود. در دوران حاملگى تغییرات عروقى بارزتر هستند، از این رو تفسیر ساده ضایعات در کولپوسکوپى بدون بیوپسى دشوار است. بنابراین باید از هر ضایعه مشکوک به CIN2/3 نمونه‏بردارى شود. (گزینه الف)

۱۷۴. یک خانم ۲۵ ساله بدون سابقه بیمارى خاص و کانسر در خود و خانواده‏اش، جهت انجام تست‏هاى روتین غربالگرى مراجعه مى‌‏کند. انجام کدام تست زیر لازم است؟ (دستیارى تیر ۱۴۰۰)

الف) پاپ اسمیر

ب) ماموگرافى

ج) خون مخفى در مدفوع

د) نیاز به غربالگرى ندارد

بر اساس بکمن در زنانى که کمتر از ۲۱ سال سن دارند، نباید غربالگرى براى کانسر سرویکس انجام شود، مگر آن که تماس جنسى آغاز شود و یا دیگر عوامل رفتارى پرخطر وجود داشته باشد. البته زنانى که مبتلا به عفونت HIVو یا نوع دیگر نقص ایمنى هستند، باید غربالگرى شوند. بکمن توصیه مى‌‏کند که در سنین ۲۱ تا ۲۹ سال غربالگرى هر سه سال و تنها با سیتولوژى و در سنین ۳۰ تا ۶۵ سال غربالگرى با سیتولوژى و آزمون HPV هر ۵ سال انجام شود. (گزینه الف)

۱۷۵. خانم ۴۶ ساله با پاپ اسمیر مبنى بر ASC-US، مراجعه کرده. کدامیک از موارد زیر براى ایشان انتخاب ارجح است؟ (دستیارى تیر ۱۴۰۰)

الف) کولپوسکوپى

ب) تریاژ با HR-HPV Test

ج) کورتاژ اندو سرویکس

د) کرایوتراپى

در بیمارى که نتیجه سیتولوژى وى ASC-US گزارش مى‌‏شود، مى‌‏توان دو کار انجام داد:

۱ـ آزمون DNA براى HR-HPV انجام داد:

ـ اگر نتیجه منفى باشد، تست همزمان (سیتولوژى و ارزیابى HR-HPV) سه سال بعد انجام مى‌‏شود.

ـ اگر نتیجه مثبت باشد، کولپوسکوپى انجام مى‌‏شود.

۲ـ سیتولوژى را یک سال بعد تکرار کرد:

ـ اگر نتیجه منفى باشد، غربالگرى روتین انجام مى‌‏شود.

ـ اگر نتیجه ASC یا بدتر باشد، کولپوسکوپى انجام مى‌‏شود. (گزینه ب)

۱۷۶. خانم ۳۲ ساله داراى ۳ فرزند با نتیجه Low grade squamous intraepithelial lesion (LSIL) در پاپ اسمیر تست HPV منفى ارجاع شده است. اقدام ارجح کدام است؟ (پیش‏‌کارورزى شهریور ۱۴۰۰)

الف) کولپوسکوپى

ب) تکرار Cotest سال بعد

ج) اکسیزیون الکترو سرجیکال

د) هیسترکتومى

در ۳% از سیتولوژى‏هاى سرویکس نتیجه بصورت LSILگزارش مى‌‏شود.

الف) در سه مورد زیر انجام کولپوسکوپى توصیه مى‌‏شود:

ـ LSIL بدون انجام آزمون HPV؛

ـ LSIL به همراه آزمون مثبت HPV؛

ـ ASC-US به همراه آزمون مثبت HPV (که در تست ۷ توضیح داده شد)؛

در سه حالت فوق، مداخلات درمانى و پیگیرى بعد از انجام کولپوسکوپى یکسان هستند.

ب) در صورت گزارش LSIL به همراه آزمون منفى HPVمى‌‏توان بیمار را بدقت و با تکرار هر دو تست (آزمون HPVو سیتولوژى) در ۱۲ ماه مورد مونیتورینگ قرار داد. اگر آزمون مجدد منفى باشد، مى‌‏توان آزمون همزمان بعدى را در مدت ۳ سال انجام داد. (گزینه ب)

۱۷۷. در کدامیک از شرایط زیر باید غربالگرى کانسر سرویکس بعد از ۶۵ سالگى متوقف شود؟ (پیش‏‌کارورزى اسفند ۱۴۰۰)

الف) سابقه CIN2 درمان شده ۱۵ سال قبل

ب) سابقه CIN1 درمان شده ۱۵ سال قبل

ج) سابقه CIN3 درمان شده ۱۰ سال قبل

د) سابقه دو تست سیتولوژى منفى در ۱۰ سال اخیر

در مورد غربالگرى کانسر سرویکس در زنانى که بیش از ۶۵ سال سن دارند، به نکات زیر توجه کنید:

۱ـ در سن بالاى ۶۵ سال در صورت وجود شواهدى مبنى بر کفایت نتیجه منفى تست‏هاى قبلى و عدم وجود سابقه CIN2 یا بالاتر باید غربالگرى با هر روشى متوقف شود.

۲ـ کفایت شواهد دال بر منفى بودن غربالگرى‏هاى قبلى شامل موارد زیر مى‌‏شود:

الف) سه گزارش پیاپى منفى سینولوژى در مدت ۱۰ سال گذشته؛

ب) دو گزارش پیاپى منفى Cotest در ۱۰ سال گذشته که آخرین آن در مدت ۵ سال گذشته باشد. (گزینه ب)

۱۷۸. خانم ۳۲ ساله که در پاپ اسمیر وى LSIL یا Low grade squamous intraepithelial lesion گزارش شده است با تست باردارى مثبت به شما مراجعه مى‌‏کند. توصیه مناسب چیست؟ (پیش‏‌کارورزى اسفند ۱۴۰۰)

الف) هر ۳ ماه کولپوسکوپى انجام شود.

ب) با توجه به این که احتمال بدخیمى هست، توصیه به سقط جنین مى‌‏شود.

ج) در سه ماهه دوم، علاوه بر کولپوسکوپى باید تحت کورتاژ اندوسرویکال هم قرار گیرد.

د) در صورتى که شک بالینى قوى به سرطان وجود داشته باشد، کولپوسکوپى بیوپسى باید انجام شود.

