ندول يك سانتىمترى گنبدى شكل و قرمز رنگ با سطح صاف كه فرورفتگى شبيه به دهانه آتشفشان و پر از كراتين در مركز آن وجود دارد، روى صورت مرد مسنى ديده مىشود. اين ضايعه در عرض دو ماه ايجاد شده و اخيرا رشد آن متوقف شده است. مناسبترين تشخيص كدام است؟
الف) كارسينوم سلول بازال
ب) سبورئيك كراتوز
ج) كراتوآكانتوم
د) درماتوفيبروم
تشخيص كراتوآكانتوم است. كراتوآنتوم ندولى است با رشد سريع كه ظاهر بالينى خاصى دارد و بهتر است نوعى SCC درجه پائين در نظر گرفته شود. كراتوآكانتوما سه مرحله رشد دارد:
1ـ در مرحله پروليفراتيو يك پاپول منفرد ظاهر مىشود رشد مىكند و بعد از 4-2 هفته به حداكثر اندازه مىرسد.
2ـ در مرحله تكامل، ضايعه چند هفته تا چند ماه بدون تغيير مىماند. مىتواند شبيه به كوه آتشفشان باشد، چرا كه مركز آن فرورفته و پر از كراتين است.
3ـ در مرحله بهبودى، ضايعه از بين مىرود و اسكار بجاى مىگذارد.
شايعترين محلهاى درگيرى صورت، گردن، پشت دستها و بخشهاى در معرض نور خورشيد است. كف دست يا پا گرفتار نمیشود. (گزينه ج)
بيمارى به علت ضايعات تاولى شُل در مناطق مختلف بدن و مخاطات، بدون خارش، به شما مراجعه كرده است. در آسيبشناسى، تاول داخل اپىدرم مشاهده مىشود و ايمونوفلورسانس مستقيم مريض مثبت گزارش شده است. چه تشخيصى براى بيمار مطرح است؟
الف) پمفيگوس ولگاريس
ب) درماتيت هرپتىفرم
ج) بولوس پمفيگوئيد
د) زرد زخم تاولى
بيمار مبتلا به پمفيگوس ولگاريس شده است. پمفيگوس نوعى بيمارى تاولى اتوايميون است كه پوست و مخاطها راذدرگير مىكند. اروزيونهاى دهانى معمولاً هفتهها تا ماهها پيش از بروز ضايعات پوستى آشكار مىشوند. درگيرى پوستى بصورت بول كه براحتى پاره مىشود (زيرا سقف بول نازك است و از قسمت نازكى از اپىدرم تشكيل شده است). فشار آوردن بر روى بول سالم و كوچك سبب مىشود كه مايع داخل بول از طرفين وارد بخش ميانى اپىدرم شود و آن را بشكافد (نشانه آسبو ـ هانسن). فشار بر روى پوست سالم سبب ايجاد بول مىشود (نشانه نيكولسكى). در زير ميكروسكوپ بول داخل اپيدرمى، آكانتوليز (جدا شدن سلولهاى اپيدرمى) و انفيلتراسيون خفيف تا متوسط ائوزينوفيل ديده مىشود. در ايمينوفلورسانس مستقيم IgG و در بيشتر موارد C3 در ماده بين سلولى اپيدرم ديده مىشود. در ايمينوفلورسانس غيرمستقيم IgG سرمى در بيشتر موارد در بيمارى فعال مثبت است. سطح سرمى آنتىبادى با فعاليت بيمارى تطبيق دارد. از اين رو مى توان با بررسى سرم سير بالينى بيمارى را پيگيرى كرد. (گزينه الف)
پسر 25 ساله با ضايعات زانو و آرنج دو طرفه و قرينه به كلينيك پوست مراجعه كرده است كه شروع ايجاد ضايعات از دو ماه قبل بوده است. در شرح حال، سابقه بيمارى و دارويى را ذكر نمىكند. در معاينه چند پلاك اريتماتوى پوستهدار با حاشيه كاملاً مشخص روى اين نواحى ديده مىشود كه با كنار زدن پوستهها با آبسلانگ، خونريزىهاى نقطهاى ديده مىشود. چه تشخيصى براى بيمار مطرح است؟
الف) ليكن پلان
ب) پسوريازيس
ج) درماتيت سبورئيك
د) لوپوس پوستى
بيمار مبتلا به پسوريازيس است. پسوريازيس پلاكى شايعترين نوع پسوريازيس است:
1ـ محل: اكستانسور اندامها (آرنج، زانو)، پوست سر، و ساكروم؛ اغلب كف دست و كف پا و صورت را گرفتار نمىكند.
2ـ نوع: پاپولهاى قرمز، پوستهدار (پوستههاى متصل، سفيد نقرهاى) با حاشيه مشخص كه به هم متصل مىشوند و پلاكهاى گرد تا بيضى ايجاد مىكنند. رنگ قرمز تيره از جمله مشخصات بيمارى است. با برداشتن پوستهها خونريزى نقطهاى ديده مىشود (Auspitz Sign). پوستهها مىتوانند بشدت متراكم شوند (بويژه بر روى پوست سر). (گزينه ب)