نکته اول: لیزوزومها ارگانلهای سلولی حاوی آنزیمهای تجزیه کننده برای گلیکوزآمینوگلیکانها (یا همان موکوپلیساکاریدها) هستند. گلیکوزآمینوگلیکانها ماکرومولکلولهایی هستند که در داخل و خارج از سلول وظایفی بر عهده دارند. اختلالات ژنتیکی مختلفی میتوانند بر روی عملکرد لیزوزومها اثر بگذارند. در اثر این اختلالات مواد مختلفی در داخل سلول تجمع مییابند و سبب تخریب سلول (بویژه سلولهای عصبی) میشوند.
نکته دوم: بیماریهای ذخیره لیزوزومی شامل انواع اصلی زیر میشوند:
- موکوپلیساکاریدوزها
- لیپیدوزها: مانند بیماری گوشه، بیماری نیمنپیک، بیماری تایساکس
- موکولیپیدوزها و بیماریهای مرتبط
- سایر انواع: بیماریهای ذخیرهای ناشی از اختلال در غشاء لیزوزومها، بیماریهای ذخیرهای ناشی از اختلال در پروتئولیز لیزوزومی
نکته سوم: تظاهرات بالینی بیماریهای ذخیری لیزوزومی متنوع است و به عواملی نظیر اختصاصی بودن عملکرد لیزوزوم برای بافت و سرعت سوخت و ساز مادهای که گردش آن تحت تاثیر قرار گرفته است، بستگی دارد:
- برخی از بیماریها تنها در دوران بزرگسالی ظاهر میشوند.
- تجمع مواد در اعضای توپر میتواند سبب هپاتواسپلنومگالی و کاردیومیوپاتی شود.
- برخی از بیماریها بافتهای زیادی را تحت تاثیر قرار میدهند، اما بر روی مغز اثر نمیگذارند.
- برخی از بیماریها فقط سیستم عضلانی اسکلتی را درگیر میکنند.
- در بسیاری از بیماریها، تاخیر تکامل، کدورت قرنیه و محدودیت تحرک مفاصل شایع است.
- هیدروپس فتالیس غیر ایمنی در بسیاری موارد دیده میشود.
نکته چهارم: موکوپلیساکاریدوزها شامل انواع مختلفی میشوند و هر کدام هم نامی دارند: به عنوان مثال MPS I بیماری هورلر و MPS II بیماری هانتر نام دارد. در تمام موکوپلیساکاریدوزها Dysostosis Multiples وجود دارد، بجز MPS IV یا بیماری مورکیو.
نکته پنجم: در MPS II (بیماری هانتر) و MPS III (بیماری سانفیلیپو) قرنیه شفاف است و در سایر انواع میتواند دچار کدورت باشد. در MPS II دژنراسیون شبکیه و ادم پاپی وجود دارد.
نکته ششم: در موکوپلیساکاریدوزها در ادردر اسید موکوپلیساکارید وجود دارد و در گلبولهای سفید اجسام Adler-Reilly وجود دارد.
نکته هفتم: بیمارى تاىساکس از جمله لیپیدوزها است. و در اثر کمبود هگزوزآمینیداز A ایجاد مىشود. این بیمارى با وجود Cherry-Red Spot شبکیه مشخص مىشود. کبد و طحال بیمار بزرگ نیستند. Cherry-Red Spot در نیمنپیک A نیز مشاهده مىشود، اما در این بیمارى کبد و طحال بزرگ هستند.
نکته هشتم: بیمار مبتلا به تاىساکس تا ۶ ماهگى طبیعى به نظر مىرسد و از این پس دچار تحریکپذیرى، هیپرآکوزیس، عقبماندگى هوشى و Cherry-Red Spot شبکیه مىشود.
نکته نهم: شایعترین نوع بیماری گوشه (نوعی لیپیدوز)، اختلالی با سیر تدریجی است که در بزرگسالان دیده میشود؛ اما نوع سریعا کشنده شیرخوارگی با درگیری شدید عصبی همراه است و در اثر کمبود آنزیم گلوکوسربروزیداز ایجاد میشود. در این بیماری تجمع گلوکوسیل سرامید در کبد، طحال و مغز استخوان سبب هپاتواسپلنومگالی و سیتوپنی میشود.
نکته دهم: بیماری کراب هم از جمله لیپیدوزها است. این بیماری در اثر کمبود گالاکتوسربریداز ایجاد میشود. در این بیماری دمیلیناسیون سیستم عصبی مرکزی و محیطی سبب بروز نشانههای مربوط به نورون حرکتی فوقانی و تحتانی میشود.