اگر در سیتولوژى سرویکس زن حامله LSIL گزارش شود، نباید ECC انجام شود و نیز نباید بیش از یک بار کولپوسکوپى در دوران حاملگى صورت بگیرد. تنها در صورتى که شک بالا در مورد ابتلا به کانسر وجود داشته باشد، مى‌‏توان در دوران حاملگى بیوپسى با کولپوسکوپى انجام داد. حتى مى‌‏توان معاینه با کولپوسکوپى را تا حداقل ۶ هفته بعد از وضع‏‌حمل به تأخیر انداخت. (گزینه د)

۱۷۹. بر اساس گایدلاین‏هاى تزریق واکسن HPV، کدامیک از اظهارات زیر صحیح مى‌‏باشد؟ (پیش‏‌کارورزى اسفند ۱۴۰۰)

الف) مواجهه قبلى با HPV از موارد منع تزریق واکسیناسیون مى‌‏باشد.

ب) مى‌‏توان واکسن را در دوران شیردهى تزریق کرد.

ج) قبل از تزریق واکسن، نیاز به انجام آزمایش HPV مى‌‏باشد.

د) تزریق واکسن در دوران باردارى مجاز است.

واکسن HPV مانع انتقال و ابتلا به انواع خاص HPV مى‌‏شود. امروز سه نوع واکسن دو و چهار و نه ظرفیتى وجود دارد. نوع دو ظرفیتى بر علیه انواع ۱۶ و ۱۸ HPV، نوع چهار ظرفیتى بر علیه انواع ۱۶ و ۱۸ و ۶ و ۱۱ و نوع نه ظرفیتى بر علیه انواع ۱۶ و ۱۸ و هفت نوع دیگر (از جمله انواع ۳۱ و ۴۵) مؤثر است. این واکسن‏ها تولید آنتى‌‏بادى‏‌هاى اختصاصى از نوع IgGرا تحریک مى‏‌کنند و مانع ابتلا به انواع خاص HPVدر ناحیه ژنیتال و وولو مى‏‌شوند. نشان داده شده است که نوع چهار ظرفیتى جلوى ۹۱% از عفونت‏هاى جدید و ۱۰۰% از عفونت‏هاى پایدار را مى‌‏گیرد. امروزه واکسن‏هاى HPVتنها براى پیشگیرى بکار مى‌‏روند.

۱ـ واکسن در دو یا سه دوز مجزا (بر اساس سن تجویز اولین دوز) تزریق مى‌‏شود.

ـ اگر اولین دوز قبل از سن ۱۵ سالگى تجویز شود، تزریق دو دوز (با فاصله ۶ تا ۱۲ ماه) کافى خواهد بود.

ـ اگر اولین دوز در سن ۱۵ سالگى یا بعد از آن تجویز شود، نیاز به سه دوز خواهد بود. دومین دوز باید با فاصله ۱ تا ۲ ماه از دوز اول و سومین دوز با فاصله ۶ ماه از دوز اول تزریق شود.

۲ـ واکسیناسیون روتین پسرها و دخترها در سن ۱۱ تا ۱۲ سال توصیه مى‌‏شود. مى‌‏توان از سن ۹ سالگى واکسن را تزریق کرد.

۳ـ تماس قبلى با HPV کنترا‌اندیکاسیونى براى واکسیناسیون نیست. امروز انجام آزمون از نظر ابتلا به HPVقبل از واکسیناسیون توصیه نمى‌‏شود.

۴ـ تزریق واکسن در زنان حامله توصیه نمى‌‏شود. واکسن براى زنان شیرده بى‏خطر است.

۵ـ بدون توجه به وضعیت واکسیناسیون باید توصیه‏‌هاى مربوط به غربالگرى (سیتولوژى سرویکس) انجام شوند. (گزینه ب)

۱۸۰. خانمى ۵۶ ساله منوپوز، با جواب پاپ اسمیر High Grade Squamous Intraepithelial Lesion (HSIL) مراجعه نموده است. کدامیک از اقدامات زیر توصیه مى‌‏شود؟ (پیش‏‌کارورزى شهریور ۱۴۰۱)

الف) تکرار پاپ اسمیر ۶ ماه بعد

ب) بررسى پاپیلوما ویروس

ج) کولپوسکوپى و بیوپسى

د) بیوپسى اندومتر

در آمریکا در ۵/۰% از سیتولوژى‏هاى سرویکس، HSILگزارش مى‌‏شود. با افزایش سن از احتمال گزارش شدن HSIL کم مى‌‏شود. بترتیب در ۸۴% و ۰۷% از زنانى که سیتولوژى HSIL دارند، CIN2 یا CIN3 تشخیص داده مى‌‏شود و از آن‏جا که احتمال وجود CIN2 یا CIN3 در بزرگسالانى که HSIL دارند، بالا است، درمان فورى با LEEPمى‏‌تواند اقدامى منطقى باشد، کار دیگر این است که معاینه با کولپوسکوپ انجام شود و بر اساس نتایج حاصل درمان و پیگیرى انجام گیرد. (گزینه ج)

۱۸۱. خانم ۴۳ ساله، G3P3 با پاپ اسمیر LSIL به درمانگاه انکولوژى ارجاع شده است. در معاینه سرویکس طبیعى به نظر مى‏‌رسد. کدام اقدام صحیح است؟ (پیش‏‌کارورزى اسفند ۱۴۰۱)

الف) کونیزاسیون

ب) هیسترکتومى

ج) کولپوسکوپى

د) تکرار پاپ اسمیر

در آمریکا سیستم بتسدا رایج‏ترین سیستم براى تقسیم‏بندى و گزارش ارزیابى سیتولوژیک سرویکس است. در سیستم تقسیم‏بندى بتسدا، ضایعات اپى‏تلیال به دو دسته تقسیم مى‏‌شوند: ضایعات اسکواموس و ضایعات گلندولر. در هر دو دسته، ضایعات مى‌‏توانند پیش‏کانسرى یا کانسرى باشند:

الف) ضایعات اسکوامو:

ـ ضایعات پیش‏کانسرى: ASC (شامل ASC-US و ASC-H)، LSIL، HSIL.

ـ ضایعات کانسرى: کارسینوم اسکواموى مهاجم.

ب) ضایعات گلندولر:

ـ ضایعات پیش‏کانسرى: AGC (سلول گلندولر آتى‏پیک شامل نوع اندوسرویکال، نوع اندومترى و NOS)، Atypical, Favor Neoplastic و AIS اندوسرویکال؛

ـ ضایعات کانسرى: آدنوکارسینوم.

