همه گزينه‏‌هاى زير از علل طولانى شدن QT مى‌‏باشند، بجز؟
الف) هيپوكلسمى
ب) هيپركالمى
ج) اسيدوز
د) ضد افسردگى‏‌هاى سه حلقه‏‌اى (TCA)

طولانى شدن QT در الكتروكارديوگرام مى‌‏تواند علل مادرزادى يا اكتسابى داشته باشد. از جمله علل اكتسابى طولانى شدن QT Interval مى‌‏توان به اين موارد اشاره كرد: آهسته بودن سرعت ضربان قلب (برادى‏‌كاردى، بلوك كامل قلب)، تحت كشش بودن مكانيكى قلب، هيپوكالمى، هيپومنيزمى، هيپوكلسمى، هيپوكسى، اسيدوز، داروهاى ضد آريتمى (كلاس IA، IB و III)، فنوتيازين‌‏ها، ضد افسردگى‏‌هاى‏ ترى‌سيكليك و تتراسيكليك، اريترومايسين، آنتى‌‏هيستامين‏‌ها، سزيم، آميل‏‌اريد، باريم، ايسكمى. (گزينه ب)

همه گزينه‏‌هاى زير در معاينه قلب و عروق صحيح مى‏‌باشند، بجز؟
الف) Bisferiens Pulse در كارديوميوپاتى انسدادى هيپرتروفيك (HOCM) ديده مى‌‏شود.
ب) Corrigan Pulse در نارسايى شديد دريچه ميترال ديده مى‌‏شود.
ج) Pulsus Alternans در نارسايى قلبى ديده مى‌‏شود.
د) Pulsus Paradoxus در تامپوناد قلب ديده مى‌‏شود.

گزينه الف: نبض بيسفرينس دو قله دارد و در رگورژيتاسيون آئورت (با يا بدون تنگى) و كارديوميوپاتى هيپرتروفيك مشاهده مى‏‌شود.
گزينه ب: نارسايى آئورت سبب افزايش فشار نبض (تفاوت بين فشار سيستولى و دياستولى) شده، نبض كوريگان يا Pulsus Water-Hammer ايجاد مى‏‌كند.
گزينه ج: به نبض‏‌هاى يك در ميان قوى و ضعيف در ريتم سينوسى نبض متناوب يا آلترنانس گفته مى‏‎شود. اين نبض در نارسايى قلبى ديده مى‏‌شود.
گزينه د: در حالت طبيعى در حين دم، فشار سيستوليك شريانى كاهش مى‏‌يابد و اين مسئله سبب كاهش آمپليتود نبض
شريانى مى‌‏شود. در Pulsus Paradoxus اين حالت تشديد مى‌‏شود. در حين دم فشار سيستولى شريانى بيش از
mmHg10 كاهش مى‌‏يابد و ممكن است نبض محيطى بطور كامل در حين دم از بين برود. از جمله علل Pulsus Paradoxus مى‏‌توان به تامپوناد پريكارد اشاره كرد.
(گزينه ب)

همه يافته‌‏هاى زير در معاينه فيزيكى بيمار مبتلا به تنگى دريچه ميترال صحيح مى‏‌باشد، بجز؟
الف) موج a برجسته در معاينه JVP مشاهده مى‌‏شود.
ب) فاصله OS از A2 رابطه مستقيم با شدت MS دارد.
ج) در مراحل پيشرفته MS صداى دوم افزايش يافته و بصورت Single S2 شنيده مى‏‌شود.
د) در كلسيفيكاسيون شديد دريچه ميترال ممكن است صداى اول كاهش يابد.

در سمع قلب كه به MSمبتلا است، يافته‌‏هاى زير كشف مى‏‌شوند:
1ـ تشديد S1 (در صورت نرم و قابل انعطاف بودن لت‌‏هاى دريچه)؛
2ـ تشديد P2 با افزايش فشار سيستولى شريان پولمونر و بعد كاهش S2 Splitting و در نهايت ايجاد Single S2؛
3ـ سمع OS؛
4ـ سوفل دياستولى رامبلى Low-Pitched كه بهتر از همه در آپكس قلب در حالت خوابيده به پهلوى چپ سمع مى‏‌شود.
توجه داشته باشيد كه Opening Snap يا OS بيشتر در نتيجه تنگى ميترال و با شيوع كمتر ناشى از تنگى ترى‏كوسپيد است. هرچقدر فاصله OS از صداى دوم قلب كمتر باشد، فشار دهليز چپ بالاتر و تنگى دريچه ميترال شديدتر است. (گزينه ب)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *