نکته اول: هیپوناترمى در اثر وجود آب زیاد در مقایسه با سدیم کلى بدن و ناتوانى کلیه در دفع این آب اضافى ایجاد مىشود. غلظت سدیم سرم همیشه نشاندهنده محتواى کلى سدیم بدن و یا حتى اسمولاریته نیست. به عنوان مثال در بیماران مبتلا به بیمارىهاى مزمن کلیوى، قلبى یا کبدى ممکن است مقدار کلى سدیم بدن افزایش داشته باشد. در این بیماران به سبب افزایش بیشتر در مقدار آب بدن هیپوناترمى ایجاد مىشود. هیپوناترمى مىتواند با کاهش، افزایش یا طبیعى بودن حجم آب خارج سلولى همراه باشد و هریک از این انواع هیپوناترمى نیاز به درمان جداگانهاى دارند.
نکته دوم: در بیماران جراحى، شایعترین علت هیپوناترمى ترقیقى، استفاده از مایعات هیپوتونیک براى جایگزینى مایع ایزوتونیک از دست رفته از طریق دستگاه گوارش یا فضاى سوم است.
نکته سوم: در صورت وجود هیپرگلیسمى یا هیپرترىگلیسریدمى شدید یا بعد از انفوزیون داخل وریدى لیپیدها ممکن است بطور کاذب مقدار سدیم سرم بسیار پائین باشد.
نکته چهارم: تظاهرات بالینى اصلى هیپوناترمى مربوط به CNS مىشود (به سبب تورم مغز و نخاع):
- در صورت ایجاد هیپوناترمى سریع، اگر سدیم سرم بین ۱۲۰ تا ۱۳۰ mEq/L باشد، بیمار مىتواند دچار تحریکپذیرى، ضعف، خستگى، افزایش رفلکسهاى تاندونى عمقى و Twitchهاى عضلانى شود.
- در صورت عدم درمان، هیپوناترمى شدید مىتواند منجر به تشنج، کوما، آرفلکسى و مرگ شود.
نکته پنجم: در بیشتر موارد مىتوان هیپوناترمى را با محدود کردن مصرف آب آزاد و در موارد شدید با تجویز سدیم درمان کرد. درمان هیپوناترمى به علت آن، شدت آن و ماهیت هر نوع اختلال حجم همراه بستگى دارد.
نکته ششم: هیپوناترمی ناشی از پلىدیپسى سایکوژنیک با محدودیت آب درمان مىشود.
نکته هفتم: بیشتر هیپوناترمىهاى ترقیقى بصورت یاتروژنیک در حول و حوش جراحى ایجاد مىشوند و به محدودیت ساده مایعات پاسخ مىدهند.
نکته هشتم: دیورتیکهاى تیازیدى با مهار بازجذب سدیم و کلرید در کلیهها سبب هیپوناترمى مىشوند. بهترین درمان براى این نوع هیپوناترمى، قطع داروى مسبب است.
نکته نهم: هیپوناترمى همراه با کاهش حجم با جایگزینى همزمان سدیم و مایع (معمولاً به کمک محلول نرمال سالین یا رینگر لاکتات) درمان مىشود. سرعت جایگزینى بر اساس شدت کاهش حجم مشخص مىشود.
نکته دهم: محلولهاى سالین هیپرتونیک (۲% یا بیشتر) تنها زمانى اندیکاسیون دارند که هیپوناترمى سبب اختلالات عصبى تهدید کننده حیات شود.