پیش از ایجاد روش نام‏گذارى داخل اپى‏تلیالى، از اصطلاح نئوپلازى داخل اپى‏تلیال سرویکس یا CIN استفاده مى‏شد و ضایعات را به CIN1، CIN2 و CIN3 تقسیم مى‏کردند. نوعى تقسیم‏بندى جدیدتر مبتنى بر دیسپلازى جاى این تقسیم‏بندى را گرفت و بر اساس آن ضایعات پیش‏بدخیم را بر اساس دیسپلازى به انواع خفیف، متوسط و شدید تقسیم‏بندى مى‏کردند. امروزه LSIL شامل عفونت HPV، دیسپلازى خفیف یا CIN1 مى‌‏شود و HSIL انواع CIN2 و CIN3را در بر مى‌‏گیرد. CIN3 مترادف کارسینوم درجا نیز مى‌‏باشد.

بنابراین بر اساس بکمن CIN1 را معادل با LSIL مى‌‏گیریم. در ۳% از سیتولوژى‏هاى سرویکس نتیجه بصورت LSILگزارش مى‌‏شود.

الف) در سه مورد زیر انجام کولپوسکوپى توصیه مى‌‏شود:

ـ LSIL بدون انجام آزمون HPV؛

ـ LSIL به همراه آزمون مثبت HPV؛

ـ ASC-US به همراه آزمون مثبت HPV (که در تست‏هاى بعدى به آن مى‏پردازیم)؛

در سه حالت فوق، مداخلات درمانى و پیگیرى بعد از انجام کولپوسکوپى یکسان هستند.

ب) در صورت گزارش LSIL به همراه آزمون منفى HPVمى‌‏توان بیمار را بدقت و با تکرار هر دو تست (آزمون HPVو سیتولوژى) در ۱۲ ماه مورد مونیتورینگ قرار داد. اگر آزمون مجدد منفى باشد، مى‌‏توان آزمون همزمان بعدى را در مدت ۳ سال انجام داد.

در گذشته توصیه مى‏شد که اگر در سیتولوژى خانم یائسه LSILگزارش شد، ابتدا درمان با کرم واژینال استروژن انجام شود و و بعد سیتولوژى تکرار گردد. امروزه توصیه مى‌‏شود که اگر در سیتولوژى سرویکس زن یائسه ASCUS یا LSILگزارش شد، همانند جمعیت عمومى برخورد شود. (گزینه ج)

۱۸۲. خانمى ۱۸ ساله و متأهل براى انجام تست پاپ اسمیر به درمانگاه مراجعه کرده است. پیشنهاد شما چیست؟ (پیش‏‌کارورزى شهریور ۱۴۰۲)

الف) تست سیتولوژى بر پایه مایع

ب) تست Cotest

ج) تست سیتولوژى بر پایه لام

د) فعلاً نیاز به انجام تست پاپ اسمیر ندارد.

در زنانى که کمتر از ۲۱ سال سن دارند، بدون در نظر گرفتن این که تماس جنسى آغاز شده باشد و یا دیگر عوامل رفتارى پرخطر وجود داشته باشد، نباید غربالگرى براى کانسر سرویکس انجام شود، البته زنانى که مبتلا به عفونت HIVو یا نوع دیگر نقص ایمنى هستند، باید غربالگرى شوند. بکمن توصیه مى‌‏کند که در سنین ۲۱ تا ۲۹ سال غربالگرى هر سه سال و تنها با سیتولوژى و در سنین ۳۰ تا ۶۵ سال غربالگرى با سیتولوژى و آزمون HPV هر ۵ سال انجام شود. (گزینه د)

۱۸۳. خانمى ۳۳ ساله، مولتى‏پار به دلیل پاپ اسمیر مبنى بر ASC-Hمراجعه نموده است. در بیمار فوق، اقدام مناسب کدام است؟ (پیش‏‌کارورزى اسفند ۱۴۰۲)

الف) هیسترکتومى

ب) کولپوسکوپى

ج) لوپ الکتروسرویکال اکسیزیون

د) تکرار پاپ اسمیر ۳ ماه بعد

اگر در Pop Test، ASC-H گزارش شود، باید کولپوسکوپى انجام شود، چرا که در ASC-H هم مانند HSIL خطر وجود CIN2 و CIN3 بالا است. (گزینه ب)

۱۸۴. خانمى ۲۲ ساله جهت انجام پاپ اسمیر براى غربالگرى کانسر سرویکس مراجعه نموده است. در این ارتباط آزمایش مناسب کدام است؟ (پیش‏‌کارورزى اسفند ۱۴۰۲)

الف) HPV سالانه

ب) سیتولوژى هر ۳ سال یک بار

ج) سیتولوژى و HPV سالانه

د) سیتولوژى و HPV هر ۳ سال یک بار

در زنانى که کمتر از ۲۱ سال سن دارند، بدون در نظر گرفتن این که تماس جنسى آغاز شده باشد و یا دیگر عوامل رفتارى پرخطر وجود داشته باشد، نباید غربالگرى براى کانسر سرویکس انجام شود، البته زنانى که مبتلا به عفونت HIVو یا نوع دیگر نقص ایمنى هستند، باید غربالگرى شوند. بکمن توصیه مى‌‏کند که در سنین ۲۱ تا ۲۹ سال غربالگرى هر سه سال و تنها با سیتولوژى و در سنین ۳۰ تا ۶۵ سال غربالگرى با سیتولوژى و آزمون HPV هر ۵ سال انجام شود. (گزینه ب)

۱۸۵. بیمار خانم ۴۴ ساله گراوید سه با شکایت ترشح واژینال مراجعه و در سونوگرافى بعمل آمده از بیمار تخمدان‏ها نرمال و تصویر ۳ میوم ۳-۲ سانتیمترى در ناحیه ساب سروز رحم مشاهده شده است. اقدام مناسب براى این بیمار کدام است؟ (پیش‏‌کارورزى شهریور ۹۹)

الف) میومکتومى

ب) هیسترکتومى ابدومینال

ج) آمبولیزاسیون شریان رحمى

د) نیاز به اقدام درمانى ندارد

درمان لیومیوم ابتدا متوجه برطرف کردن علایم آن است و اگر این رویکرد شکست بخورد (یا اندیکاسیون دیگرى وجود داشته باشد)، جراحى یا دیگر روش‏هاى تخریبى در نظر گرفته مى‏‌شوند. بنابراین نیازى نیست بعد از تشخیص لیومیوم حتما آن را درمان کرد. به عنوان مثال اگر بیمار دچار اختلالات قاعدگى مرتبط به لیومیوم شود، بویژه اگر خونریزى وى آنقدر شدید نباشد که سبب مشکلاتى در روند زندگى وى گردد و یا آنمى فقر آهن ایجاد کند، اطمینان دادن و تحت نظر قرار گرفتن بیمار کفایت مى‌‏کند. مى‌‏توان با معاینات مکرر لگنى یا سونوگرافى پیاپى رشد لیومیوم را ارزیابى کرد.

