مبحث دیابت در بارداری بسیار مهم است و در آزمونهای مختلف همیشه از آن تست میآید. نکات مهم زیر را حتما بخاطر داشته باشید:
نكته اول: شايعترين آزمون غربالگرى براى عدم تحمل گلوكز در دوران باردارى آزمون گلوكز خوراكى ۱ ساعته با ۵۰ گرم گلوكز است كه در هفتههاى ۲۴ تا ۲۸ انجام مىشود. براى انجام اين آزمون لازم نيست كه بيمار ناشتا باشد. اگر بعد از انجام آزمون مقدار گلوكز بيمار بيشتر از حد مشخصى (۱۳۰، ۱۵۵ يا mg/dL140 باشد)، بايد آزمون تحمل گلوكز ۳ ساعته با ۱۰۰ گرم گلوكز انجام شود. اگر ۲ يا بيش از ۲ نتيجه اين آزمون غير طبيعى باشد، تشخيص ديابت باردارى تأئيد مىشود.
نكته دوم: در نوزادان مادران ديابتى، خطر ايجاد آنومالىهاى مادرزادى ۶ برابر بيشتر است (در مقايسه با خطر پايه ۲-۱% در تمام افراد). شايعترين اين آنومالىها شامل آنومالىهاى قلبى، CNS، كليوى و اندام مىشوند. آژنزى ساكروم نوعى آنومالى نادر است كه مختص نوزادان مادران ديابتى مىباشد.
نكته سوم: خطر ايجاد سقط خودبخود در زنانى كه ديابت كنترل شده دارند، مشابه با زنان بدون ديابت است. اما در زنان مبتلا به ديابت اگر كنترل قند خون در شروع حاملگى نامناسب باشد، خطر سقط خودبخود بطور قابل توجهى افزايش مىيابد. همچنين اگر كنترل ديابت ناكافى باشد، خطر مرگ جنين نيز افزايش مىيابد. به همين دليل بايد آزمونهاى مختلف مربوط به سلامت جنين از هفته ۳۲ باردارى شروع شوند.
نكته چهارم: ماكروزومى (وزن جنين بيش از ۴۰۰۰ يا ۴۵۰۰ گرم) در زنان حامله مبتلا به ديابت شايعتر است. اگر بر اساس سونوگرافى وزن جنين در انتهاى حاملگى بيش از ۴۵۰۰ گرم تخمين زده شود، توصيه به انجام وضعحمل سزارين مىشود تا خطر عدم تناسب سر جنين با لگن مادر، ديستوشى شانه و ديگر تروماهاى زايمانى مرتبط با بزرگ بودن جنين، برطرف شود.
نكته پنجم: پلىهيدرآمنيوس (افزايش حجم مايع آمنيونى به بيش از ۲۰۰۰ ميلىليتر) از جمله عوارض حاملگى در زنان مبتلا به ديابت است. افزايش حجم مايع آمنيونى و اندازه رحم با افزايش خطر دكولمان جفت و زايمان پرهترم و نيز آتونى رحم بعد از زايمان همراه است. حجم مايع آمنيونى با سونوگرافى كنترل مىشود.
نكته ششم: در زنانى كه از قبل از باردارى مبتلا به ديابت هستند، بايد در ابتداى باردارى سونوگرافى انجام شود تا قابل حيات بودن جنين ارزيابى شود و سن دقيق حاملگى مشخص گردد. در هفتههاى ۱۸ تا ۲۰ باردارى، انجام سونوگرافى كامل با هدف شناسايى آنومالىهاى مادرزادى (بويژه آنومالىهاى CNS، دستگاه ادرارى تناسلى، قلب و عروق بزرگ) انديكاسيون دارد. اگر شك به اختلالات قلبى ايجاد شود يا اگر در سونوگرافى قلب يا عروق بزرگ جنين مشاهده نشود، ممكن است نياز به انجام اكوكارديوگرافى باشد. مونيتورينگ سلامت جنين شامل شمارش حركات جنين و همچنين انجام NST، بيوفيزيكال پروفايل، و يا CST با فواصل مناسب رويكردى ارزشمند براى مونيتورينگ سلامت جنين است. معمولاً اين آزمونها از هفتههاى ۳۴-۳۲ باردارى شروع مىشوند.
نكته هفتم: ديابت باردارى يا GDM در حدود ۷% شيوع دارد و با شيوع بيشتر چاقى اين مقدار افزايش هم مىيابد. از جمله عوامل خطرساز
براى ايجاد GDM مىتوان به موارد زير اشاره كرد: 1ـ سن؛ 2ـ نژاد؛ 3ـ سابقه مامايى (ديابت باردارى در حاملگى قبلى؛ سابقه تولد فرزند با وزن بيش از ۴۰۰۰ گرم؛ سقطهاى خودبخود مكرر؛ سابقه مردهزايى بدون دليل)؛ 4ـ سابقه خانوادگى قوى ديابت؛ 5ـ چاقى. البته ۵۰% از بيماران مبتلا به ديابت باردارى عوامل خطرساز فوق را ندارند.
نكته هشتم: هدف از درمان GDM يا ديابت باردارى، نگهداشتن مقدار گلوكز در محدودهاى مشخص است:
ـ سطح گلوكز ناشتا كمتر از mg/dL95؛
ـ سطح گلوكز ۱ ساعت بعد از غذا كمتر از mg/dL140؛
ـ سطح گلوكز ۲ ساعت بعد از غذا كمتر از mg/dL120.
نكته نهم: با رعايت رژيم غذايى بسيارى از مادران مبتلا به GDM نياز به انسولين پيدا نمىكنند. در حال حاضر شواهدى بر عليه يا به نفع محدوديت متوسط كالرى در مادران چاق مبتلا به GDM وجود ندارد، اما اگر قرار است كالرى دريافتى محدود شود، مقدار محدوديت نبايد از ۳۳% بيشتر شود. در عمل توصيه مىشود كه براى توزيع مناسب كربوهيدرات مصرفى و كاهش نوسان قند بعد از مصرف غذا، زن حامله ۳ وعده غذايى و ۳-۲ ميانوعده مصرف كند: اگر بيمار بتواند ديابت باردارى را با رژيم غذايى به تنهايى كنترل كند، پيشآگهى پرىناتال خوب خواهد بود و مىتوان اجازه داد كه حاملگى تا ترم ادامه يابد و نياز به اين نيست كه وضعحمل براى زودتر از هفتههاى ۳۹ تا ۴۰ برنامهريزى شود.
نكته دهم: اگر در بيمار مبتلا به GDM نتوان سطح گلوكز را با رژيم غذايى كنترل كرد، نياز به تجويز انسولين وجود دارد. انسولين از جفت عبور نمىكند و به همين دليل مستقيما بر روى جنين اثر نمىگذارد. اما گلوكز با انتشار تسهيل شده از جفت عبور مىكند و هر چقدر گلوكز مادر بالاتر باشد، مقدار گلوكز در جنين بالاتر خواهد بود و در پاسخ جنين انسولين بيشترى توليد مىكند و اين افزايش توليد انسولين سبب تبديل گلوكز به چربى مىشود و بنابراين جنين سنگينتر مىگردد (ماكروزومى).















