نکته اول: اختلال در توجه به همراه آسیب آگاهى (هوشیارى) مشخصه اصلى دلیریوم است.
نکته دوم: شیوع دلیریوم در بخشهاى جراحى و مراقبتهاى ویژه ۴۰-۱۵% است.
نکته سوم: همانطور که ذکر شد، اختلال در توجه (کاهش توانایى هدایت، تمرکز، تداوم و تغییر توجه) همراه با آسیب آگاهى مهمترین علامت بیمارى است که بصورت اختلال جهتیابى (عدم قطعیت نسبت به زمان، مکان یا هویت سایر افراد) و ضعف تمرکز و خوابآلودگى ظاهر مىشود.
نکته چهارم: شروع دلیریوم نسبتا سریع (چند ساعت تا چند روز) و طول مدت آن کوتاه است و شدت علایم آن تغییر مىکنند، بطورى که علایم شبها شدت بیشترى دارند.
نکته پنجم: در دلیریوم، ممکن است رفتار بیمار بصورت بیشفعالى همراه با سر و صدا کردن و تحریکپذیرى باشد و یا بیمار دچار کمفعالى و اختلال در خواب شود.
نکته ششم: برای درمان دلیریوم باید روشنایى محیط بقدر کافى باشد و اتاق بیمار با وسائل آشنا تزئین شده باشد و ساعت یا تقویمى وجود داشته باشد تا بیمار بسادگى بتواند تشخیص بدهد که در کجا قرار دارد. باید خانواده یا دوستان بیمار را تشویق کرد تا در کنار بیمار باشند و مرتب به ملاقات او بیایند.
نکته هفتم: باید براى درمان بیمار مبتلا به دلیریوم از حداقل دوز دارو در مواقع ضرورى استفاده کرد.
نکته هشتم: در دلیریوم با تجویز دوز حداقل بنزودیازپین ترجیحا با نیمهعمر کوتاه (لورازپام ۲-۱ میلىگرم) مىتوان اختلال خواب بیمار را بهتر کرد. نباید در طول روز بنزودیازپین تجویز شود زیرا ممکن است با ایجاد خمارى، جهتیابى بیمار را مختل کند.
نکته نهم: در دلیریوم اگر رفتار بیمار مختل شده باشد، مىتوان از داروهاى آنتىسایکوتیک استفاده کرد. بعد از تجویز دوز اولیه کافى براى درمان وضعیت حاد (۲ تا ۱۰ میلىگرم هالوپریدول داخل عضله و تکرار آن هر یک ساعت در صورت عدم کنترل رفتار آشفته)، مىتوان براى حفظ آرامش بیمار بدون آن که خوابآلودگى شدید ایجاد شود، دوز خوراکى منظم از همان دارو (۱.۵ برابر دوز تزریقى) را تجویز نمود.
نکته دهم: فنوتیازینها اثرات آنتىکولینرژیک زیادى دارند و در حین درمان دلیریوم باید از تجویز آنها پرهیز نمود.