در بیمارانى که مى‏‌خواهند توانایى بچه‏دار شدن خود را حفظ کنند و یا آن‏ها که به سبب لیومیوم (و اختلال شدید داخل حفره رحمى ناشى از آن)، بارورى آن‏ها مختل شده است، توصیه به انجام میومکتومى مى‌‏شود.

۱ـ اندیکاسیون‏هاى انجام میومکتومى:

ـ وجود توده لگنى سریعا بزرگ شونده؛

ـ وجود علایمى که با درمان طبى برطرف نمى‏‌شوند؛

ـ بزرگ شدن لیومیوم به حدى که سبب هیدرونفروز شود.

۲ـ کنترا‌اندیکاسیون‏هاى انجام میومکتومى:

ـ حاملگى؛

ـ بیمارى پیشرفته آدنکسى؛

ـ بدخیمى؛

ـ اختلال کامل عملکرد رحم به دنبال انوکلئاسیون لیومیوم.

۳. عوارض میومکتومى:

ـ خونریزى بیش از حد حین میومکتومى؛

ـ خونریزى بعد از میومکتومى؛

ـ عفونت؛

ـ چسبندگى رحمى؛

ـ نیاز به هیسترکتومى اورژانس.

اگرچه از هیسترکتومى بطور شایع براى درمان لیومیوم رحمى استفاده مى‌‏شود، اما از این عمل جراحى باید به عنوان درمان قطعى تنها در زنان علامت‏دارى که تمایلى به حامله شدن ندارند، استفاده کرد. لیومیوم‏هاى رحمى بدون علامت الزاما نیاز به هیسترکتومى ندارند.. (گزینه د)

۱۸۶. خانمى ۳۵ ساله با سن باردارى ۳۰ هفته همراه با یک میوم بزرگ پایه‏دار ۱۲ سانتى‌‏مترى، به دلیل درد شدید شکمى مراجعه نموده است. انقباضات رحمى وجود ندارد و ضربان قلب جنین نرمال مى‌‏باشد. جهت درمان بیمار فوق اقدامات زیر کافى مى‌‏باشد، بجز؟ (پیش‏‌کارورزى اسفند ۱۴۰۲)

الف) استراحت در بستر

ب) ضد درد قوى

ج) میومتکتومى

د) سزارین اورژانس

در دوران حاملگى گاه لیومیوم‏ها بیشتر از مقدار خونرسانى خود بزرگ مى‏‌شوند و بدین ترتیب دچار دژنراسیون قرمز یا کارنئو مى‏گردند و درد ایجاد مى‏‌کنند. در این حالت معمولاً استراحت در بستر و استفاده از مسکن‏هاى قوى کفایت مى‌‏کند، البته گاه نیاز به میومتکومى مى‌‏شود. (گزینه د)

۱۸۷. خانمى ۴۸ ساله با خونریزى غیرطبیعى رحمى تحت بیوپسى سرپایى اندومتر قرار گرفته و اندومتر ترشحى تشخیص داده شده است. خونریزى بیمار همچنان ادامه دارد. سونوگرافى رحم، CBCو سطح هورمون‏ها طبیعى است. اقدام مناسب بعدى کدام است؟ (دستیارى اردیبهشت ۹۶)

الف) Hysterectomy

ب) Endometrial Ablation

ج) تجویز GNRH آگونیست

د) هیستروسکوپى و D&C

شایع‏ترین اندیکاسیون براى نمونه‏بردارى از اندومتر، خونریزى غیر طبیعى است. در زنان پره‏منوپوز، بعد از رد کردن حاملگى، مى‌‏توان نمونه‏اى کافى با درد نسبتا کم تهیه کرد. ارزیابى بیشتر بستگى به نتایج بیوپسى دارد. اگر امکان نمونه‏بردارى سرپایى فراهم نباشد (به عنوان مثال در بیمار مبتلا به تنگى سرویکس)، مى‌‏توان اقدام به D&C و هیستروسکوپى و نمونه‏بردارى مستقیم اندومتر کرد. در بیمارانى که نتایج نمونه‏بردارى اندومتر طبیعى دارند، اما خونریزى آن‏ها عود مى‌‏کند، باید به فکر ارزیابى مکرر اندومتر بود. (گزینه د)

۱۸۸. خانمى ۶۷ ساله که ۱۳ سال است منوپوز مى‌‏باشد، با شکایت ترشح چرکى از واژن و احساس فشار در لگن مراجعه کرده است. در معاینه سرویکس آتروفیک بوده و ترشح از کانال سرویکال وجود دارد. سایز رحم بزرگ مى‌‏باشد. به درمان آنتى‏‌بیوتیک پاسخ نداده است. اقدام مناسب بعدى چیست؟ (پیش‏‌کارورزى اسفند ۱۴۰۰)

الف) تجویز پروژستین با دوز بالا

ب) رادیوتراپى لگنى و کاف

ج) بررسى پاتولوژى آندومتر

د) هیسترکتومى و Staging

در این بیمار باید به فکر تشخیص کانسر اندومتر بود. از جمله تظاهرات بالینى کانسر مى‌‏توان به موارد زیر اشاره کرد:

۱ـ خونریزى یا ترشح از واژن تنها شکایت در ۹۰-۸۰% از بیماران مبتلا به کانسر اندومتر است.

۲ـ در برخى از بیماران (اغلب بیماران مسن‏تر) به سبب تنگى سرویکس ممکن است خون در داخل رحم تجمع پیدا کند و کانسر اندومتر با تظاهرات هماتومترا یا پیومترا و وجود ترشح چرکى از واژن خودش را نشان بدهد.

۳ـ در مراحل پیشرفته‏تر بیمارى، ممکن است علاوه بر شکایت از خونریزى واژینال (یا حتى به عنوان تنها شکایت)، بیمار احساس ناراحتى یا فشار در لگن (در اثر بزرگى رحم یا انتشار بیمارى به خارج رحم) را ذکر کند.

۴ـ ۲۰-۵% از بیماران مبتلا به کارسینوم اندومتر بدون علامت هستند.

تأئید تشخیص کانسر اندومتر با انجام نمونه‏بردارى اندومتر (براى ارزیابى خونریزى واژینال) انجام مى‌‏شود. بویژه در بیمارانى که با خونریزى بعد از یائسگى (خونریزى بعد از ۱۲ ماه از ایجاد آمنوره در بیمارى که تشخیص یائسگى او داده شده است)، مراجعه مى‏‌کنند، باید بیشتر به خطر وجود کارسینوم اندومتر توجه داشت. (گزینه ج)

۱۸۹. در سونوگرافى واژینال خانم ۴۵ ساله‏اى که به علت کانسر پستان تحت درمان با تاموکسیفن مى‌‏باشد، پولیپ ۱ سانتى‌‏مترى در کاویته اندومتر گزارش شده است. بیمار فاقد هر گونه علایم بالینى است. توصیه مناسب کدام است؟ (پیش‏‌کارورزى شهریور ۱۴۰۱)

الف) تکرار سونوگرافى ۳ ماه بعد

ب) انجام سونوهیستروگرافى

ج) برداشتن پولیپ

د) هیسترکتومى

بیشتر پولیپ‏هاى اندومتر نوعى روند هیپرپلاستیک تسریع یافته فوکال و خوش‏خیم هستند و ساختار آن‏ها از نظر بافت‏شناسى اختصاصى است و مى‌‏توانند با دیگر انواع هیپرپلازى اندومتر و یا حتى کارسینوم اندومتر همراه باشند. پولیپ‏ها بیش از همه در دورال حول و حوش یائسگى یا بلافاصله بعد از یائسگى ایجاد مى‏‌شوند. در این زمان به سبب عدم تخمک‏گذارى مزمن، تخمدان‏ها بطور مداوم استروژن تولید مى‏‌کنند. شایع‏ترین علامت بیمار خونریزى غیرطبیعى است. پولیپ‏هاى کوچک را اغلب بطور تصادفى در هنگام نمونه‏بردارى یا کورتاژ اندومتر براى ارزیابى AUBکشف مى‏‌کنند. بندرت ممکن است پولیپ بزرگى شروع به عبور از کانال سرویکس کند. در این حالت بیمار دچار نامنظمى خونریزى و درد مبهم پائین و خط وسط شکم مى‌‏شود (زیرا سرویکس به آهستگى دیلاته مى‌‏شود و افاسمان پیدا مى‌‏کند). در این حالت باید براى کاستن از مقدار خونریزى و پیشگیرى از ایجاد عفونت اقدام به جراحى کرد. کمتر از ۵% از پولیپ‏ها تغییرات بدخیمى را نشان مى‌‏دهند. توجه داشته باشید در زنان یائسه و در زنانى که تاموکسیفن مصرف مى‏‌کنند، بیشتر احتمال دارد که پولیپ‏ها با کارسینوم اندومتر همراهى داشته باشند. (گزینه ج)

۱۹۰. بیمار خانم ۱۶ ساله با شکایت نامرتب بودن پریودها از حدود ۲ ماه قبل مراجعه کرده است. در آزمایشات HCG منفى و در سونوگرافى کیست ساده تخمدان به ابعاد 78mm× ۷۰گزارش شده است. اقدام مناسب کدام است؟ (پیش‏‌کارورزى شهریور ۹۹)

الف) لاپاراتومى

ب) لاپاروسکوپى

ج) تکرار سونوگرافى ۲ ماه بعد

د) تخلیه کیست از طریق سونوگرافى

در بیمارانى که در سنین بارورى به سر مى‏برند و دچار کیستى با قطر بیشتر از ۵ سانتى‌‏متر هستند، توصیه به انجام سونوگرافى مى‌‏شود. بیشتر کیست‏هاى فولیکولر در مدت ۶ هفته خودبخود برطرف مى‏‌شوند. تجویز کنتراسپتیو براى سرکوب تحریک گنادوتروپینى کیست، سبب کوچک‏تر شدن کیست موجود نمى‌‏شود، اما مى‏‌تواند ایجاد کیست جدید را سرکوب کند و اجازه بدهد مشکل موجود حل شود. اگر کیست فونکسیونل با وجود درمان انتظارى باقى بماند، باید به وجود نوعى نئوپلاسم یا کیستى از نوع دیگر شک کرد و با کمک روش‏هاى تصویربردارى و یا جراحى اقدام به بررسى بیشتر نمود. گاه پارگى کیست فولیکولر سبب درد حاد لگن مى‌‏شود. از آن‏جا که رها شدن مایع فولیکولر به داخل فضاى پریتوان تنها علایم موقت ایجاد مى‌‏کند، بندرت نیاز به مداخله جراحى مى‌‏شود. تجویز مسکن براى مدتى کوتاه سبب بهبود علامتى مشکل بیمار مى‌‏شود. (گزینه ج)

۱۹۱. دختر خانم ۱۷ ساله‏اى به دنبال تاخیر پریود و درد خفیف یکطرفه زیر دل سونوگرافى شده که کیست تک حفره‏اى ۸ سانتى‌‏مترى تخمدان چپ گزارش شده درد بیمار در یک ساعت گذشته شدیدتر شده و در سونوگرافى مجدد کیست کوچک‏تر شده است و مایع آزاد مختصرى در لگن دیده مى‌‏شود علائم حیاتى پایدار است. اقدام مناسب چیست؟ (پیش‏‌کارورزى شهریور ۱۴۰۰)

الف) تجویز مسکن تحت نظرگیرى

ب) لاپاروسکوپى تشخیصى

ج) لاپارونومى اورژانسى

د) تجویز قرص ضد باردارى

به سؤال قبل مراجعه کنید. (گزینه الف)

۱۹۲. تومور Krukenberg به کدامیک از موارد زیر اطلاق مى‌‏شود؟ (دستیارى اردیبهشت ۱۴۰۱)

الف) تومور ثانوى تخمدان ناشى از متاستاز

ب) تومور آدنوکارسینوم موسینوس تخمدان

ج) تومور ژرم‏سل تخمدان

د) سارکوم اولیه تخمدان

بطور کلاسیک اصطلاح تومور کروکنبرگ توصیف کننده نوعى تومور تخمدان است که از دیگر نواحى نظیر مجراى گوارش و پستان به تخمدان متاستاز داده است. در ۱۰-۵% از زنانى که در ابتدا تصور مى‌‏شود دچار نوعى بدخیمى اولیه تخمدان هستند، در نهایت تشخیص بدخیمى غیر تناسلى دادده مى‌‏شود. بیشتر این تومورها کارسینوم‏هاى موسینى مهاجم عمدتا از نوع Signet-Ring Cell هستند. این بدخیمى‏ها اغلب دو طرفه بوده با متاستاز گسترده همراه هستند. (گزینه الف)

۱۹۳. دختر ۱۱ ساله‏اى به علت توده ۱۰ سانتى‌‏مترى تخمدان تحت لاپاروتومى و خروج توده قرار گرفته است. در پاتولوژى حین عمل، کیست درموئید گزارش مى‌‏شود. توصیه مناسب پس از عمل کدام است؟ (پیش‏‌کارورزى شهریور ۱۴۰۱)

الف) کموتراپى

ب) ارزیابى تومور مارکرها

ج) فالوآپ با سونوگرافى

د) برداشتن تخمدان همان طرف

شایع‏ترین تومور تخمدان در زنان در تمامى سنین، تراتوم کیستیک خوش‏خیم است که کیست درموئید یا درموئید هم نام دارد. درموئیدها مى‌‏توانند حاوى بافت تمایز یافته از هر سه لایه زایاى رویانى (اندودرم، مزودرم و اکتودرم) باشند. شایع‏ترین اجزایى که در داخل آن‏ها یافت مى‏‌شوند، منشأ اکتودرمى دارند و عمدتا شامل بافت سلولى اسکوامو مانند ضمائم پوستى (غدد عرق و سباسه) و فولیکل مو و سبوم مى‏‌شوند. از جمله دیگر اجزاى تشکیل دهنده درموئیدها مى‌‏توان به بافت CNS، غضروف، استخوان، دندان و اجزاى غددى روده‏‌ها اشاره کرد که بیشتر تمایز یافته هستند.درموئید بطور شایع بصورت توده آدنکسى یک طرفه و بدون علامت که متحرک و بدون حساسیت است، خود را نشان مى‏‌دهد. نحوه درمان درموئیدها بستگى به عواملى نظیر اندازه، علایم بالینى، خطر جراحى و شک به بدخیمى دارد: خطر بدخیمى پائین است، اما به سبب احتمال پارگى (که مى‏‌تواند سبب پریتونیت شیمیایى شود) یا تورسیون تخمدان باید به فکر برداشتن تومور با جراحى بود. ۲۰-۱۰% از درموئیدها دوطرفه هستند و باید در هنگام جراحى تخمدان مقابل هم بررسى شود. اگر درمان انتظارى انتخاب شود، باید پیگیرى مداوم با کمک سونوگرافى انجام شود. (گزینه ج)

۱۹۴. بیمار ۲۶ ساله با درد شکمى به اورژانس مراجعه کرده است. در بررسى درد و تندرنس داشته و در سونوگرافى کیست هموراژیک پاره شده و مایع آزاد mild to moderate در حفره لگن گزارش شده است. تمام عبارت‏هاى زیر درست هستند، بجز؟ (پیش‏‌کارورزى اسفند ۱۴۰۱)

الف) کیست هموراژیک جزو کیست‏هاى عملکردى تخمدان است.

ب) در سونوگرافى بطور شایع پروجکشن پاپیلارى گزارش مى‌‏شود.

ج) در بیمار فوق، در صورت علایم همودینامیک پایدار، بیمار تحت نظر گرفته مى‌‏شود.

د) در افرادى که تحت درمان با داروهاى آنتى‏کواگولان هستند، کیست هموراژیک شایع‏تر است.

کیست جسم زرد هموراژیک (از جمله کیست‏هاى فونکسیونل تخمدان) ممکن است در انتهاى مرحله لوتئال پاره شود. بیمار زنى است که از OCPاستفاده نمى‌‏کند و قاعدگى‏هاى منظم دارد و با درد حال در انتهاى مرحله لوتئال مراجعه مى‌‏کند. برخى از بیماران با شواهد هموپریتوان و هیپوولمى مراجعه مى‏‌کنند و نیاز به رزکسیون کیست خونریزى دهنده با کمک جراحى مى‌‏شود. در سایر موارد درد حاد و خونریزى خودمحدود هستند و درمان با کمک مسکن‏هاى ضعیف و اطمینان‏‌بخشى انجام مى‌‏شود. بیمارانى که داروهاى ضد انعقادى مصرف مى‏‌کنند و یا دچار اختلال انعقادى هستند، در خطر ابتلاى مکرر به کیست‏هاى هموراژیک جسم زرد مى‏باشند. (گزینه ب)

۱۹۵. دختر خانم ۱۳ ساله با درد شکم تحت بررسى قرار مى‌‏گیرد و توده ۹ سانتى‌‏مترى با مشخصات منطبق با دیس‏ژرمینوم تخمدان راست مشخص مى‌‏شود. شواهدى از ابتلاى خارج تخمدانى موجود نیست. مناسب‏ترین اقدام کدام است؟ (دستیارى اردیبهشت ۱۴۰۲)

الف) برداشتن هر دو تخمدان و رحم و غدد لنفاوى پلویک و پرى‏آئورتیک

ب) برداشتن لوله و تخمدان راست و نمونه‏بردارى از غدد لنفاوى پلویک و پرى‏آئورتیک

ج) برداشتن هر دو تخمدان به تنهایى و شروع شیمى‏‌درمانى در اولین فرصت بعد از عمل

د) برداشتن لوله و تخمدان راست و سپس رادیوتراپى

بیائید مطالب مربوط به دیس‏ژرمینوم را کامل بخوانیم، چرا که این تومور تخمدان بسیار سوالى است: تومورهاى ژرم‏سل شایع‏ترین کانسرهاى تخمدان در سنین کمتر از ۲۰ سال هستند. ممکن است این تومورها داراى عملکرد باشند و hCG یا آلفا فیتو پروتئین تولید کنند که از هر دو مى‌‏شود به عنوان تومور مارکر استفاده کرد. دیس‏ژرمینوم معمولاً یک‏طرفه است و شایع‏ترین نوع تومور ژرم سلى است که در بیماران مبتلا به دیس‏ژنزى گنادى ایجاد مى‌‏شود. این تومور به اشعه و شیمى‏‌درمانى حساس است. به سبب سن پائین بیمار، اگر تومور کمتر از ۱۰ سانتى‌‏متر اندازه داشته باشد و شواهدى دال بر انتشار تومور به خارج از تخمدان دیده نشود، براى درمان باید به فکر برداشتن تخمدان مبتلا به تنهایى و حفظ رحم تخمدان سمت مقابل بود. برخلاف تومورهاى اپتلیالى، دیس‏ژرمینوم بیشتر از طریق لنفاتیک‏ها منتشر مى‌‏شود و بنابراین در زمان جراحى باید از عقده‏‌هاى لنفاوى لگن و اطراف آئورت نمونه‏بردارى شود. (گزینه ب)

۱۹۶. کدام تومور تخمدانى مولد استروژن بوده و مى‏‌تواند موجب هیپرپلازى اندومتر یا کارسینوم اندومتر شود؟ (پیش‏‌کارورزى شهریور ۱۴۰۲)

الف) ژرم‏سل تومور

ب) تراتوم نابالغ

ج) تومور سلول گرانولوزا

د) تومور سرتولى لایدیگ

تومورهاى سلول استرومایى تخمدان، معمولاً تومورهایى خوش‏خیم هستند که از استرواى طناب جنسى تخصص یافته تخمدان در حال تکامل منشأ مى‌‏گیرند: این تومورها مى‌‏توانند عمدتا در مسیر سلول‏هاى زنانه به تومورهاى سلول گرانولوزا تکا تکامل پیدا کنند و یا تبدیل به بافتى عمدتا مردانه شوند و تومورهاى سلول سرتولى لایدیگ را بوجود بیاورند. هر دو نوع این تومورها داراى عملکرد هستند و مى‌‏توانند هورمون تولید کنند. تومورهاى سلول گرانولوزا تکا عمدتا ترکیبات استروژنى تولید مى‏‌کنند و مى‌‏توانند بصورت ایجاد تظاهرات زنانه خودشان را نشان بدهند، در حالى که تومورهاى سرتولى لایدیگ ترکیبات آندروژنى تولید مى‏‌کنند مى‌‏توانند سبب ویریلیزاسیون یا هیرسوتیسم شوند. این نئوپلاسم‏ها در تمامى گروه‏‌هاى سنى شیوعى تقریبا یکسان دارند. اگر تومور سلول گرانولوزا در کودکان ایجاد شود، مى‏‌تواند علایم و نشانه‏‌هاى مربوط به بلوغ زودرس (تلارک زودرس و خونریزى واژینال) ایجاد کند. همچنین اگر این نوع تومور بعد از یائسگى ایجاد شود، باز هم مى‌‏توانند خونریزى واژینال ایجاد کند. (گزینه ج)

۱۹۷. دختر خانم ۱۷ ساله‏اى به دلیل آمنوره، هیرسوتیسم و ویریلیزاسیون مراجعه نموده است. در سونوگرافى، توده‏اى در تخمدان گزارش شده است. کدامیک از موارد زیر مى‏‌تواند عامل بروز تظاهرات فوق در بیمار باشد؟ (پیش‏‌کارورزى اسفند ۱۴۰۲)

الف) تراتوما

ب) اندومتریوما

ج) دیس‏ژرمینوما

د) آندروبلاستوما

تومورهاى سرتولى لایدیگ (که آندروبلاستوم و آررنوبلاستوم هم نامیده مى‏‌شوند)، تومورهایى هستند که تستوسترون ترشح مى‏‌کنند. این تومورها اغلب در زنان در سنین ۴۰-۲۰ سالگى ایجاد مى‏‌شوند. تومورهاى سرتولى لایدیگ معمولاً (در ۹۵% موارد) یک طرفه هستند. قطر این تومورها مى‏‌تواند به ۱۰-۷ سانتى‌‏متر هم برسد. زنان مبتلا به تومور سرتولى لایدیگ دچار آکنه، هیرسوتیسم (در ۷۵% موارد)، آمنوره (در ۳۰% موارد) و ویریلیزاسیون با شروعى سریع مى‏‌شوند. ممکن است در معاینه لگن توده‏اى در تخمدان لمس شود. در بررسى‏هاى آزمایشگاهى کاهش FSH و LH، پائین بودن سطح پلاسمایى آندرواستندیون و افزایش قابل توجه تستوسترون وجود دارد. در صورت شک به تشخیص، نباید براى برداشتن تخمدان گرفتار به کمک جراحى تردید کرد. (گزینه د)

۱۹۸. دختر خانم ۱۶ ساله‏اى به دلیل درد شکمى و سونوگرافى مبنى بر تومور حدودا ۸ سانتى‌‏مترى در تخمدان چپ مراجعه نموده است. در بررسى تومور مارکر FP بالاتر از حد نرمال گزارش مى‌‏شود. ابتلا به کدام تومور براى بیمار فوق مطرح مى‌‏باشد؟ (پیش‏‌کارورزى اسفند ۱۴۰۲)

الف) تکوما

ب) تومور ژرم‏سل

ج) اندومتریوما

د) تومور سلول گرانولوزا

تومورهاى ژرم‏سل شایع‏ترین کانسرهاى تخمدان در سنین کمتر از ۲۰ سال هستند. ممکن است این تومورها داراى عملکرد باشند و hCG یا آلفا فیتو پروتئین تولید کنند که از هر دو مى‌‏شود به عنوان تومور مارکر استفاده کرد. (گزینه ب)

۱۹۹. خانمى ۶۰ ساله با شکایت از بى‏اختیارى ادرار مراجعه کرده است. این مشکل با تغییر پوزیشن رخ مى‏‌دهد و حجم زیادى از ادرار قبل از رسیدن به دستشویى تخلیه مى‌‏شود. آزمایشات ادرار و قند خون نرمال است. کدام گزینه صحیح است؟ (دستیارى تیر ۱۴۰۰)

الف) آموزش مثانه

ب) تجویز پسارى

ج) تجویز تامپون

د) تجویز سیپروفلوکساسین

بیمار دچار Urge Incontinence است. در حالت طبیعى رفلکس ادرار کردن زمانى شروع مى‌‏شود که گیرنده‏‌هاى کششى در عضلات دتروسور، پیامى به مغز بفرستند. سپس مغز تصمیم مى‌‏گیرد که آیا از نظر اجتماعى ادرار کردن مناسب است یا خیر؟ اگر چنین باشد عضلات دتروسور منقبض مى‏‌شوند و فشار مثانه را از فشار اورترا بالاتر مى‏برند، اسفنکتر خارجى اورترا که ارادى است شُل مى‌‏شود ادرار کردن کامل مى‏گردد. در حالت طبیعى عضلات دتروسور اجازه مى‌‏دهند که مثانه در وضعیتى با مقاومت پائین پُر شود: یعنى حجم ادرار داخل مثانه افزایش مى‌یابد، اما فشار داخل مثانه پائین مى‌‏ماند. اگر عضله دتروسور بیش‏فعال باشد، دچار انقباضات غیر قابل کنترل مى‌‏شود و این انقباضات فشار مثانه را افزایش مى‏‌دهد و از فشار اورترا بالاتر مى‏برد و در نتیجه ادرار نشت مى‌‏کند بدون آن که فشار داخل شکم افزایش یابد. بیش‏فعالى ایدیوپاتیک عضلات دتروسور علت ارگانیک ندارد، اما عوامل نوروژنیک در ایجاد آن دخیل هستند. بیمارى که دچار بیش‏فعالى دتروسور است، احساس مى‌‏کند که مکررا و بطور فورى باید به دستشویى برود. ممکن است نوکتورى هم وجود داشته باشد. علایم فوق ممکن است خودبخود ایجاد شوند یا بعد از جراحى مثانه براى درمان بى‏اختیارى استرسى و یا به دنبال اتساع بیش از حد مثانه در حین جراحى لگنى ایجاد شوند. Urge Incontinence با موارد زیر مشخص مى‌‏شود:

۱ـ علایم: Urgency، نوکتورى؛

۲ـ مقدار ادرار کردن: زیاد، تخلیه کامل مثانه؛

۳ـ مدت ادرار کردن: متوسط، چندین ثانیه؛

۴ـ رویدادهاى مرتبط: تغییر در وضعیت، جریان داشتن آب؛

۵ـ وضعیتى که در آن ایجاد مى‌‏شود: هر وضعیتى.

رفتار درمانى با هدف افزایش کنترل بیمار بر مثانه خود و افزایش ظرفیت مثانه با زیاد کردن تدریجى فاصله بین ادرار کردن‏ها انجام مى‌‏شود و اغلب براى درمان Urge Incontinence از آن استفاده مى‏گردد، اما مى‏‌تواند براى درمان بى‏اختیارى استرسى و بى‏اختیارى مختلط هم مفید واقع شود. بیوفیدبک این روش را تقویت مى‌‏کند. (گزینه الف)

۲۰۰. خانم ۲۶ ساله به دلیل دفع غیر ارادى ادرار به دنبال عطسه، سرفه و برداشتن اجسام از زمین در حد چند قطره مراجعه کرده است. در معاینه، با سرفه خروج ادرار رویت شد. معاینه حسى و حرکتى اعصاب ساکرال طبیعى است. بیمار به کدامیک از انواع بى‏اختیارى ادرارى مبتلا مى‌‏باشد؟ (دستیارى اردیبهشت ۱۴۰۱)

الف) بیش‏فعالى دترسور

ب) فوریتى

ج) استرسى

د) سرریزى

تشخیص بى‏اختیارى استرسى است. در بیماران مبتلا به بى‏اختیارى استرسى، به سبب از بین رفتن عملکرد هماهنگ فاشیاى اندوپلویک، در صورت بالا رفتن فشار داخل شکم، این فشار به مثانه منتقل مى‌‏شود، اما به اورترا (بویژه UVJ) منتقل نمى‏گردد، گردن مثانه پائین مى‌‏آید و فشار مقانه از فشار داخل اورترا بالاتر مى‏‌رود و ادرار دفع مى‌‏شود. بنابراین در بیمار مبتلا به بى‏اختیارى استرسى، ادرار در هنگام انجام فعالیت‏هایى که سبب افزایش فشار داخل شکمى مى‌‏شود (سرفه کردن، خندیدن یا عطسه کردن) دفع مى‌‏شود. بى‏اختیارى استرسى شایع‏ترین نوع بى‏اختیارى در زنان جوان است. (گزینه ج)

۲۰۱. در ارزیابى اولیه خانم یائسه با بى‏اختیارى ادرار کدام مورد ضرورى نمى‌‏باشد؟ (پیش‏‌کارورزى اسفند ۱۴۰۱)

الف) تست اورودینامیک

ب) اندازه‏گیرى PVR (Post Voiding Residue)

ج) مشاهده نشت ادرار با سرفه

د) آزمایش ادرار

ارزیابى اولیه براى بى‏اختیارى ادرار شامل شرح‏حال، معاینه بالینى، مشاهده مستقیم دفع ادرار، اندازه‏گیرى PVR (Post Voiding Residue)، کشت ادرار و آزمایش ادرار مى‌‏شود. (گزینه الف)

۲۰۲. دختر خانمى ۱۸ ساله مورد Rape قرار گرفته است. توصیه مناسب کدام است؟ (پیش‏‌کارورزى اسفند ۱۴۰۰)

الف) بررسى وضعیت HIV بیمار طى ۷۲ ساعت اول بعد از تعرض

ب) پروفیلاکسى با پنى‏سیلین قبل از مشخص شدن تست سرولوژیک

ج) تزریق واکسن هپاتیت B بدون توجه به سابقه واکسیناسیون قبلى

د) تزریق واکسن گارداسیل بصورت روتین براى جلوگیرى عفونت HIV

در بیمارى که مورد Rape قرار گرفته است، در مدت ۷۲ ساعت باید وضعیت HIV ارزیابى شود و سپس ۶ هفته، ۳ ماه و ۶ ماه بعد تکرار شود.

۲۰۳. خانواده‌‏اى با دختر خود و شکایت تجاوز جنسى به اورژانس زنان مراجعه کرده‌‏اند. تمام اقدامات زیر صحیح هستند، بجز؟ (پیش‏‌کارورزى شهریور ۱۴۰۲)

الف) از نظر هپاتیت و ایدز بررسى شود.

ب) معاینه فیزیکى بدون حضور همراه باشد.

ج) پروفیلاکسى مناسب براى بیمارى‏هاى منتقله جنسى داده شود.

د) پیشگیرى اورژانس از باردارى باید در نظر گرفته شود.

ارزیابى بیمارى که مورد تجاوز جنسى قرار گرفته است، شامل موارد زیر مى‌‏شود:

۱ـ موارد طبى:

ـ اطمینان از گرفتن رضایت آگاهانه از بیمار؛

ـ ارزیابى و درمان آسیب‏هاى جسمانى یا ارجاع بیمار؛

ـ گرفتن شرح‏حال ژنیکولوژیک؛

ـ معاینه بالینى و معاینه لگن (در حضور یک همراه یا ناظر)؛

ـ گرفتن نمونه‏‌هاى مناسب براى ارزیابى STD؛

ـ انجام آزمون‏هاى سرولوژیک پایه براى هپاتیت B، HIV و سیفیلیس؛

ـ پروفیلاکسى بیمارى‏هاى عفونى در صورت لزوم؛

ـ تجویز روش پیشگیرى از باردارى اورژانس در صورت لزوم؛

ـ مشاوره بر اساس یافته‏ها و پیش‌‏آگهى؛

ـ پیگیرى طبى بیمارى و ارجاع وى براى رفع نیازهاى روانى اجتماعى.

۲ـ موارد قانونى:

ـ ثبت حوادث بطور دقیق در پرونده؛

ـ ثبت آثار بجا مانده از آسیب‏ها؛

ـ جمع کردن نمونه‏ها (موهاى پوبیس، ترشحات واژن، بزاق، خون در لباس یا سایر ذرات)؛

ـ تشخیص وجود یا عدم وجچود اسپرم در مایع واژن و تهیه لام از آن؛

ـ گزارش به مقامات مسئول در صورت لزوم؛

ـ اطمینان از امنیت زنجیره رویدادها. (گزینه ب)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *